دوشنبه، 24 تیر 1398
محل تبلیغ شما

12/12 1395
 

 

هماهنگی طبّ و دین

به نام آنکه برای هر دردی «درمانی» آفرید،
و به انسان نعمت «آگاهی» عطا فرمود.
باید بدانیم که:
قرآن و نهج البلاغه در جهان معاصر چه رهنمودها و پیامهایی برای درمان جسم و جان آدمی دارد؟
درست است که علم و دانش بشری بخصوص بیولوژی و فیزیولوژی و هم اکنون پسیکولوژی در تلاش است تا جسم و جان آدمی را بکاود و«درد» و«درمان» او را کشف نماید،
امّا هزاران مشکل و صدها راز ناشناخته در این راه باقی مانده است،
زیرا در شناخت انسان درمانده اند که:
انسان چیست؟
و اعتراف کرده اند که:
انسان موجودی ناشناخته است،
هر روز راز تازه را کشف می کنند،
هر روز به عظمت و شگفتی های تن آدمی پی برده و روش درمان تازه ای را ارائه می دهند،
در گذشته، بدنبال عوامل بیولوژی و فیزیولوژی، در جستجو بودند که امروز، علم روانشناسی به کمک بیولوژی آمد،
و بهداشت و درمان را به گونه نوینی در آورده است.
در گذشته نسبت به عوارض و التهاب پوستی با تزریق انواع آمپول ها و معالجات جلدی به درمان می پرداختند.
در صورتی که امروز با پیشرفت علم روانشناسی، بسیاری از اینگونه امراض را با درمان روح و روان، بهبود می بخشند.
و باور دارند که برخی از عوارض پوستی در بدن کودک، جنبه روانی دارد،
زیرا گاهی پدر در مسافرت است،
یا به جنگ رفته است،
و یا در خانواده دچار کمبود محبت شده است که عامل بیماری های پوستی کودوک شده است.
هم اکنون شاهدیم که اُفق دیدِ علوم امروزی بیشتر و بیشتر دارد با واقعیت ها نزدیک می شود.
همه اعتراف دارند که:
اگر انسان را بدرستی می شناختیم،
و علل در دو درمان او را کشف می کردیم،
در راه بهداشت و درمان انسان مشکلی پدید نمی آمد.
هر چه انسان در کاوش های علمی خود به پیش می رود،
شگفتی ها و ویژگی های تازه تری را می نگرد، واقعیت های پنهان دیگری کشف می شود،
پس شناخت انسان و شناخت عظمت خلقت او، می تواند ما را به خداوند بزرگ هستی رهنمون شود.
گرچه ناباوران مادّی گرا می گویند:
شاهکار خلقت»
باید از آنها پرسید که:
شاهکار خلقت یعنی چه؟
چه کسی قانونمندی بدن انسان را تحقّق بخشیده است؟
که هر عضوی از اعضاء بدن انسان، کار مخصوص خود را می شناسد و از عهده آن بخوبی بر می آید،
هم طب و هم دین، هر دو به انسان می اندیشند،
به درد و درمان او می پردازند،
جسم و جان انسان را می خواهند شفا بخشند،
انسان، هم موضوع دین است و هم موضوع طب،
با این فرق که طب به هدفداری انسان کاری ندارد می خواهد چشم یا گوش یا زبان را درمان کند،
امّا برای چه؟
و چگونه باید از چشم و گوش و زبان استفاده کرد؟
روا و ناروا در محدوده حواس کدامند؟
کاری ندارد،
در صورتی که دین به هدفداری انسان، و هدفداری اعضاء تن آدمی، و به هدفداری نظام پهناور آفرینش می پردازد،
و چون طبیب با شگفتی های بدن انسان در تماس است، زودتر می تواند خدای آفریننده را بشناسد و دست طراح و هوشمند نظام را مشاهده کند از این رو، در میان قشر اطباء کمتر کسی پیدا می شود که خدا را انکار کند،
زیرا پس از مشاهده راز های شگفتی آور تن آدمی با اندک تفکر و ارزیابی می توان خداوند انسان آفرین را شناخت،
که معصوم علیه السلام فرمود:
اِعْرِفْ نَفْسَکَ تُعْرَف رَبَّکَ
(خود را بشناس خدا را می شناسی.)
و قرآن کریم تن آدمی را یکی از راه های شناخت معرفی می کند که:
وَ فی اَنْفُسِکُمْ اَفَلاتَعْقِلُونَ
(و نشانه های خدا در جسم و جان شما نهفته است، آیا قدرت تفکر ندارید؟)
زیرا در خداشناسی، هم می شود سیر آفاقی داشت و در اجرام کیهانی مطالعه کرد و چون نظامی گفت:
نه یک رشته را می توان تافتن
نه سر رشته را می توان یافتن
و یا در جسم و جان آدمی،
در جسم و جان خویش مطالعه کرد که سیر انفسی است،
این طبیب کاوشگر است که با ویژگی ها و رازهای نهفته آفرینش در تن آدمی هر روز و هر لحظه در تماس مستقیم است و می تواند عظمت پروردگاری را بدرستی بنگرد.
تن آدمی
یکی از راه های خداشناسی تن آدمی است،
که هم فیلسوف الهی در آن به دقت می نگرد،
و هم طبیب کاوشگر به کشف و ارزیابی آن می پردازد، مانند:
طرح های شگفتی آور
خلقت حکیمانه و هدفدار
خلقت قانومند و هدفدار
اطاق فرمان زایمان
شگفتی عطسه
هدفداری انسان
کاوش های علمی و رهنمودهای دینی
رازهای کشف شده
رازهای در حال کشف
رازها و مباحث فراسوی طب
--------------------------------------------------------------------------------

طرح های شگفتی آور

در تن آدمی، انواع طرح های شگفتی آور نهفته است، که انسان را به شگفتی وامی دارد،
طرح های زیبای اعضاء بدن آدمی که در شکل ها، و اندازه های جالب و شگفت آوری ارائه شده است، عقل ها و اندیشه ها را به تفکّر وامی دارد که چگونه از هدفداری والائی برخوردارند.
پس از آنکه هورمون بلوغ در خون نوجوان ریخته شود، صدای پسر دور گه و کلفت و صدای دختر نازک می شود،
در صورت مَرد مو در می آید در صورتی که صورت زن ها بدون مو طراحی شده است که بسیار حکیمانه است،
شخصی خدمت امام کاظم علیه السلام رسید و پرسید:
چرا صورت مردان مو دارد اما صورت زنان ندارد؟
امام کاظم علیه السلام فرمود:
این یکی از طرح های حکیمانه الهی است،
چون سئوال کننده بی سواد بود، سئوال تکرار کرد.
امام علی علیه السلام با زبانی که او راز شگفتی آور خلقت را نسبت به موی صورت زن و مرد درک کند، از آن مرد پرسید:
آیا تو دوست داری زنی ریش دار بگیری؟
مرد کمی فکر کرد و گفت: نه.
امام کاظم علیه السلام فرمود:
خداوند حکیم بگونه ای صورت زنان و مردان را طراحی فرمود که هم تفاوتی بین زن و مرد باشد و هم مطابق با خواسته های هر کدام شکل گیرد.
دندان ها دارای طرح های حکیمانه اند،
دندان های جلو ریز و تیز و دندان های عقب پهن و درشت تا غذاها با دندان ها ریز و تیز جلو قطعه قطعه شود و به هنگام صحبت کردن زیبا باشد، و دندان های پهن عقب غذا را آسیاب کنند،
اگر دندان های عقب با آن درشتی و ضخامت در جلو قرار می داشت وحشت آور بود و این چنین است طرح گوش ها، چشم ها، ابروها و...
که مرحوم شبستری فرمود:
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست
که هر چیزی بجای خویش نیکوست
--------------------------------------------------------------------------------

خلقت حکیمانه و هدفدار

در تن آدمی چیزی بیهوده آفریده نشده است،
و آنچه لازمه حیات و زندگی انسان بود به او داده شد که این یک قاعده عمومی در نظام هستی است،
وقتی فرعون از موسی پیامبر علیه السلام پرسید:
خدای تو کیست؟
پاسخ داد:
رَبُّنَا الَّذی اَعْطی کُلَّ شَیْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی
(خدای ما کسی است که بهر موجود زنده ای آنچه لازمه زندگی او بود به او بخشید و او را هدایت کرد.)(1).
همه تفاوت ها همینجاست،
طب کشف می کند،
واقعیّت ها را می شناسد،
که معده چنین است و کلیه ها چنان،
آنها اینگونه کار می کنند و اینها از نظر فیزیولوژی چنین خاصیتی را دارند امّا به هدفداری و چگونگی به کارگیری آنها کاری ندارد، در صورتی که تفکّر دینی هم شگفتی های خلقت و راز هستی را می شناساند و هم هدفداری آنها را کشف می کند،
که همه ارزش ها همینجاست.
قد پس از«أعطی کل شی ء خلقه» واژه«ثم هدی» آورده است، یعنی:
هر موجودی هر چه می خواهد دارد،
و هر موجودی هدایت شده است،
می دانند چه باید بکنند،
چگونه جذب و دفع داشته باشند،
و چگونه فعل و انفعالات لازم خود را انجام دهند،
آنگاه هدف دهنده را ثابت می کند، خدای حکیم را می شناساند که:
برهان هدایت فطری،
هدایت غریزی،
برهان وجود،
همه از هدایت شدن پدیده ها مطرح می شوند،
طب روش کار کلیه ها را می شناسد که کلیه ها«سُدیم» را دفع و«پتاسیم» را جذب می کند، امّا به هدفداری و فلسفه هدایت آنها در مباحث فیزیولوژی کاری ندارد.
اگر بپرسیم:
کلیه ها از کجا آموختند که سُدیم برای سلامت تن آدمی ضرر دارد و پتاسیم مفید است؟ و راه جذب و دفع آنها کدام است؟
این واقعیّت ها به هدایت غریزی ارتباط دارد،
و خدای هدایت کننده را ثابت می کند.
اینجاست که معرفت و عشق انسان به پروردگار زیاد می شود، و رکوع و سجود و راز و نیاز انسان را رنگ عاشقانه می زند که با معرفت می گوید:
لا اِلهَ اِلاَّ اللَّه
«نیست خدائی جز اللَّه»
و این است رمز و راز شناختن و عشق ورزیدن به خدا که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله شبی را در رکوع و شبی را در سجده می ماندند،
پس کاوش های طب و طبیب می تواند ابزار عشق و معرفت الهی باشد و راه های خداشناسی را هموار سازد، و انسان به خوبی شگفتی های تن آدمی را بنگرد، و دست قدرت پروردگاری را آشکارا مشاهده کند.
--------------------------------------------------------------------------------
سوره طه آیه 50.

خلقت قانونمند و هدفدار

یکی دیگر از شگفتی های«تن آدمی» قانونمند و هدفدار بودن اعضاء بدن آدمی است که:
تمام اعضاء از کوچک و بزرگ قانونمند و هدفدارند.
تمام سلول ها، ملکول ها، یاخته ها، اعضاء و جوارح، غده ها، همه و همه قانونمند می باشند،
در اندازه های مشخص، و با فعل و انفعالات حساب شده، و بازتاب های«رفلکس ها» معیّن، به حیات خود ادامه می دهند،
چیزی بدون نظم و حساب نیست.
چیزی بدون قانون و اندازه ها یافت نمی شود.
و همه اعضاء، منظّم و قانونمند، هدف دارند،
در این راه طب و کاوش های طبیبان می تواند کارساز باشد،
روشنگر راه باشد،
و پرده از واقعیت ها بر دارد، و راه شناخت را هموار سازد.
اطاق فرمان زایمان
شگفتی عطسه
--------------------------------------------------------------------------------

اطاق فرمان زایمان

در مطالعات فیزیولوژی، سال ها بود که در مغز زن، زیر غُدّه هیپوفیژ غُدّه ای کوچک مشاهده می کردند که در سر مردان نبود،
و علّت و هدف و کاربرد آن را نمی دانستند به تحقیق و برّرسی ادامه دادند.
15 سال کاوش و مطالعه را ادامه دادند،
سرانجام فهمیدند که تصادفی و خودبخود بجود نیامده است،
بلکه در نظام سراسر عدل و نظم چیزی بیهوده و بی هدف بوجود نمی آید،
پس از برّرسی های فراوان متوجه شدند که این غده اطاق فرمان زایمان است:
در کدام ساعت و دقیقه باید زایمان انجام گیرد؟
بدن زن باید چه حالات و انفعالات فیزیولوژیکی داشته تا عمل بیرون ز دائی و زایمان تحقّق پذیرد؟
رحم زن باید چه موارد لزجی را ترشح کند؟
که همه فعل و انفعالات یک زایمان طبیعی را این غُدّه بر عهده دارد.
از این رو برای مردان ضرورتی ندارد، پس با شگفتی باید گفت:
وَ تَبَارَکَ اللَّهُ اَحْسَنُ الْخَالِقینْ
«چه بزرگ و مبارک است، خدائی که بهترین آفریننده است.»
و نیکو سرود که:
أحسن تو بر نظام أحسن خلقت
حمد تو را این چنین نظام سرشتی(1).
--------------------------------------------------------------------------------
مؤلّف.

شگفتی عطسه

واقعیّت دیگر«فیزیولوژی عطسه» است،
چه خرافات فراوانی که نسبت به عطسه درست کردند؟
که هم اکنون نیز در جامعه وجود دارد،
در صورتی که عطسه زدن نشانه سلامت تن آدمی است.
یکی از یاران امام عسگری علیه السلام روز پس از تولد حضرت صاحب الزّمان (عج) در حالی که آن جانِ جانان در گهواره بود، از آن حضرت پرسید:
مَا الْعِطَسْ؟
«عطسه زدن چیست؟»
حضرت پاسخ داد که:
عَلاَمَةُ السَّلاَمَةِ
«نشانه سلامتی بدن است.»
در کاوش های هوشمند طب به این نتیجه رسیدند که:
عَصَب بینی، حافظ سلامت شش هاست،
اگر جسمی بخواهد از راه سوراخ بینی، شُش ها را تهدید کند، عصب بینی به مرکز اعصاب«هیپاتالاموس» گزارش می کند،
و او به شُش ها دستور می دهد تا هوای موجود خود را با سرعت 75 کیلومتر در ساعت، بیرون بریزد،
که مانع ورود شی ء مزاحم بشود و این فعل و انفعالات را عطسه می گویند.
به همین علّت که عطسه زدن نشانه سلامتی و عامل تندرستی است، رهبران معصوم ما علیهم السلام دستور دادند که پس از عطسه زدن بگوئید:
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمین
تا در این سلامت خدا را سپاسگذار باشیم.
--------------------------------------------------------------------------------

هدفداری انسان

بحث هدفداری انسان یکی از مباحث کلیدی و تعیین کننده است که از محدوده طب خارج است،
یا فراسوی طب است،
امّا در آغاز به عنوان ابزار کار می توان یا باید از کاوش های طب و طبیب استفاده کرد،
زیرا در علوم مختلف، بخصوص طب، ثابت می شود که همه اعضاء آدمی تن قانونمند و هدفدار است،
حکیمانه و منظم است،
بیهوده و بی هدف خلق نشده است.
امّا در دین و مباحث نظری اخلاق، این گونه از مباحث علمی، بیولوژی، فیزیولوژی به ارزیابی و مقایسه گذاشته می شود که:
آیا می شود همه اعضاء یک مجموعه با هدف و قانونمند باشند، امّا خود آن«مجموعه» بی هدف باشد؟
آیا می شود اجزاء یک مرکّب هدفدار و خود آن مرکّب بی هدف باشد؟
در اینجا تنها مذهب است که انسان را از پوچی می رهاند،
و خطّ بطلان بر انواع مکاتب پوچی، نهیلیستنی، اُوتُوپی، می کشد.
آغاز و انجام انسان را روشن می کند،
و سیر حرکت تکاملی انسان را به سوی اللَّه و یک زندگی جاویدان مشخص می کند،
الان درد عمومی اروپا و آمریکا و انسان های بی مذهب و مادی، درد پوچی و بی هدفی است،
چون آینده را تاریک می نگرند،
چون انسان و جهان را مادی و بی شعور و هدف، فرض می کنند،
دچار اضطراب و پوچی می شوند،
و از این رو خودکشی در غرب بیداد می کند،
چون انسان ارزشی ندارد،
با اینکه در آنجا طب و درمان و بهداشت واقعاً در حد استاندارد رعایت می شود،
گرچه بدن سالم است، امّا اگر عقل و فکر و جان و روح آدمی سالم نباشد با خودکشی یا انواع بزهکاری، فساد و اعتیاد، بدن سالم را هم نابود می کنند،
و برای همین زندگی را دانشمندان غربی اینگونه تعریف کرده اند که:
زندگی«نابودی» و«خوردن دیگران» است،
پس بخور تا بمانی،
بِکُش تا بمانی،
پس تنها طب و کاوش های طبیبان نمی تواند به انسان آرمان و هدف ببخشد بلکه زمینه ساز است که تن سالم زمینه های رشد عقل و فکر را فراهم می آورد که گفتند:
عقل سالم در بدن سالم است.
امّا سلامت تن همه مسئله نیست،
باید در هماهنگی طب و دین، سلامت جسم و جان را فراهم کرد.
هم اکنون در اروپای به اصطلاح متمدن و پاکیزه، با فراوانی خودکشی، و وجود انواع جنازه ها در پارک ها و اتوبان ها و خیابان ها و کنار مغازه ها، شهرداری ها را به فکر انداخت که«سالن خودکشی» درست کنند،
و سپس اطّلاعیه ای صادر کردند که:
همشهریان عزیز، ما هر روز جنازه های فراوانی را در اماکن عمومی شهر و نقاط مختلف مملکت، می یابیم که برای سلامت عمومی، خطرناک است.
ما در کنار شهرداری«سالن خودکشی» درست کرده ایم که دارای انواع وسائل خود کشی است، از طناب برای حلق آویز کردن، گرفته تا اسلحه گرم و قرص سیانور، لطفا جهت سلامت عمومی شهروندان، برای خودکشی به این سالن تشریف بیاورید.
این اطّلاعیه ممکن است در کشورهای اسلامی مسخره باشد، امّا در اروپای جدای از دین و دین باوری، و ارزش های اخلاقی یک ضرورت اجتماعی است.
زیرا آمار می دهند که اکثر مردم در غرب دچار بیماری روانی می باشند،
و 90% مردم غرب به نوعی یک نوع بیماری روانی دارند،
و یکی از اسم های عصر ما را«عصر بیماری روانی» نامیدند سر انجام انسان های دیر باور نیز باور کرده اند که:
بدون مذهب و آرمان های الهی و ارزش های اخلاقی، نمی شود جامعه سالم و ایده آل داشت،
و بدون سلامت روان و سلامت تن، کاری از پیش نخواهد برد.
هم بدون طب و کاوش های طبیبان نمی شود زندگی آرامی داشت،
و هم بدون دین و سلامت روان، تلاش طبیبان بجائی نخواهد رسید.
--------------------------------------------------------------------------------

کاوش های علمی و رهنمودهای دینی

گفتیم که موضوع کلی دین و طب هر دو«انسان» است حال باید با دقت بررسی نمود که کاوش های طبی تا کجا؟ و چقدر توانسته است رهنمودهای دین و راهنمائی های منابع دینی را کشف کند؟
واقعیت های احکام الهی را بشناسد و بشناساند؟
و فلسفه احکام را درک کند؟
رهنمودهای دینی را نسبت به کاوش های علمی می توان به سه دسته تقسیم کرد، مانند:
رازهای کشف شده
رازهای در حال کشف
رازها و مباحث فراسوی طب
--------------------------------------------------------------------------------

رازهای کشف شده

کاوش های علمی و طبّی توانسته است، راز حرمت بسیاری از حرام الهی را بداند،
در اسلام و در دین شراب ممنوع است،
در کاوش های علمی و سمینارها و سمپوز یوم الکل، به این نتیجه رسیدند که الکل برای بدن بمقدار لازم ضروری است که پروردگار حکیم هستی در تمام غذاها مقداری الکل قرار داده است تا سوخت و ساز بدن را تأمین کند،
امّا اگر الکل مستقیم وارد معده و خون شود، انسان را مست می سازد و انواع جنایات در حالت مستی صورت می گیرد و انواع ضررهای طبّی را به همراه دارد، پس حرمت شراب و میگساری روشن است.
--------------------------------------------------------------------------------

رازهای در حال کشف

چون هر روز دامنه علوم بشری گسترش می یابد،
و رازهای تازه ای در نظام هستی کشف می گردد،
برخی از فلسفه احکام الهی، روشن شده و در حال کشف و شناسائی است،
هم اکنون با آزمایش های دقیق در خون افراد جانی و آدم کُش به این نتیجه رسیدند که فرزند نامشروع از نظر روح و روان و حتی بافت های خونی با افراد حلال زاده متفاوت است.
قرن ها قبل امام صادق علیه السلام فرمود:
وَلَدُ الزِّنَا یَهِنُ اِلَی الْحَرَام
(فرزند زنا و نامشروع در معرض گناه و حرام قرار دارد.)
یعنی زمینه بزهکاری در او زیادتر از فرزندان طبیعی است،
و ده ها حرام یا حلالی که هر روز با گسترش دامنه علم، پرده از اسرار آنها برداشته می شود.
--------------------------------------------------------------------------------

رازها و مباحث فراسوی طب

دسته ای دیگر از احکام الهی فراسوی علم و فراسوی طب هستند، و فکر و دانش بشری نمی تواند به مرزهای ژرف آن دسترسی پیدا کند،
گرچه در روانشناسی امروز توانستند به برخی از جوانب آن راه پیدا کنند، در کاوش های طبّی می گویند:
اگر غذا ضدّ عفونی شود و در حرارت لازم انگل ها و میکروب های آن نابود گردند قابل استفاده است اما در اسلام لقمه حرام، حرام است،
و اثر بد بر روح و جان انسان می گذارد،
انسان را دگرگون می سازد، مسخ می کند.
در حالی که پرتقال یا دیگر غذای دزدیده شده، ویروس و انگل ندارد،
پول حرام که میکروب و ویروس ندارد،
چگونه روح و جان را فاسد می کند؟
اینکه لقمه حرام تأثیر بد بر جان و دل آدمی دارد را چگونه باید درک کرد، آزمایش نمود؟
اینکه خیال بد، اندیشه بد، رابطه بد أثر دارد و گاهی فرزندان یک انسان را هم می آلایند یعنی چه؟
اینجا بحث ویروس و انگل و اسکاریس نیست که می گویند:
در کارخانه های مُدرن و مُجهَّز، گوشت سگ و خوک را ضدّ عفونی می کنیم و تمام انگل ها و ویروس های آن کشته می شود،
امّا باز هم در اسلام حرام است چرا؟
اینجا، روانشناسی گوشت مطرح است،
روانشناسی غذا مطرح است،
بحث، بحثِ انتقال صفات از راه گوشت به انسان است که فرمودند:
گوشت بُز کم بخورید زیرا صفت ترس را به شما منتقل می کند. گوشت درندگان نخورید که روح درنده خوئی به شما می دهد.
این دسته از مباحث اسلامی فراسوی طب و علم است و نباید گفت، چون علّت و فلسفه و اسرار آن را نمی شناسیم قبول نمی کنیم.
زیرا فوق درک عقل است، و فراسوی علم قرار دارد.
بنابراین اگر در جائی یا موردی بین نظریّه ای از دانشمندان یا مراکز علمی با احکام الهی بظاهر تضادّی یا اختلافی یافتیم نباید به علم اصالت داد،
و دست از احکام الهی کشید،
زیرا انسان ها انسان را نشناخته اند،
و همه اسرار علوم را نگرفته اند،
و با آگاهی اندک بشری نمی توانند در برابر واقعیت های ژرف هستی اظهار نظر کنند،
چون می بینیم که هر روز تئوری ها عوض می شود،
و دیدگاه انسان در حال دگرگونی است،
پس نباید تضادّ علم و دین را باور کرد،
باید تلاش نمود تا با هماهنگی طب و دین، جامعه ای متکامل داشت.
--------------------------------------------------------------------------------

فراسوی طب

همه می دانیم که:
جهان هستی بر عدل و نظم و حساب و هدفداری روشنی پدید آمده و تداوم دارد.
جهان سراسر نظم و عدل است.
و واقعیّت ها همه جا جلوه گرند.
و چون انسان دارای عقل و شعور و قدرت شناخت می باشد می تواند واقعیّت ها و باید ها و نباید های حاکم بر نظام هستی را شناسائی کند.
عناصر موجود و کیفیّت ارتباط آنها با یکدیگر را کشف کند.
خاصیّت های اشیاء و عناصر را بداند.
اندازه ها و معیارها و ملاکهای حاکم بر عناصر و اشیاء را بشناسد.
زمان بندی و میزان تحوّلات و دگرگونی پدیده ها را بداند.
پس هم واقعیّت ها وجود دارند.
و هم انسان قدرت شناخت دارد که بداند:
سبزی ها و گیاهان گوناگون با خاصیّت های متفاوت، برای چه پدید آمده اند؟
و برای درمان کدام بیماری مؤثّرند؟
خاک های گوناگون چه خاصیّت ها و بازتاب هایی دارند و برای کدام بیماری پوستی و عوارض جلدی مفیدند؟
میوه جات گوناگون دارای چه فوایدی هستند و ارزش غذائی آن کدام است؟
و چگونه و برای چه باید آنها را مصرف کرد؟
و با انواع میوجات کدامین بیماری را می توان درمان نمود؟
که هم اکنون بشریّت عصرما از ره آورد قرن ها تجربه و رهنمود طبیبان و کاوش گران و پیامبران الهی و رهبران معصوم بهره مندند که چرخ زندگی را می چرخانند.
و باور کرده اند که:
آنچه بشر به آن نیازمند است در طبیعت خداوندی وجود دارد.
و آنچه در آینده به آن محتاج است نیز آفریده شده و قابل کشف و شناسائی است.
پس برای هر دردی داروئی، دوائی آفریده شد.
راه های کشف و شناخت داروها، درمان ها
رهنمودهای کشف شده
آفرینش تن آدمی و اخلاط چهارگانه
تاثیر عوامل زیست محیط بر روان انسان (اکولوژی)
تاثیر آب و خاک و هوا در نژاد آدمی
تاثیر متقابل روح و جسم
تاثیر سرما در تن آدمی
رهنمودهای فراسوی طب
روانشناسی تغذیه
روحیّات و صفات گوشت ها
احکام بازدارنده اسلام
سِیْرِ چهل روزه غذا در تَنِ آدمی
درمان با امدادهای غیبی
--------------------------------------------------------------------------------

راه های کشف و شناخت داروها، درمان ها

دانشمندان و طبیبان با تجربه و مردم جهان، بر اساس دانش و پژوهش و تجربه و آزمایش، تا کنون توانسته اند.
بسیاری از گیاهان را شناسائی کرده و برای مداوای برخی از دردها بکارگیرند.
بسیاری از میوه جات را از نظر درمانی تجربه کنند.
بسیاری از خاک ها را بشناسند و خاصیّت آنها را از نظر کاربردی مورد آزمایش قرار دهند.
کتاب ها بنویسند،
و انواع گیاهان و شیوه های صحیح درمان آن را به مردم بشناسانند،
و بسیاری از بیماری ها را درمان کنند که راه های شناخت آنان به شرح زیر قابل ارزیابی است.
تجربه و آزمایش
عقل و ارزیابی میزان تأثیر داروها
پیش آمدهای طبیعی
فردی در مسافرتی با غذایی، با گیاهی، با میوه ای آشنا شد که راه درمان بیماری او قرار گرفت و سپس با رواج و نقل تأثیر آن گیاه، دیگران نیز آن را مورد استفاده قرار دادند و مورد تأیید دانشمندان درمان گیاهی قرار گرفت و رازی از رازهای نهفته طبیعت کشف شد.
خواب و امدادهای الهی
پیامبران الهی، و امامان معصوم علیهم السلام و انسانهای عارف و کامل گاهی در خواب داروئی را به بندگان درمانده خدا معرّفی کردند که بخوبی درمان شدند و دیگران نیز از همان دارو استفاده کرده و شفا یافتند که این حقیقت در تمام بلاد اسلامی، در تمام بارگاه امام زادگان شیعه رواج شایسته ای دارد،
و شواهدی از آن در همین کتاب آورده شده است،
که چشم درد یکی از مؤمنان با خواب امام علی علیه السلام (که به او دستور دادند عنّاب را بکوب و بر چشم خود بگذار) شفا گرفت.
و هزاران نمونه دیگر که در تاریخ موجود است.
وحی الهی
در وحی الهی درمان بسیاری از بیماریها شناسانده شده و پیامبران الهی از آن بهرمند شدند و اصحاب و ملت های خود را درمان می کردند،
در وحی الهی و در قرآن کریم، هم راه های صحیح بهداشت آمده است و هم به روش های صحیح درمانِ دردها، اشاره شده است.
که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید:
وَاعْلَمُوا أَنَّ هذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِی لَا یَغُشُّ، وَالْهَادِی الَّذِی لَا یُضِلُّ، وَالُْمحَدِّثُ الَّذِی لَا یَکْذِبُ.
وَمَا جَالَسَ هذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِیَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ: زِیَادَةٍ فِی هُدًی، أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمیً.
وَاعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ عَلَی أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ، وَلَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی؛ فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوَائِکُمْ، وَاسْتَعِینُوا بِهِ عَلَی لَأْوَائِکُمْ، فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ أَکْبَرِ الدَّاءِ: وَهُوَ الْکُفْرُ وَالنِّفَاقُ، وَالْغَیُّ وَالضَّلَالُ، فَاسْأَلُوا اللَّهَ بِهِ، وَتَوَجَّهُوا إِلَیْهِ بِحُبِّهِ، وَلَا تَسْأَلُوا بِهِ خَلْقَهُ، إِنَّهُ مَا تَوَجَّهَ الْعِبَادُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی بِمِثْلِهِ.
وَاعْلَمُوا أَنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ، وَقَائِلٌ مُصَدَّقٌ، وَأَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ شُفِّعَ فِیهِ، وَمَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ صُدِّقَ عَلَیْهِ، فَإِنَّهُ یُنَادِی مُنَادٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ:
«أَلَا إِنَّ کُلَّ حَارِثٍ مُبْتَلًی فِی حَرْثِهِ وَعَاقِبَةِ عَمَلِهِ، غَیْرَ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ».
فَکُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَأَتْبَاعِهِ، وَاسْتَدِلُّوهُ عَلَی رَبِّکُمْ، وَاسْتَنْصِحُوهُ عَلَی أَنْفُسِکُمْ، وَاتَّهِمُوا عَلَیْهِ آرَاءَکُمْ، وَاسْتَغِشُّوا فِیهِ أَهْوَاءَکُمْ.
«آگاه باشید! همانا این قرآن پند دهنده ای است که نمی فریبد، و هدایت کننده ای است که گمراه نمی سازد، و سخنگویی که هرگز دروغ نمی گوید،
کسی با قرآن همنشین نشد مگر آن که بر او افزود یا از او کاست، افزودن در هدایت و کاهش از کور دلی و گمراهی.
آگاه باشید کسی با داشتن قرآن، نیازی ندارد، و بدون قرآن بی نیاز نخواهد بود، پس درمان خود را از قرآن بخواهید، و در سختی ها از قرآن یاری بطلبید، که در قرآن درمان بزرگ ترین بیماریها یعنی کفر و نفاق و سرکشی و گمراهی است، پس به وسیله قرآن خواسته های خود را از خدا بخواهید، و با دوستی قرآن بخدا روی آورید، و به وسیله قرآن از خلق خدا چیزی نخواهید، زیرا وسیله ای برای تقرّب بندگان بخدا، بهتر از قرآن وجود ندارد.
آگاه باشید، که شفاعت قرآن پذیرفته شده، و سخنش تصدیق می گردد، آن کس که در قیامت، قرآن شفاعتش کند بخشوده می شود، و آن کس که قرآن از او شکایت کند محکوم است، در روز قیامت ندا دهنده ای بانگ می زند که:
«آگاه باشید امروز هر کس گرفتار بذری است که کاشته و عملی است که انجام داده، جز اعمال منطبق با قرآن»
پس شما در شمار عمل کنندگان به قرآن باشید، از قرآن پیروی کنید، با قرآن خدا را بشناسید، و خویشتن را با قرآن اندرز دهید، و رأی و نظر خود را برابر قرآن متّهم کنید، و خواسته های خود را با قرآن نادرست بشمارید.»(1).
هدایت غریزی
خداوند بزرگ بسیاری از موجودات خود را با هدایت غریزی درمان کرده و راه های شفا گرفتن را به آنان آموخته است.
انسان و بسیاری از حیوانات راه درمان خود را در انتخاب گیاهان خاص می شناسند.
که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت به هدایت غریزی و فطری در انسان فرمود:
أَیُّهَا الَْمخْلُوقُ السَّوِیُّ، وَالْمُنْشَأُ الْمَرْعِیُّ، فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ، وَمُضَاعَفَاتِ الْأَسْتَارِ.
بُدِئْتَ«مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِینٍ»، وَوُضِعْتَ«فِی قَرَارٍ مَکِینٍ، إِلَی قَدَرٍ مَعْلُومٍ»، وَأَجَلٍ مَقْسُومٍ. تَمُورُ فِی بَطْنِ أُمِّکَ جَنِیناً لَا تُحِیرُ دُعَاءً، وَلاَ تَسْمَعُ نِدَاءً؟!
ثُمَّ أُخْرِجْتَ مِنْ مَقَرِّکَ إِلَی دَارٍ لَمْ تَشْهَدْهَا، وَلَمْ تَعْرِفْ سُبُلَ مَنَافِعِهَا.
فَمَنْ هَدَاکَ لِاجْتِرَارِ الْغِذَاءِ مِنْ ثَدْیِ أُمِّکَ، وَعَرَّفَکَ عِنْدَ الْحَاجَةِ مَوَاضِعَ طَلَبِکَ وَإِرَادَتِکَ؟!
هَیْهَاتَ، إِنَّ مَنْ یَعْجِزُ عَنْ صِفَاتِ ذِی الْهَیْئَةِ وَالْأَدَوَاتِ فَهُوَ عَنْ صِفَاتِ خَالِقِهِ أَعْجَزُ، وَمِنْ تَنَاوُلِهِ بِحُدُودِ الَْمخْلُوقِینَ أَبْعَدُ!
«ای انسان! ای آفریده راست قامت، ای پدیده نگاهداری شده در تاریکی های رحم های مادران، و قرار داده شده در پرده های تو در تو، آغاز آفرینش تو از گل و لای بود، و سپس در جایگاه آرامی نهاده شدی تا زمانی مشخّص و سر آمدی تعیین شده و آنگاه که در شکم مادرت حرکت می کردی، نه دعوتی را می توانستی پاسخگویی، و نه صدایی را می شنیدی.
سپس از قرارگاهت بیرون کردند و به خانه ای آوردند که آن را ندیده بودی و راههای سودش را نمی دانستی، پس چه کسی تو را در مکیدن شیر، از پستان مادر هدایت کرد؟
و به هنگام نیاز جایگاههای طلب کردن و خواستن را به تو شناساند؟
هرگز، آن کس که در توصیف پدیده ای با شکل و اندازه و ابزار مشخّص درمانده باشد، بدون تردید از وصف پرودگارش ناتوان تر، و از شناخت خدا با حَدّ و مرز پدیده ها دورتر است.»(2).
در تاریخ درمان و کُتب طبّی از بزرگان طب نقل کرده اند که:
اسبی را مار گزید و صاحب اسب به«بیطار» مراجعه کرد، امّا اسب درمان نمی شد تا آنکه حکیمی به صاحب اسب دستور داد تا اسب را رها کند،
زیرا حیوان خود راه درمان خویش را به هدایت غریزی می داند.
نوشتند:
وقتی اسبِ مار گزیده را رها کردند، اسب به سوی درختان و سبزه زارها دوید و در کنار بوته های علف خاصی ایستاد و پای مار گزیده خود را به آن علف می مالید که سرانجام درمان شد.
هدایت غریزی یکی از راه های شگفت آور کشف داروهاست که خداوند بزرگ هستی بسیاری از موجودات را با آن، از انواع بیماری ها نجات داده است.
--------------------------------------------------------------------------------
خطبه 10 / 176 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
1- ربیع الابرار ج2 ص257 و 130وج3 ص316: زمخشری معتزلی (متوفای 538 ه)
2- اصول کافی ج2 ص443 ح1 وج1 ص139: کلینی (متوفای 328 ه)
3- کتاب محاسن ص6 ح18 ب1باب الثلاثه: برقی (متوفای 280 ه)
4- کتاب أمالی ص209 (مجلس 44) ح2: شیخ صدوق (متوفای 381 ه)
5- تفسیر عیاشی ج 2 ص 262: عیاشی (متوفای 300 ه)
6- تحف العقول ص 71 و 293: ابن شعبه حرانی (متوفای 380 ه).
خطبه 11/163 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
1- حلیة الاولیاء ج1 ص72 و73: ابونعیم اصفهانی (متوفای 402ه)
2- عیون الحکم والمواعظ: واسطی (متوفای 600ه)
3- ربیع الابرار ج1 ص327 وج2 ص244: زمخشری معتزلی (متوفای 538 ه)
4- بحارالانوار ج74 ص306 ح11 ب14: مجلسی (متوفای 1110 ه)
5- کتاب توحید ص306/31 ح1 وص79 ح34: شیخ صدوق (متوفای 381 ه).

رهنمودهای کشف شده

راه های یادشده کشف و شناخت داروها و درمان ها هم چنان باز و نورانی و پر رهرو است که توانسته اند به برخی از علوم و آگاهی پیامبران الهی و رهبران معصوم علیهم السلام آشنا گردد مانند:
آفرینش تن آدمی و اخلاط چهارگانه
تاثیر عوامل زیست محیط بر روان انسان (اکو لوژی)
تاثیر آب و خاک و هوا در نژاد آدمی
تاثیر متقابل روح و جسم
تاثیر سرما در تن آدمی
--------------------------------------------------------------------------------

آفرینش تن آدمی و اخلاط چهارگانه

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه اوّل نهج البلاغه به کیفیّت آفرینش تن آدمی و اخلاط چهارگانه پرداخت که پس از سال های طولانی، دانشمندان علوم به آن دست رسی پیدا کردند که فرمود:
ثُمَّ جَمَعَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ الْأَرْضِ وَسَهْلِهَا، وَعَذْبِهَا وَسَبَخِهَا، تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّی خَلَصَتْ، وَلَاطَهَا بِالْبَلَّةِ حَتَّی لَزَبَتْ، فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذاتَ أَحْنَاءٍ وَوُصُولٍ، وَأَعْضَاءٍ وَفُصُولٍ، أَجْمَدَهَا حَتَّی اسْتَمْسَکَتْ، وَأَصْلَدَهَا حَتَّی صَلْصَلَتْ، لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ، وَأَمَدٍ مَعْلُومٍ؛ ثُمَّ نَفَخَ فِیهَا مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ إنْساناً ذَا أَذْهَانٍ یُجِیلُهَا، وَفِکَرٍ یَتَصَرَّفُ بِهَا.
وَجَوَارِحَ یَخْتَدِمُهَا، وَأَدَوَاتٍ یُقَلِّبُهَا، وَمَعْرِفَةٍ یَفْرُقُ بِهَا بَیْنَ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ، وَالْأَذْوَاقِ وَالْمَشَامِّ، والْأَلْوَانِ وَالْأَجْنَاسِ، مَعْجُوناً بِطِینَةِ الْأَلْوَانِ الُْمخْتَلِفَةِ، وَالْأَشْبَاهِ الْمُؤْتَلِفَةِ، وَالْأَضْدَادِ الْمُتَعَادِیَةِ، وَالْاَخْلاطِ الْمُتَبَایِنَةِ، مِنَ الْحَرِّ وَالْبَرْدِ، وَالْبَلَّةِ وَالْجُمُودِ.
«سپس خداوند بزرگ، خاکی از قسمت های گوناگون زمین، از قسمت های سخت و نرم، شور و شیرین، گِرد آورد، آب بر آن افزود تا گِلِی خالص و آماده شد، و با افزودن رطوبت، چسبناک گردید، که از آن، اندامی شایسته، و عضو هایی جدا و به یکدیگر پیوسته آفرید.
آن را خشکانید تا محکم شد، خشکاندن را ادامه داد تا سخت شد، و تا زمانی معیّن، و سرانجامی مشخّص، اندام انسان کامل گردید، آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید.
به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد، قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد، و حواس چشایی، و بویایی، و وسیله تشخیص رنگها، و أجناس مختلف در اختیار او قرار داد.
انسان را مخلوطی از رنگهای گوناگون، و چیزهای همانند و سازگار، و نیروهای متضاد، و مزاج های گوناگون، گرمی، سردی، تری، و خشکی، قرار داد.»(1).
--------------------------------------------------------------------------------
خطبه 24 / 1 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
1- عیون المواعظ والحکم ص350 ح5951: واسطی (متوفای 600ه)
2- بحارالانوار ج 74 ص 300 و 423: مجلسی (متوفای 1110ه)
3- ربیع الابرار ج1 ص97 وص312 وج2 ص297: زمخشری معتزلی (متوفای 538 ه)
4- منهاج البراعة ج 1 ص 22: قطب راوندی (متوفای 573 ه)
5- تحف العقول ص67: ابن شعبه حرانی (متوفای380 ه).

تاثیر عوامل زیست محیط بر روان انسان (اکولوژی)

امیرالمؤمنین علیه السلام در چهارده قرن گذشته به تأثیر پذیری روح و روان آدمی از مجموعه عوامل جغرافیائی خبر داد که امروزه تحت عنوان (اکولوژی) پذیرفته شده و مراکز علمی خاصی به آن اختصاص یافت.
حضرت در خطبه 14 خطاب به مردم بصره فرمود:
أَرْضُکُمْ قَرِیبَةٌ مِنَ الْمَاءِ، بَعِیدَةٌ مِنَ السَّمَاءِ. خَفَّتْ عُقُولُکُمْ، وَسَفِهَتْ حُلُومُکُمْ، فَأَنْتُمْ غَرَضٌ لِنَابِلٍ، وَأُکْلَةٌ لِآکِلٍ، وَفَرِیسَةٌ لِصَائِلٍ.
سرزمین شما به آب نزدیک و از آسمان دور است، عقل های شما سست و افکار شما سفیهانه است، پس شما نشانه ای برای تیرانداز، و لقمه ای برای خور نده، و صیدی برای صیّاد می باشید.»(1).
--------------------------------------------------------------------------------
خطبه 14 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
1- کتاب الجمل ص217 وص407 ط جدید (قم): شیخ مفید (متوفای 413 ه)
2- کتاب الجمل: واقدی (متوفای 207 ه)
3- اخبار الطوال ص 151: دینوری حنفی (متوفای 282 ه)
4- عیون الاخبار ج 1 ص 217: ابن قتیبة (متوفای 276 ه)
5- مروج الذهب ج 2 ص 368: مسعودی (متوفای 346 ه).

تاثیر آب و خاک و هوا در نژاد آدمی

پیرامون نژادهای گوناگون آدمی، و تفاوت در رنگ ها، جسم ها، لاغری و چاقی، سیاه و سفید و دیگر کیفیت های بیولوژی فراوان بحث کرده اند.
امام علی علیه السلام در خطبه 234 به ریشه های پیدایش اختلافات نژادی، در 14 قرن قبل اشاره فرمود،
که امروزه یکی از مباحث جدی و پر جاذبه محافل علمی است.
فرمود:
إِنَّمَا فَرَّقَ بَیْنَهُمْ مَبَادِئُ طِینِهِمْ، وَذلِکَ أَنَّهُمْ کَانُوا فِلْقَةً مِنْ سَبَخِ أَرْضٍ وَعَذْبِهَا، وَحَزْنِ تُرْبَةٍ وَسَهْلِهَا، فَهُمْ عَلَی حَسَبِ قُرْبِ أَرْضِهِمْ یَتَقَارَبُونَ، وَعَلَی قَدْرِ اخْتِلَافِهَا یَتَفَاوَتُونَ.
فَتَامُّ الرُّوَاءِ نَاقِصُ الْعَقْلِ، وَمَادُّ الْقَامَةِ قَصِیرُ الْهِمَّةِ، وَزَاکِی الْعَمَلِ قَبِیحُ الْمَنْظَرِ، وَقَرِیبُ الْقَعْرِ بَعِیدُ السَّبْرِ، وَمَعْرُوفُ الضَّرِیبَةِ مُنْکَرُ الْجَلِیبَةِ، وَتَائِهُ الْقَلْبِ مُتَفَرِّقُ اللُّبِّ، وَطَلِیقُ اللِّسَانِ حَدِیدُ الْجَنَانِ.
«علّت تفاوت های میان مردم، گوناگونی سرشت آنان است، زیرا آدمیان در آغاز، ترکیبی از خاک شور و شیرین، سخت و نرم، می باشند، پس آنان به میزان نزدیک بودن خاکشان با هم نزدیک، و به اندازه دوری آن از هم دور و متفاوتند.
یکی زیباروی و کم خرد، دیگری بلند قامت و کم همّت، یکی زشت روی و نیکوکار، دیگری کوتاه قامت و خوش فکر، یکی پاک سرشت و بداخلاق، دیگری خوش قلب و آشفته عقل، و آن دیگر سخنوری دل آگاه است.»(1).
--------------------------------------------------------------------------------
خطبه 234 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
1- ربیع الابرار ج 1 ص 110: زمخشری معتزلی (متوفای 538 ه)
2- منهاج البراعة ج 2 ص 408: ابن راوندی (متوفای 573 ه)
3- بحارالانوار ج5 ص254 وج64 ص94: مجلسی (متوفای 1110 ه)
4- اصول کافی ج2 ص6 ح1: کلینی (متوفای 328ه).

تاثیر متقابل روح و جسم

یکی دیگر از رهنمودهای وحی گونه امیرالمؤمنین علیه السلام تأثیر متقابل روح و جسم است.
یعنی روح آدمی اصالت دارد، مستقل است،
امّا در جسم تأثیر می گذارد و جسم نیز در روح تأثیر گذار است که فرمود:
مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَیْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ لِسَانِهِ، وَصَفَحَاتِ وَجْهِهِ.
«کسی چیزی را در دل پنهان نکند جز آن که در لغزش های زبان، و رنگ رخسار، آشکار خواهد شد.»(1).
--------------------------------------------------------------------------------
حکمت 26 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
1- صد کلمه برگزیده ص 46: جاحظ (متوفای 255 ه)
2- دستور معالم الحکم ص 23: قاضی قضاعی (متوفای 454 ه)
3- منهاج البراعة ج 3 ص 266: ابن راوندی (متوفای 573 ه)
4- مناقب ص376: خوارزمی حنفی (متوفای 568ه).

تاثیر سرما در تن آدمی

امام علی علیه السلام در قرون گذشته، به این حقیقت اشاره فرمود که سرمای بهار (پایان سرما) با سرمای پائیز (آغاز سرما) تفاوت دارد،
و روش برخورد با آن متفاوت است که این حقیقت نیز به وسیله دانشمندان تجربی به اثبات رسیده است که فرمود:
تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی أَوَّلِهِ، وَتَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ، فَإِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الْأَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الْأَشْجَارِ، أَوَّلُهُ یُحْرِقُ، وَآخِرُهُ یُورِقُ.
«در آغاز سرما خود را بپوشانید، و در پایانش آن را در یابید، زیرا با بدن ها همان می کند که با برگ درختان خواهد کرد، آغاز ش می سوزاند، و پایانش می رویاند.»(1).
--------------------------------------------------------------------------------
حکمت 128 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
1- نهایة الارب ج 1 ص 176: نویری شافعی (متوفای 732 ه)
2- روض الاخیار ص 80: محمد بن قاسم
3- منهاج البراعة ج 3 ص 307: ابن راوندی (متوفای 573 ه)
4- غرر الحکم ج 3 ص 308: آمدی (متوفای 588 ه).

 

   کتاب امام علی علیه السلام و بهداشت و درمان ( آداب غذا خوردن )

 

   کتاب امام علی علیه السلام و بهداشت و درمان ( بهداشت غذا )

 

   کتاب امام علی علیه السلام و بهداشت و درمان ( روش درمان )

 

   کتاب امام علی علیه السلام و بهداشت و درمان ( رهنمودهای فراسوی طب )

 

   مناظره خواندنی و علمی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی




محل تبلیغ شما

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود