دوشنبه، 29 مرداد 1397
محل تبلیغ شما

03/12 1397

علم طب


علم پزشکی دانش حفظ سلامت موجود و بازگرداندن سلامت از دست رفته است. در روایاتی، تقسیماتی برای علم ذکر شده است. همه ی این تقسیمات صحیح است و هر کدام ناظر به یک جنبه از علم است و با هم تنافی ندارد. به همین سبب گاه آمده است: العلم العلمان و دو مصداق برای آن بیان شده است و در روایت دیگر همین عبارت آمده است و دو مصداق دیگر برای آن ذکر شده است:

مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ الْعِلْمُ عِلْمَانِ فَعِلْمٌ عِنْدَ اللَّهِ مَخْزُونٌ لَمْ يُطْلِعْ عَلَيْهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِهِ وَ عِلْمٌ عَلَّمَهُ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ فَمَا عَلَّمَهُ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ فَإِنَّهُ سَيَكُونُ لَا يُكَذِّبُ نَفْسَهُ وَ لَا مَلَائِكَتَهُ وَ لَا رُسُلَهُ وَ عِلْمٌ عِنْدَهُ مَخْزُونٌ يُقَدِّمُ مِنْهُ مَا يَشَاءُ وَ يُؤَخِّرُ مِنْهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ مَا يَشَاءُ[1]






علم بر دو قسمت است. یک قسم علمی است که فقط خداوند می داند و جزء اسرار است. وقتی علم خداوند عین ذات اوست و ذات و بی نهایت است این علامت آن است که علم او نیز نامحدود است. غیر خداوند همه محدود هستند و محدود نمی تواند نامحدود را بتمامه درک کند.

قسم دیگر را ملائکه و رسل او می دانند و اگر ظرفیت اجتماعی باشد به دیگران نیز یاد می دهند زیرا آنها باید به قدر عقول مردم با آنها سخن بگویند. (مانند اینکه یک متخصص فیزیک روستا رود و با آنها در مورد مسائل پیچیده ی فیزیک سخن بگوید.): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ[2]

به همین دلیل گاه عده ای یک سؤال از معصوم پرسیده اند ولی امام علیه السلام به آنها جواب های مختلفی ارائه داده است. خداوند فعال لما یرید است و هر چیزی را که می خواهد خلق کند یا روزی دهد همراه با اراده است و نه خسته می شود نه غافل. انسان مختار است ولی فاعل بالحرکة است در نتیجه هم خسته می شود و هم غافل.

كَنْزُ الْكَرَاجُكِيِّ، عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ الْعِلْمُ عِلْمَانِ عِلْمٌ فِي الْقَلْبِ فَذَلِكَ الْعِلْمُ النَّافِعُ وَ عِلْمٌ فِي اللِّسَانِ فَذَلِكَ حُجَّةٌ عَلَى الْعِبَادِ[3] اگر کسی دانش و معرفت دارد و بر اساس آن عمل می کند، چنین علمی نافع است.

گاه انسان حرف حق را به دیگران می گوید و تبلیغ صحیح دارد و حجّت را بر دیگران تمام می کند تا مردم در روز قیامت نگویند که اگر عمل نمی کردند به سبب آن بوده که نمی دانستند. این مانند همان کاری است که رسول خدا (ص) انجام داده است و حدود سیصد کتاب در مورد سنن النبی (ص) در جهان نوشته شده است. همچنین است مانند کاری که معصومین انجام داده اند.

و قال النبي ص العلم علمان علم باللسان و هو الحجة عليك و علم بالقلب و هو النافع لك و ليس بالتحلي و لا بالتمني و لكنه ما وقر في القلب و صدقه العمل[4] انسان باید با معرفت باشد یعنی عمل او باید بر اساس علم و یقین باشد و قلب باید عمل انسان را تأیید کند.

امیر مؤمنان علی علیه السلام در توصیف رسول خدا (ص) می فرماید: طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ يَضَعُ ذَلِكَ حَيْثُ الْحَاجَةُ إِلَيْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُكْمٍ[5]

رسول خدا (ص) طبیبی بود که دوره گردی می کرد تا مردم را شناسایی و مداوا کند و در یک جا نمی نشست تا دیگران به سراغش آیند. او مرهم های خود را به خوبی در هم آمیخته بود و مواسم (اسباب داغ کردن خود را) نیکو گرم کرده است و آنها را هر کجا که لازم بود می نهد؛ بر دل های کور (که گاه از باب قساوت و سخت دلی کور شده است و گاه از باب انسداد عروق قلبی و نارسایی های دهلیزی و بطنی است.) و کوش های کر (از نوع جسمانی و معنوی) و زبان های گنگ.

برای رفع سنگینی گوش محلول انزروت را در یک پیاز که یک قاشق چایخوری از وسط آن را خالی کرده اند می ریزند و روی شعله پخش کن می گذارند تا پخته شده آب پس دهد. بعد که سرد شد از آن محلول سه قطره در گوش می چکانند. این دستور برای سنگینی گوش که ناشی از بیماری ضعف عصبی است مفید است.

اگر سنگینی گوش به سبب کهولت گوش و یا بر اثر سر و صدای زیاد (مانند آهنگری) است جوشانده ی اسپند خالص در آب جوش استفاده کنند. البته در جایی که سر و صدا زیاد است باید از محافظ های گوش استفاده کرد.

البته موارد مختلفی در شنوایی تأثیر دارد مانند عفونت گوش، گرفتگی سینوس ها، پارگی پرده ی گوش، انحراف تیغه ی بینی یا پولیپ بینی و مانند آن. گنگی زبان گاه به این شکل است که فرد مادرزاد این گونه به دنیا آمده است همچنین گاه فرد کور مادرزاد به دنیا می آید. البته علت این دو عارضه به سبب تقصیرهایی است که پدر و مادر انجام داده اند و الا در کار خداوند هیچ نقصی وجود ندارد. یکی از علل آن دو عارضه این است که پدر و مادر هنگام مجامعت به آنجای هم نگاه کنند و یا با هم زیاد حرف بزنند. پدر و مادر برای فرزنددار شدن باید زمان و مکان و نوع غذا و مانند آن را به خوبی انتخاب کنند.

لکنت زبان گاه عارضی است. بچه هایی که 6 ماه تمام هستند تا سن دو سالگی نباید از ترانس چربی بالا استفاده کنند و الا دوچار دو عارضه ی هم زمان می شوند: عقب ماندگی عارضی ذهنی و لکنت زبان. بنا بر این خامه، سرشیر، کیک خامه ای، رولت، نارنجکی، کله پاچه، جگر سیاه، ته دیگ، روغن جامد، موز، سرخ کردنی زیاد مانند چیپس و مانند آن از روغن های اشباع همه برای کودکان ممنوع است.

عقب ماندگی ذهنی عارضی با عقب ماندگی ژنتیکی فرق دارد. عقت ماندگی ذهنی ژنتیکی و وراثتی هنگامی است که پدر و مادر معتاد به دخانیات، قرص های روان گردان و یک سری موارد مخدر باشند که این موارد روی کروموزم آنها تأثیر گذاشته و گاه به فرزند منتقل می شود.

میوه ی موز اگر به مقدار زیاد به بچه ی شش ماه تا دو ساله داده شود هم لکنت زبان می گیرد و هم عقب مانده ی عارضی ذهنی و هم یبوست.

باید به سنت رسول خدا (ص) عمل کرد که امیر مؤمنان علی علیه السلام در مورد ایشان می فرماید: طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ يَضَعُ ذَلِكَ حَيْثُ الْحَاجَةُ إِلَيْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُكْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَيْرَةِ[6]


[1] الاصول من الکافی، شیخ کلینی، ج1، ص147، ط دار الکتب الاسلامیة.
[2] الاصول من الکافی، شیخ کلینی، ج1، ص23، ط دار الکتب الاسلامیة.
[3] بحار الانوار، علامه مجلسی، ج2، ص37، ط بیروت.
[4] مجموعه ی ورام، ج2، ص214.
[5] نهج البلاغه، خطبه ی 156.
[6] نهج البلاغه، خطبه ی 108.
 

   علم طب / تعریف علم طب / اولین طبیب

 

   صحت بدن / خوردنی و آشامیدنی ها و رفتار روزانه

 

   الشیب (پیری) / سفید شدن مو

 

   پخش زنده حرم حضرت امام رضا علیه السلام+کد قرار گیری در وبلاگ و وبسایت

 

   خوردن پنير با گردو چه مزيتي دارد؟




محل تبلیغ شما

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود