جمعه، 26 مهر 1398
محل تبلیغ شما

01/5 1396
 



اسلام و ازدواج

 
 


سفارش اسلام به ازدواج و تشکیل خانواده

 

 


در قرآن و سخنان معصومین علیهم السلام فراوان به ازدواج سفارش شده است. اسلام، ازدواج را به عنوان یک عبادت معرفی کرده و آثار دنیوی و اخروی فراوانی برای آن برشمرده است. در مقابل، از عزوبت و پرهیز از ازدواج نیز نکوهش زیادی شده و کناره گیری از ازدواج و تشکیل خانواده دلیل نقص در دیانت معرفی گردیده است.


از دیدگاه اسلام، ازدواج دلیل کمال دین و عزوبت و ترک ازدواج دلیل نقصان آن است. اسلام، ارزش عبادت شخص متزوّج را هفتاد برابر عبادت شخص عزب (مجرد) برشمرده و می فرماید: شخص متزوّج، با ازدواج خود، نصف ایمان و دین خویش را از خطرها و آفات حفظ نموده است.

 

 


اینک به بعضی از آیات قرآن و سخنان معصومین علیهم السلام در باره این موضوع اشاره می کنیم: خداوند در سوره نور می فرماید: «عزب های خود را به ازدواج درآورید، [بلکه] غلامان و کنیزان خود را نیز تزویج دهید؛ اگر آنان تهی دست بودند خداوند از فضل و کرم خود آنان را بی نیاز خواهد نمود. [البته] او دانا و گشایش دهنده است.» و در باره کسانی که راهی برای ازدواج ندارند می فرماید: «آنان باید عفّت پیشه کنند تا این که خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز نماید.» (سوره النور آیه/ 32)

 

 


و در سوره روم می فرماید: «از آیات و نشانه های خداوند این است که او همسرانی از جنس شما آفریده است تا وسیله آرامش شما شوند و بین شما و آنان محبت و رحمت قرار داده است و این برای اندیشمندان از نشانه های خداشناسی می باشد.» (سوره الروم آیه/ 21)

 

 


علامه مجلسی در کتاب بحار، با سند خود، از قداح نقل نموده که گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: «مردی خدمت پدرم امام باقر علیه السلام رسید پدرم به او فرمود: آیا ازوداج نموده ای؟ آن مرد گفت: خیر. پدرم فرمود: من دوست نمی دارم دنیا و آنچه در آن است را مالک باشم و یک شب را بدون همسر طی کنم. سپس فرمود: دو رکعت نماز متزوّج از عبادت یک شبانه روز عزب افضل است سپس پدرم هفت دینار به او داد و فرمود: با اینها ازدواج کن.»

 

 


امام صادق علیه السلام سپس فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: ازدواج کنید تا روزی شما فراوان شود.» (البحار ج 103/217 عن قرب الاسناد ص 11)

 

 


در همان کتاب، از خصال صدوق، از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «سه چیز وسیله آسایش و راحتی مؤمن است: خانه بزرگی که تأمین آبروی او کند، و زن صالحه و شایسته ای که او را بر امر دنیا و آخرت او یاری دهد، و دختر و یا خواهری که آنها را با ازدواج و یا مرگ از خانه خارج کند.» (البحار ج 103/218 عن الخصال ج 1/104)

 

 


و در همان کتاب، از کتاب خصال صدوق، از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده که آنحضرت در ضمن حدیث معروف به «چهارصد سخن» خود فرمود: «ای مردم! ازدواج کنید؛ چرا که رسول خدا صلی الله علیه و آله بارها می فرمود: هر که می خواهد پیرو سنت من باشد باید ازدواج کند، و می فرمود: یکی از سنت های من ازدواج است پس ازدواج کنید و به وسیله ازدواج [از خداوند] طالب فرزند باشید همانا من فردای قیامت با فراوانی امت خود بر امت های دیگر مباهات می کنم.» (البحار ج 103/218 الخصال ج 2/405)

 

 


درهمان کتاب، از امالی شیخ طوسی، از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمود: «زنی به امام باقر علیه السلام عرض کرد: خدا شما را صالح بدارد، من زن متبتله ای هستم. امام باقر علیه السلام فرمود: مقصود تو از این کلمه چیست؟ او گفت: من هیچ گاه اراده ازدواج نداشته ام. امام علیه السلام فرمود: برای چه؟ آن زن گفت: این را برای خود یک فضیلت و ارزش می دانم. امام علیه السلام به او فرمود: این سخن را رها کن؛ چرا که اگر فضیلت و ارزشی در این کار می بود فاطمه علیهاالسلام که کسی در فضیلت به او نمی رسد به آن سزاوارتر بود. (المصدر ص 219 عن الامالی ج 1/380)

 

 


در همان کتاب، از امالی شیخ طوسی، از امام صادق، از پدرانش، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «هر که ازدواج کند نصف دین خود را حفظ نموده است؛ پس نسبت به نصف دیگر آن از خدا بترسد [که آن را از دست ندهد].»

 

 


در همان کتاب، از ثواب الأعمال صدوق، از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «دو رکعت نماز کسی که ازدواج نموده باشد بهتر ازهفتاد رکعت نماز کسی است که عزب باشد.» (البحار ج 103/219 عن ثواب الأعمال ص 37)

 

 


در همان کتاب، از کتاب روضه الواعظین، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «کسی که دوست دارد با پاکی و طهارت خدای خود را ملاقات کند باید با داشتن همسر از دنیا برود.» (المصدر ص 220 عن روضه الواعظین ص 373)

 

 


در همان کتاب، از جامع الأخبار، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز نقل شده که فرمود: «ازدواج و نکاح سنت من است و هرکه از سنت من اعراض کند از من نخواهد بود.»


و فرمود: «ازدواج کنید تا جمعیت شما زیاد شود؛ همانا من در روز قیامت به وسیله [جمعیت] شما بر امت های دیگر مباهات می نمایم، گرچه فرزند سقط شده باشد.» (المصدر ص 220)

 

 


و فرمود: «کسی که ازدواج کرده باشد اگر درخواب هم باشد، نزد خداوند، از شخص عزب روزه دار و شب بیدار [درعبادت] افضل خواهد بود.»

 


و رسول خدا صلی الله علیه و آله به شخصی بنام عکاف فرمود: «آیا ازدواج نموده ای؟» گفت: خیر. فرمود: «آیا کنیزی داری؟» گفت: خیر. فرمود: «آیا تمکّن مالی داری؟» گفت: آری. فرمود: «باید ازدواج کنی وگرنه از گناهکاران خواهی بود.»

 

 


و فرمود: «بدترین شما عزب ها هستند؛ آنها برادران شیطانند.»

 

 


و فرمود: «هرکه بکوشد تا ازدواجی انجام بگیرد خداوند از حورالعین به او تزویج خواهد نمود وبرای هر قدمی که برداشته و هرکلمه ای که به زبان جاری نموده عبادت یک سال برای او نوشته خواهد شد.»


در همان کتاب، از نوادر راوندی، از موسی بن جعفر، از پدرانش، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «هیچ جوانی در اوایل جوانی ازدواج نمی کند جز آن که شیطان فریاد می کند: «وای بر من! وای بر من! او دوسوم دین خود را از شرّ من حفظ نمود»، پس باید نسبت به یک سوم باقی مانده از خدا بترسد.» (البحار ج 103/221)

 

 


و فرمود: «عزب های خود را به ازدواج درآورید تا خداوند اخلاق آنان را نیکو و رزق آنان را فراوان و مروّت آنان را زیاد کند.» (المصدر ص 222)

 

 


انتخاب همسر شایسته

 

 


انتخاب همسر مسأله بزرگ و حساس زندگی است و هرگز انسان عاقل، سرنوشت یک عمر دیانت و اسرار و آسایش زندگی و... خود را به دست کسی که از دیانت و اخلاق و عادات و کمالات او آگاهی ندارد نمی دهد. و بیش از همه چیز در انتخاب شریک زندگی اش دقت می کند. این وظیفه برای پدران و مادران نیز وجود دارد.


اسلام با آن همه تشویق و ترغیب به ازدواج و توصیه به این که جوانان پسر و دختر را هرچه زودتر به ازدواج درآورید، در مسأله انتخاب همسر، سفارش اکید نموده که باید پدر و مادر وارسی کنند و همسری که دارای دیانت و اخلاق زندگی باشد برای فرزندان خود انتخاب نمایند وگرنه فرزندان خود را تباه کرده اند.

 

 


اینک به بخشی از روایات این موضوع توجه فرمایید:

 

 


در بعضی از روایات آمده است که امام علیه السلام می فرماید: «اذاجاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوّجوه والاّ تکن فی الأرض فتنهٌ و فساد کبیر»؛ (کافی ج 5/347) یعنی اگر کسی که از دیانت و اخلاق او راضی هستید به خواستگاری فرزند شما بیاید دختر خود را به او تزویج کنید وگرنه فتنه و فساد بزرگی رخ خواهد داد [و علت ایجاد چنین فتنه ای شما خواهید بود، زیرا با بهانه های واهی خواستگار را رد نموده اید و یا بدون بررسی از اخلاق و دیانت طرف دختر خود را به او تزویج نموده اید.]


خداوند در سوره فرقان ضمن بیان صفات بندگان صالح خود می فرماید: «آنان می گویند: پروردگارا، به ما همسران و فرزندانی عطا کن که سبب روشنی چشم ما باشند.» (الفرقان/ 74)

 

 


و درسوره تحریم، خطاب به زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله که گاهی آن حضرت را آزار می داده اند می فرماید: «امید می رود اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله شما را طلاق دهد، خداوند به جای شما همسران بهتری برای او قرار دهد که آنان مسلمان و مؤمن و تائب و عابد و... باشند.» (التحریم/5)

 

 


اینک به برخی از سخنان معصومین علیهم السلام نیز توجه می کنیم.

 

 


علامه مجلسی، درکتاب بحار، از امالی مفید، از حضرت رضا، از پدرانش، از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل نموده که فرمود: «بهترین زن های شما دارای پنج خصلت هستند.» گفته شد: آن پنج خصلت چیست؟ فرمود: «آنها دارای برخورد شیرین و لیّن هستند، و از شوهران خود اطاعت می کنند، و اگر شوهرانشان نسبت به آنان خشم کنند می کوشند تا آنان را راضی نمایند، و در نبودن همسران خود امانت دار آنان هستند، و حق آنان را ضایع نمی کنند [یعنی مال شوهر خود را حفظ می کنند و خود را نیز که امانت او هستند از مردان نامحرم حفظ می نمایند].» (البحار ج 103/231)


سپس فرمود: چنین زن هایی کار پردازان الهی هستند که خسران ندارند.»


و در همان کتاب، از معانی الأخبار، از امام صادق علیه السلام ، از پدرانش، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «ای مردم! از سبزی هایی که در محل های آلوده روییده است دوری کنید.» گفته شد: مقصود شما چیست؟ فرمود: «مقصود من زن زیبایی است که در خانواده فاسد رشد نموده باشد.»


در همان کتاب، از ابراهیم کرخی نقل شده که گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: همسر موافق و خوبی داشتم از دنیا رفت و تصمیم دارم باز همسری انتخاب کنم. امام صادق علیه السلام فرمود: «بنگر با که می خواهی زندگی کنی و چه کسی را می خواهی شریک مال خود و مطلع از دین و اسرار و امانت های خود بگردانی؟ پس اگر تو را چاره ای از ازدواج نیست با زن باکره معروف به خیر و از خانواده ای خوشنام و دارای اخلاق نیک ازدواج کن و بدان که زن ها، چنان که شاعر در شعر خود بیان کرده. سه قسم هستند:


زنی که فرزندآور و اهل محبت است و در امور دنیا و آخرت به شوهر خود کمک می کند و در سختی ها صابر و باوفا می باشد.


زنی که عقیم و نازا است و از جمال ظاهری و اخلاق خوب بی بهره است و در هیچ کار خیری به شوهر خود کمک نمی کند.


زنی که فراوان شیون می کند و در خانه آرام نمی گیرد و زیاد عیب جویی می کند و احسان فراوان همسر خود را ناچیز می داند و احسان ناچیز او را نمی پذیرد.»


در همان کتاب، از معانی الأخبار، از بعضی از اصحاب امام صادق علیه السلام نقل شده که گویند: از امام صادق علیه السلام شنیدیم که فرمود: «زن برای انسان مانند قلاده ای است که به گردن می اندازند. پس دقت کن چه چیزی را می خواهی به گردن خود بیندازی؟» (البحارج 103/233 معافی الاخبار ص 144)

سپس فرمود: «برای زن خوب و زن بد نمی توان قیمتی تعیین نمود اما ارزش زن خوب هرگز [برابر] طلا و نقره نیست بلکه از طلا و نقره بالاتر است، و زن بد را با خاک [هم] نمی شود مقایسه نمود، چرا که از خاک پست تر است.»


در همان کتاب، از مکارم الأخلاق، از حضرت کاظم علیه السلام نقل شده که حسین بن بشار گوید: نامه ای به آن حضرت نوشتم که یکی از خویشان من از دخترم خواستگاری نموده اما اخلاق او خوب نیست. امام علیه السلام در پاسخ فرمود: «اگر بد خلق است، دخترت رابه او تزویج مکن.» (البحار ج 103/234 مکارم الأخلاق ص 232)


در همان کتاب، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «کسی که فقط برای زیبایی یک زن با او ازدواج کند، هرگز از جمال و زیبایی آن زن استفاده نخواهد نمود؛ و کسی که برای ثروت یک زن با او ازدواج کند، خداوند او را به خودش واگذار خواهد کرد. پس بر شما باد که با زن های با دیانت ازدواج کنید.» (المصدر ص 235 روضه الواعظین ص 474)


در همان کتاب، از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده که فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود: [می دانید] بهترین عمل زن ها چیست؟ [کسی پاسخ نداد]. پس فاطمه علیهاالسلام فرمود: بهترین عمل زن ها این است که مردهای نامحرم را نبینند و مردهای نامحرم نیز آنان را نبینند. رسول خدا صلی الله علیه و آله از این پاسخ فاطمه تعجب نمود و فرمود: فاطمه پاره تن من است.» (البحار ج 103/238)

 

 


در همان کتاب، از کتاب غایات نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود: «به شما بگویم که بهترین زنان شما کیانند؟» اصحاب گفتند: آری، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بهترین زنان شما زنی است که عقیم نباشد و مهربان و پوشیده و عفیف باشد؛ بین اهل و خویشان خود عزیز و برای شوهر خود ذلیل باشد؛ خود را از غیر شوهر مصون دارد و مطیع شوهر خود باشد و چون با او خلوت نماید آنچه او می خواهد در اختیار او گذارد.» (البحار ج 103/239 الغایات ص 90)

 

 


و فرمود: «به شما بگویم که بدترین زنان شما کیانند؟» اصحاب گفتند: آری، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بدترین زنان شما زن نازا و عقیمی است که از هیچ عمل زشتی پرهیز نمی کند و چون شوهر او غایب باشد زینت های خود را بر دیگران آشکار می سازد ولی نسبت به شوهر خود امتناع می ورزد و به حرف او گوش نمی دهد و دستور او را اطاعت نمی کند و چون با او خلوت می کند مانند حیوان چموش از او امتناع می ورزد و عذر او را نمی پذیرد و از خطایش نمی گذرد.» (البحار ج 103/239 الغایات ص92)

 

 


و فرمود: «بدترین چیزها و سخت ترین دشمن مؤمنین زن های ناشایسته هستند.»

 

 


و فرمود: «بدترین زن های شما زن بی حیای عبوس و فحاش و سخن چین است.» (المصدر ص 240 الغایات ص92)

 

 



معیار برابری و کفویت در ازدواج

 

 


در اسلام، معیار ارزش انسان، معرفت و تقوا و عبودیت او نسبت به ذات مقدس الهی است. این معیار، وسیله ای برای سنجش ارزشیابی در همه ابعاد زندگی و شخصیت انسان هاست. با این معیار، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، ارزش های کاذب و دروغین زمان جاهلیت را ابطال فرمود و کسانی را که مردم جاهلی با اعتبارات خود شریف می پنداشتند بی اعتبار و کسانی که آنها را ناچیز و پست می شمردند عزیز و سربلند نمود.


در مسأله کفویت زن و مرد نیز با معیارهای زمان جاهلیت مبارزه شد و معیار شرافت و شخصیت از عناوینی مثل نسب و مال و رنگ و عشیره و قبیله خارج گردید و منحصر در معرفت و ایمان و تقوا شد. البته عده ای هنوز معیارهای غلط زمان جاهلیت را رها نکرده اند و همانند آن زمان فکر و عمل می کنند. قانون اسلام در این مسأله بسیار روشن و واضح است.

 

اینک به سخنان معصومین علیهم السلام و سیره عملی آنان در مسأله کفویت و ازدواج و انتخاب همسر توجه فرمایید تا این حقیقت برای شما روشن گردد.


درکتاب وسائل الشیعه، از ابوحمزه ثمالی نقل شده که گوید: من خدمت حضرت باقر علیه السلام بودم که مردی به آن حضرت گفت: من از دختر یکی از دوستان شما، به نام ابن ابی رافع، خواستگاری نمودم و او مرا برای زشتی صورت و غربت و فقری که دارم رد نمود.


امام باقر علیه السلام چون این سخنان را شنید به او فرمود: «برخیز نزد او برو و از جانب من به او بگو: محمدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام می فرماید: دختر خود را به من تزویج کن.»


ابوحمزه گوید: سپس امام باقر علیه السلام فرمود: «مردی از یمامه، به نام جویبر، خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله به اسلام مشرّف شد و در مسلمانی خود پایدار بود لکن مردی کوتاه قد، زشت رو و فقیر و برهنه و از سودانی ها بود... روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از روی محبت و رقت به او نظر کرد و فرمود: ای جویبر! ای کاش همسری می گرفتی و به وسیله آن عفّت خود را تأمین می کردی و او برای دنیا و آخرت تو یار و یاورت می بود.


جویبر گفت: یا رسول اللّه! پدر و مادرم فدای شما باد! کدام زنی به من رغبت پیدا می کند؟ به خدا سوگند، من از حسب و نسب و مال و جمال محروم هستم، چه زنی به من توجه می کند؟


رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای جویبر! بدان که خداوند به برکت اسلام کسانی را که در زمان جاهلیت شریف و عزیز بودند پست و بی ارزش نمود و کسانی را که پست و بی ارزش بودند شرافت و عزّت داد و نخوت ها و مفاخرت های زمان جاهلی که به عشیره و قبیله و انساب خود تکیه داشتند را از بین برد و امروز همه مردم، از سیاه و سفید و قریشی و عربی و عجمی، یکسان هستند، همه آنان فرزندان آدم علیه السلام می باشند و آدم را خدا از خاک آفرید و عزیزترین و محبوب ترین مردم نزد خداوند کسانی هستند که تقوا و اطاعت آنان در مقابل خداوند بیشتر باشد و امروز من کسی را بهتر از تو بین مسلمانان نمی دانم، جز آن که تقوا و ورع او بیشتر از تو باشد!


سپس به جویبر فرمود: از طرف من نزد زیادبن لبید که بزرگ قبیله بنی بیاضه است می روی و می گویی: من از رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تو پیام آورده ام و او به تو دستور داده که دختر خود دلفاء را به من تزویج کنی.» (الوسائل ج 14/43 الفروع ج 2/8)

 

 


در پایان این حدیث آمده است که زیادبن لبید خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و آن حضرت به او فرمود: «جویبر، مؤمن است و مؤمن همتا و برابر با مؤمنه است،»؛ یعنی مرد مؤمن [از جهت ارزش] با زن مؤمنه برابر است، چنان که مرد مسلمان نیز با زن مسلمان برابر است. سپس فرمود: «دخترت را به جویبر تزویج کن و او را رد مکن.»


مؤلف گوید: در ذیل این حدیث در کافی (ج 5/240) آمده است که پس از سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله زیاد بن لبید دختر خود را به جویبر تزویج نمود و برای او خانه و لوازم زندگی و لباس مناسب تهیه کرد ولی جویبر چون داخل حجله زفاف شد و این همه نعمت را مشاهده نمود با خود عهد کرد که برای شکر این نعمت ها سه شبانه روز خدا را عبادت کند و پس از آن از همسرش استفاده نماید.

 

 


از این رو جویبر در کنار عروس مشغول عبادت شد و روزها را روزه می گرفت و چون شب ها مشغول عبادت بود عمل زفاف به تأخیر افتاد و زیاد بن لبید خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسول اللّه! شما ما را امر فرمودید که دختر خود را به این عجم سیاه بدهیم در حالی که او نیاز به ازدواج ندارد و در این سه شبانه روز فقط به عبادت مشغول بوده است!


پس رسول خدا صلی الله علیه و آله جویبر را طلب نمود و به او فرمود: «مگر تو نگفتی نیاز به همسر داری؟» جویبر گفت: آری، چنین است لکن من خواستم در مقابل نعمت های الهی ادای شکری کرده باشم و با خود عهد کردم که تا سه روز عبادت خدا را نکنم از این نعمت ها استفاده ننمایم و امشب رضایت آنان را حاصل خواهم نمود.


در پایان این حدیث نیز آمده است که چیزی نگذشت که جویبر در یکی از جنگ ها به امر رسول خدا صلی الله علیه و آله شرکت نمود و به فیض شهادت رسید.

 

 


قانون ازدواج موقت و دایم

 

 


خداوند در سوره مؤمنون صفات و نشانه های مؤمنان را برشمرده و می فرماید:... مؤمن ها خود را از بهره وری و آمیزش با زنان جز همسران و کنیزان خود حفظ می کنند. و کسانی که بخواهند از زن های غیرقانونی تمتع و بهره گیری کنند متجاوز شناخته می شوند.» (النساء /24)


بنابراین جز کنیزان زر خرید تنها راه استفاده و بهره وری از زن های دیگر به وسیله ازدواج امکان پذیر است و مطابق مدارک قرآنی و روایی بین شیعه و اهل تسنّن ازدواج یا دایم است و یا موقت.


ازدواج دایم مورد اتفاق همه فرق اسلامی است ولی ازدواج موقت، در اثر حوادثی که بر اسلام و مسلمین رخ داده، توسط خلیفه دوم ممنوع گردیده است. او گرچه گفته من آن را حرام نکرده ام بلکه تنها از آن جلوگیری نموده ام لکن پیروان او یعنی (اهل تسنن) آن را حرام می دانند. و در بعضی از روایات معروف و مشهور آمده است که عمربن خطاب خود تصریح به مشروعیت متعه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله نموده و می گوید: «متعتان کانتا محلّلتان زمن رسول اللّه و انا احرّمهما و اعاقب علیهما.»


یعنی دو چیز بود که در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله حلال بود و من آنها را حرام می کنم و کسی که مرتکب آنها شود مجازات خواهم نمود [یکی عقد موقت و دیگر تمتّع در حج].


شگفتا که او با اعتراف به حلال بودن آنها در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله به خود جرأت داده که حلال خدا و رسول او را حرام نماید!


البته این تحریم بعد از گذشت دوران خلافت خلیفه اول (ابوبکر) و بعد از گذشت چهارسال از خلافت خلیفه دوم (عمربن خطاب) روی داده است. او چون دید خواهرش فرزندی در آغوش دارد، از او پرسید: این فرزند را از کجا آورده ای؟ او گفت: از راه متعه و عقد موقت به دست آمده پس عمر عصبانی و خشمناک شد و گفت: از این زمان به بعد کسی حق ندارد از زنی به عنوان عقد موقت و متعه استفاده کند و...


و عجیب آن بود که در آن جلسه احدی به او اعتراض نکرد که تو مگر قانون گذار هستی و یا از طرف خداوند دستوری برای تو آمده است که برخلاف حکم خدا و رسول او صلی الله علیه و آله حکم می کنی؟ البته عدم اعتراض مردم از ترس تازیانه او بود و او نیز اولین بار نبود که در دین خدا بدعت می گذارد. مرحوم علامه سیّد شرف الدین کتاب مبسوطی را در باره بدعت ها و اجتهادهای عمربن خطاب به نام «النص و الاجتهاد» نوشته و اخیرا به عنوان «اجتهاد در مقابل نص» ترجمه شده است.


ولی در زمان های بعد انتقادات زیادی به اوشد و حتی نقل شده است که هارون الرشید با حالت خشم و عصبانیت شدید سخن عمر را زمزمه می کرد و می گفت: «متعتان کانتا محلّلتان فی زمن رسول اللّه و انا احرّمهما و اعاقب علیهما» و سپس می افزود: «من انت یا جعّل؟»؛ یعنی ای سوسک سیاه تو چه کاره بودی که چیزی را که خدا و رسول او صلی الله علیه و آله حلال نموده حرام کردی؟!


از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام نقل شده است که فرمود: «اگر عمربن خطاب متعه و عقد موقت را حرام نکرده بود احدی جز افراد شقی و بدسیرت به زنا آلوده نمی شد.» از این رو، همه زناهای بعد از این تحریم به عهده عمر نیز خواهد بود.


اکنون به بخشی از آیات قرآن و سخنان معصومین علیهم السلام در باره مشروعیت و استحباب عقد موقت توجه فرمایید:


خداوند در سوره مبارکه نساء، بعد از ذکر زن هایی که ازدواج با آنها حرام است می فرماید: «و جز آنها ازدواج با بقیه زن ها برای شما حلال است تا شما با اموال خود، به صورت مهریه و یا خریدن کنیز [مطابق قانون]، نه از راه زنا، آنان را برای خود حلال نمایید. و در مقابل بهره و استمناعی که از آنان می برید واجب است پاداش آنان را [که همان مهریه است] به آنان پرداخت کنید.»


در کتاب کافی، از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «متعه و عقد موقت در قرآن آمده و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز بر آن جاری بوده است.» و از امام باقر علیه السلام نیز، چنان که گذشت، نقل شده که امیرالمؤمنین علیه السلام همیشه می فرمود: «اگر قبل از من پسر خطاب متعه را حرام نکرده بود جز افراد شقی و بدسیرت زنا نمی کردند.»


علامه مجلسی، از کتاب احتجاج نقل نموده که حمیری نامه ای خدمت حضرت بقیه اللّه علیه السلام فرستاد و سؤال نمود که مردی از موالیان شما که اعتقاد به متعه و رجعت شما دارد، با همسر خود پیمان بسته که همسر دیگری و یا کنیزی را بر سر او نیاورد و مدت نوزده سال است که به این پیمان وفا نموده و بسا ماه ها از منزل خود دور می شود و برای آن پیمان و حفظ آبروی خود نزد آشنایان و تأمین رضایت همسر خود سراغ متعه نمی رود گرچه آن را حرام نمی داند و معتقد به حلیت آن است. آیا خودداری از متعه برای او حرام بوده و مرتکب گناه شده است؟ (البحار ج 103/298 الإحتجاج ج 2/306)


پس حضرت بقیه اللّه علیه السلام پاسخ داد: «مستحب است در باره متعه ولو یک بار از خدا اطاعت کند تا عهد وپیمانی که در معصیت خدا انجام داده از بین برود.»


در همان کتاب، از کتاب قرب الاسناد نقل شده که شخصی به نام ازدی گوید: از امام صادق علیه السلام در باره متعه سؤال نمودم، امام صادق علیه السلام فرمود: «من خوش ندارم مسلمان از دنیا برود و یکی از سنت ها و خصلت های رسول خدا صلی الله علیه و آله به عهده او باقی مانده باشد و آن را انجام نداده باشد.» (المصدر عن قرب الاسناد ص 21)

 

 


در همان کتاب، از کتاب «رساله المتعه» شیخ مفید، از ابوبصیر نقل شده که گوید: من بر امام صادق علیه السلام وارد شدم، ناگهان به من فرمود: «آیا از وقتی که از همسر خود جدا شده ای تاکنون متعه کرده ای؟» گفتم: خیر. فرمود: «برای چه؟» گفتم: نفقه و مالی که همراه دارم گنجایش آن راندارد. چون چنین گفتم دستور داد تا دیناری به من دادند و فرمود: «من تو را سوگند می دهم که تا به منزل خود باز نگشته ای متعه ای انجام دهی.» و من به دستور آن حضرت عمل کردم. (البحارج 103/306)

 

 


در همان کتاب، شیخ مفید، از شخصی به نام عقبه نقل نموده که گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم: آیا برای متعه و عقد موقت ثوابی هست؟ امام علیه السلام فرمود: «اگر برای خدا و مخالفت با عمربن خطاب باشد هر کلمه ای که با او (زن متعه ای) می گوید خداوند حسنه ای برای او می نویسد و چون به او نزدیک می شود خداوند گناهی را از او می بخشد و چون غسل می کند خداوند به اندازه هر مویی که آب بر آن جاری می شود گناهان او را می آمرزد.» گفتم: به اندازه هر مویی؟ فرمود: «آری، به اندازه هر مویی.»


در همان کتاب، از امام باقر علیه السلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «چون من به معراج رفتم جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمد! خداوند عزّوجلّ می فرماید: همانا من مردهایی که [در دنیا] متعه انجام داده اند را بخشیدم.» (البحار ج 103/306)

 

 


در همان کتاب، از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «هیچ مردی نیست که متعه انجام دهد و پس از آن غسل نماید، جز این که خداوند از هر قطره آبی که از غسل او می ریزد هفتاد ملک را خلق می کند که تا قیامت برای او استغفار نمایند و بر هر که از متعه پرهیز می کند لعنت نمایند.» (البحار ج 103/307)

 

 


در همان کتاب، از کتاب متعه شیخ مفید، از بشربن حمزه، از مردی از قریش نقل شده که گوید: دختر عمه من که صاحب مال فراوانی بود به من پیغام داد: تو می دانی که مردان زیادی از من خواستگاری کرده اند ومن با آنان ازدواج نکرده ام و اکنون نه برای علاقه به مردها برای تو پیغام فرستادم بلکه چون خداوند متعه را در قرآن حلال نموده و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز آن را سنت قرار داده است و عمر آنرا حرام نموده من دوست داشتم که خدا و رسول او را اطاعت کنم واز گفته عمر تخلّف نمایم و تو با من به طور متعه ازدواج کنی. پس من در پاسخ او گفتم: باید با حضرت باقر علیه السلام مشورت کنم و چون خدمت آن حضرت رسیدم و با او مشورت نمودم فرمود: «به آنچه گفته است عمل کن.» (البحار ج 103/307)

 

 


قانون مهر و احکام آن در اسلام

 

 


علت این که در ازدواج، مرد باید مهر بپردازد و زن حق دارد آن را دریافت نماید، بااین که زن و مرد از جهت استفاده جنسی از یکدیگر مساوی هستند بلکه زن غریزه بیشتری دارد و چنان که در روایتی آمده غریزه زن ده برابر مرد است و اگر حیا را خداوند مانع او قرار نداده بود او به طرف مرد می رفت این است که خداوند مرد را قیّم و مدیر زندگی قرار داده و نیازهای زن را به عهده او گذاشته و زن را از تجارت و معامله در بازارها منع نموده است. ( المهر و احکامه فی الإسلام قال اللّه سبحانه: و آتوا النساء صدقاتهنّ نحلهً فان طبن لکم عن شی ءٍ منه نفسا فکلوه هنیئا مریئا. (النساء /4) و قال سبحانه: و ان طلّقتموهنّ من قبل ان تمسّوهنّ و قد فرضتم لهنّ فریضه فنصف ما فرضتم إلاّ أن یعفون او یعفو الذی بیده عقده النکاح و ان تعفوا اقرب للتقوی و لاتنسوا الفضل بینکم إن اللّه بما تعملون بصیر. (البقره 236/237)

 

 




از سویی، زن باید خود را کاملاً در اختیار مرد قرار دهد و بدون اجازه او از خانه خارج نشود و جز در واجبات و محرمات باید تابع دستور مرد خود باشد به طوری که مرد بتواند هر لذت مشروعی را از او ببرد و در یک کلمه زن در حقیقت با ازدواج نمودن خود را به همسر خود می فروشد و مرد خریدار اوست و البته انسان چیزی را که می خرد باید عوض و ثمن آن را بپردازد. و مهر در واقع همان ثمن و عوض است بنابراین مهر یک بدهکاری مسلّم است و زن حق دارد قبل از آن که خود را در اختیار مرد بگذارد آن را دریافت نماید. ودر مورد ادای مهر خداوند در قرآن فرموده است: «و آتو النساء صدقاتهنّ نحلهً فان طبن لکم عن شی ءٍ منه فکلوه هنیئا مرئیا»؛ یعنی مهر زن های خود را بپردازید و اگر آنان چیزی از آن را از روی رضایت به شما بخشیدند برای شما گوارا و حلال خواهد بود.


و در آیه 20 سوره نساء می فرماید: «و ان اردتم استبدال زوج مکان زوج و آتیتم احدیهنّ قنطارا فلا تأخذوا منه شیئا أتأخذونه بهتانا و اثما مبینا»؛ یعنی اگر خواستید همسری را طلاق دهید و همسر دیگری انتخاب کنید آنچه برای همسر اول مهر قرار داده اید [باید به او بدهید و اگر به او داده اید] نباید چیزی ازآن را پس بگیرید گرچه مال فراوان باشد، آیا از روی گناه و بهتان مهری که [قرار] داده اید پس می گیرید؟!

 

 


اینک به بعضی از سخنان معصومین علیهم السلام در باره قانون مهر و مقدار آن توجه فرمایید:

 

 


علامه مجلسی در کتاب بحار، از علل و عیون صدوق، از حسین بن خالد نقل نموده که گوید: به حضرت کاظم علیه السلام گفتم: فدای شما شوم! به چه علت مهر زن ها (مهرالسنّه) پانصد درهم، معادل دوازده و نیم اوقیه، تعیین شده است؟


امام علیه السلام فرمود:


«به این علت که خدای تبارک و تعالی بر خود لازم و واجب نموده که اگر مؤمنی صد مرتبه اللّه اکبر و صد مرتبه سبحان اللّه و صد مرتبه الحمدللّه و صد مرتبه لااله الاّ اللّه بگوید و صد مرتبه صلوات بر محمد و آل او صلی الله علیه و آله بفرستد و سپس بگوید: خدایا، حورالعین بهشتی را به من تزویج کن، خداوند حورالعین را به اوتزویج خواهد نمود و از این جهت مهر زن های دنیایی نیز پانصد درهم معین شده است.


و هر مؤمنی که با این مهریه از برادر خود بخواهد که دخترش را به او تزویج نماید اگر او دخترش را با این مهریه به او تزویج نکند به او ظلم نموده وحق است که خداوند حورالعین را به او تزویج نکند.» (البحارج 103/348 العیون ج 2/84)

 

 


در همان کتاب، از معانی الأخبار، از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله هیچکدام از زن ها و دختران خود را با بیش از پانصد درهم تزویج نکرد.» (المصدر ص 349 معانی الأخبار ص 214)

 

 


در همان کتاب، از امالی صدوق، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «هر مردی که در باره مهریه به همسر خود ظلم کند و مهر او را ندهد، او نزد خداوند زناکار محسوب می شود و خداوند در قیامت به او می فرماید: ای بنده من، من تو را به کنیز خود با عهد و پیمان [و قرار مهرمعین] تزویج نمودم و تو به عهد من عمل نکردی و به کنیز من ظلم رواداشتی، پس از حسنات واعمال نیک او گرفته می شود و به آن زن داده می شود و چون حسنه و عمل نیکی برای او باقی نمی ماند او را برای شکستن عهد خدا به آتش می برند و در قرآن نیز آمده که عهد خداوند مورد سؤال واقع خواهد شد.» (المصدر امالی الصدوق ص 428)

 

 


در همان کتاب، از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «کسانی که زکات مال خود را نمی دهند و کسانی که مهر زن های خود را نمی پردازند و کسانی که مال مردم را قرض می گیرند و بنای پرداخت آن را ندارند دزد شناخته می شوند.» (المصدر الخصال ج 1/101)

 

 


و در همان کتاب، از ابن سنان نقل شده که گوید: به حضرت رضا علیه السلام نوشتم: علت تعیین مهر و وجوب پرداخت آن بر مردها چیست؟ و چگونه بر زن ها واجب نیست که به شوهران خود چیزی به عنوان مهریه بدهند؟


امام علیه السلام فرمود: «چون مؤونه و خرج زن ها به عهده مردها می باشد و زن در حقیقت خود را به مرد می فروشد و مرد خریدار اوست، از این رو، مرد باید قیمت و ثمن این معامله را بپردازد. از سویی، زن ها از تجارت و معامله گری ممنوع هستند و علت های دیگری نیز دارد.» (البحار ج 103/351/ مکارم الأخلاق ص 272)

 

 


در همان کتاب، از علی علیه السلام نقل شده که فرمود: «مهریه ها را زیاد نکنید که موجب عداوت و دشمنی می شود.» (المصدر النوادرص69)

 

 


و در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «بهترین زن های امت من زن هایی هستند که با مهر کمتر ازدواج می کنند.»


و در همان کتاب، از زراره نقل شده که گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال کردم: آیا جایز است کسی که با زنی ازدواج می کند بدون این که چیزی به او بدهد با او همبستر شود؟ امام علیه السلام فرمود: «جایز نیست با او همبستر شود تا این که چیزی به او بدهد.»


در همان کتاب، از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود: «کسی که درآمد حرامی را به دست آورد خداوند حج و عمره او را قبول نمی کند و صله رحم او را نمی پذیرد تا جایی که ازدواج او را نیز فاسد می کند [و فرزند او ولد حرام خواهند شد].» (البحار ج 103/353 امالی الطوسی ج 2/293)

 

 


مؤلف گوید: برای توجه و تنبّه برادران و خواهران دینی، بخشی از دستورات اسلام را در باره رعایت حلال و حرام که باعث پاکی روح و روان و صفای ایمان پدر و مادر و فرزندان است در بخش های آینده بیان خواهیم نمود.



 

   کتاب آداب ازدواج و زندگی خانوادگی + دانلود

 

   آداب زناشویی در سیره معصومین علیهم السلام

 

   دانلود رایگان کتاب جوشکاری / نویسنده:حسین عالمی /ازدواج عاقلانه آسان و به‌موقع با تکیه‌بر ملاک‌های ایمانی

 

   مستند کوتاه «جهاد نکاح» + دانلود فیلم

 

   احکام طلاق ، ازدواج -برنامه زلال احکام شبکه سوم سیما-حجت الاسلام والمسلمين فلاح زاده




محل تبلیغ شما

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود