جمعه، 27 مهر 1397
محل تبلیغ شما

02/24 1393
 
 
اين مقاله به بررسي برخي از اشارات و كنايات و آياتي كه در دو تا از محاورات و خطبه هاي حضرت زينب (سلام الله عليها)  آمده ، پرداخته است و سعي بر تحليل اين تمثيلات و آيات داشته .
از ميان خطبه ها ، طولاني ترين سخنراني حضرت در مجلس يزيد است كه بيشترين اشاره به آيات قرآن در اين خطبه بوده است . ضمن مشخص نمودن اين آيات ، تسلط زينب (سلام الله عليها)  به كلام وحي و بلاغت علي وار ايشان به تصوير كشيده شده است .


يكي از مواهب الهي بر بشر ، نيروي بيان و قدرت كلام است . در خلقت اين عالم ، پس از آفرينش آدم (ع) ، بيان ، موهبت الهي است . در قرآن مجيد پس از گشايش باب رحمت و عطوفت ، از تعليم قرآن سخن به ميان مي آيد و خلقت انسان را با علم و دانش مقرون ساخته و براي رسيدن به هدف اصلي آفرينش ، آموزش بيان و نطق را آورده .
‹ الرحمن ، علّم القرآن ، خلق الانسان ، علّمه البيان ›
‹ الرحمن / 4 ـ3ـ2ـ1 ›
كشور سخن و سخن پردازي در عالم بشريت مسخّر خاندان عترت و طهارت بود . آنان فرمانرواي خطابه و بيان بودند و كلمات و الفاظ همچون سربازان صف بسته در فرمان اين فصحاي بي نظير بودند . ( مجموعه زندگاني چهارده معصوم (عليهم السلام) ، اصفهاني ، عماد الدين حسين ، ج 2 ، ص 49 )
بزرگترين فرمانده سخن و پادشاه كشور نطق ، اميرالمومنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) است كه شمشير و قلم را با نطق و بيان جمع كرده و به سر حد كمال رسانيده بود .
زينب كبري (سلام الله عليها)  تربيت شده مكتب علوي استعداد و درس خود را از پرورش خاندان ولايت در بازار كوفه و شام و مجلس يزيد بروز داد و با كلمات پر حرارت و آتشين خود حركت فكري و تحول روحي در مردم جامعه به وجود آورد .
وي با خطبه هاي خويش ، تخم انقلاب را براي نابودي دولت اموي و توجه مردم به اسلام كاشت و نشـان داد كه كه ائمه دين همه با يك برنامه كامل ، نشـر دين و تعظيـم شعائر مذهب را دنبـال مي كنند .
بيست سال از شهادت علي ( عليه السلام ) مي گذشت و مردم كوفه آرزو مي كردند بار ديگر صداي مولاي خود را بشنوند و ناگهان صـداي اميـرالمومنين به گوش مردم كوفه رسيـد و لـرزه بر اندام آنان انـداخـت كه اين صـداي كيـسـت كه طنيـن خـطابه هـاي علـي ( عليه السلام ) را در جـان مـا مي افكنـد ؟! ( همان ، ص 50 ) آري زينب بود . اين صداي نطق و فصاحت كلام زينب بود .

كلام زينب (سلام الله عليها)  همچون پدرش از اسباب فصاحت و بلاغت چيزي كم ندارد . و خطبه بيان كرده است كه در ميان اين خُطب ، همان سبك و سياق خطبه هاي علي ( عليه السلام ) در نهج البلاغه به چشم مي آيد . آن گونه كه واژه ها در خطبه هاي علي ( عليه السلام ) كوتاه و عميق و در لفافه تمثيلات و تشبيهات قرار گرفته است و شنونده را به تأمل و تفكر وا مي دارد ، در اين خطبه هم ، كلام زينب (سلام الله عليها)  ميان تمثيلات و استعارات مي درخشد . و آن گونه كه شاهد همه كلام علي ( عليه السلام ) آيات دلنشين قرآن است ، زينب (سلام الله عليها) نيز از آيات الهي بر اتقان و استحكام كلامش كمك مي گيرد .
يكي از خطابه هاي زينب (سلام الله عليها) در دروازه كوفه است . بشير بن حذيم اسدي گويد : من در ان روز به زينب (سلام الله عليها) دختر علي ( عليه السلام ) نگاه كردم . هيچگاه سخنورتر از او كسي را نديده بودم . گويا از زبان علي ( عليه السلام ) سخن مي گويد . به مردم اشاره مي كند كه ساكت شويد ! نفسها در سينه ها حبس مي شود و زينب (سلام الله عليها) به سخن مي آيد و در همان آغاز كلام ، پس از درود و سلام خدا بر پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلم ) و خاندان پاك وي ، مردم كوفه را مكار و دغل باز مي خواند . ‹ يا اهل الختل و العذر و الخذل و المكر ›
و در حق آنها نفرين مي كند كه هرگز اشك چشمتان خشك نشود . ‹ اتبكون فلارقات الدمعه ›
سپـس از واژه هاي قـرآن شـاهد مي گيـرد و اشـاره مي كنـد به آيه 92 سوره نحـل كه خداوند مي فرمايد :
‹ و لا تكونوا كالتي نقضت غزلها من بعد قوه انكاثاً . . . ›
پيمان شكني اهل كوفه را شبيه عمل آن زني مي داند كه پنبه هاي خود را به نخ تبديل مي كند ، سپس آنها را از هم باز كرده و به حالت اول بر مي گرداند .
( اشاره به زني در ميان اعراب دارد كه به حماقت ضرب المثل بوده به نام ريطه بنت سعد بن تميم كه از شدت حماقت ، او را حمقاء لقب داده بودند و مشهور است كه او داراي كنيزاني چند و دوكي بزرگ بود كه از صبح تا ظهر پشم مي رشت و كنيزانش را به ريسيدن فرمان مي داد و از ظهر تا شب ، او و كنيـزانش آنچه رشته بودند ، باز مي كردند . ( محلاتي ، ذبيـح الله ، رياحيـن الشـريعه ، ج 3 ، ص 131 )
در فرازي ديگر ، مردم كوفه را به گيـاهاني تشبيـه مي كند كه در مزبله ( زباله دان ) مي روئيدند و يا نقره هايي شبيه مي داند كه به عنوان زينت در گور مردگان به كار برده مي شوند . ظاهري خوش دارند و باطني زشت وخبيث . ‹ كمرعي علي دمنه او كفضّه علي ملحوده . . . ›
اين چنين زينب (سلام الله عليها) در كلامي كوتاه و برنده ، مردم  كوفه را به ضجّه و ناله وا مي دارد و اعماق وجود ايشان را شكافته و دمل هاي چركين روحشان را نيشتر مي زند . ( شجاعي ، مهدي ، آفتاب در حجاب ، ص 169 )
اين صلابت و بلاغت و اين لحن و خطاب ، مُلك مطلق علي ( عليه السلام ) است . زينب (سلام الله عليها) خود علي( عليه السلام )  است . كلامش فاروق است كه اهل جهنم و بهشت را از هم متمـايز مي كند . شعله اي است كه خرقه خدعه و تزوير را مي سوزاند و آينه اي است كه خلق را از ديدن خودشان به وحشت مي اندازد . ( همان ، ص 168 )
گفتگوي ديگر زينب(سلام الله عليها) با ابن زياد است كه در آن محاوره ، جمله دلنشين و پر معناي زينب (سلام الله عليها) قرنها پس از وي بر سر زبانها جاري مي ماند . در پاسخ ابن زياد كه پرسيد : كار خدا را با برادرت حسيـن ( عليه السلام ) چگونه ديدي ؟ او محكم و استـوار جواب مي دهـد كه : ‹ ما رأيتُ الا جميلاً › جز خوبي و زيبايي هيچ نديدم .
و سپس ابن زياد را به محكمه سنگين قيامت متوجه مي سازد كه آن روز خداوند بين شما و ايشان داوري خواهد كرد و از آيه تطهير استفاده كرده و خدا را سپاس مي گذارد از اينكه او را از هر رجس و ناپاكي مطهر گردانده .
خطابه ديگر حضرت زينب (سلام الله عليها) در مجلس يزيد است كه طولاني ترين خطبه ايشان است و چون في البداهه بيان شده بسيار قابل توجه است .
ايشان پس از درود و سلام بر پيامبر خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم ) و خاندان او ، با آيه قرآن شروع مي كند و مي فرمايد : ‹ ثمَّ كان عاقبه الذين اساؤا السواي ان كذّبوا بايات الله و كانوا بها يستهزئون › (روم / 10 )
فرجام آنان كه مرتكب گنـاه شدند اين بود كه آيات خدا را دروغ نشمـردند و به تمسخر آن پرداختند .
و اينچنين سوء عاقبت ايشان را به آنها گوشزد مي كند .
سپس آيه ديگري تلاوت مي فرمايد تا آنچه را يزيد فراموش كرده ، به خاطرش آورد و بر خود چندان مغرور نباشد كه خداوند بنابر قاعده املاء خويش به آنان ، مهلت و فرصت داده است تا در ظلم خود هلاك شوند .
‹ و لا يحسبنّ الذين كفروا انما نملي لهم خير لانفسهم انما نملي لهم ليزدادوا اثماً و لهم عذاب اليم › ( آل عمران / 178 )
آنان كه كفر ورزيدند گمان نكنند كه مهلت ما به سود آنهاست . ما به آنها مهلت و فرصت مي دهيم تا بر گناهانشان بيفزايند و عذابي دردناك در انتظار آنان است .
سپس زينب (سلام الله عليها)، يزيد را ابن الطلقا مي خواند . چرا كه مي داند پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلم ) پس از فتح مكه در حاليكه مي توانست ابوسفيان ، پدر معاويه و كفار ديگر را بكشد اما از آنها در گذشت و آنان را آزاد ساخت . آزادشدگان به دست پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلم ) ، طلقاء نام گرفتند و فرزندانشان ابن الطلقاء خوانده شدند . اين لقب به يزيد از جانب زينب (سلام الله عليها) بسيار ظريف و پر معناست . گذشته از تحقيري كه در آن نهفته است و سابقه كفر و عناد پدران يزيد را به رخش مي كشد ، اشاره دارد به اينكه جدّ ما از خون جدّ شما گذشت اما شما كمر به قتل فرزندان او بستيد . ( شجاعي ، مهدي ، آفتاب در حجاب ، ص 201 )


زينب(سلام الله عليها) در فرازي ديگر از خطابه خويش واژه هاي قرآن را شاهد مي گيرد و مي فرمايد:
‹ و لا تحسبنّ الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون › (آل عمران / 169) گمان مبـريد آنانكه در راه خدا كشته شدند ، مرده اند ، آنان زنده اند و در نزد خداوندشان روزي مي خورند .
و تو را اي يزيد همين بس كه حكم كننده خداست . محمد ( صلي الله عليه و آله و سلم ) دشمن توست و جبرئيل پشتيبان اوست .
آنگاه در جايي خاندان عبدالمطلب را ستارگان زميني به حساب مي آورد كه يزيد آنان را به خاك ريخته است . ( ابن يعسوب العرب و شمس آل عبدالمطلب )
آنگاه رو به آسمان كرده و نفرين مي كند و آنان را با حوادثي كه در پيش دارند ، آشنا مي سازد . آنچنان كه قرآن ، پيشگويي هايي مي كند ، زينب (سلام الله عليها) نيز آنچه را كه قرار است بر يزيديان جاري شود ، در پيش چشمانشان مجسم مي سازد : كه به زودي آن كه سلطنت را براي تو آراست و تو را مسلط بر مسلمين كرد ، خواهي ديد كه چه عقوبت و جايگاه بدي دارد . و روزي خواهد رسيد كه منادي ندا خواهد كرد :
‹ الا لعنه الله علي الظالمين ›   ( هود / 18 )
آگاه باشيد كه لعنت خدا بر ستمكاران عالم است .
زينب (سلام الله عليها) در فرازي از خطبه ، لا علاجي آنچه يزيد بر خاندان اهل بيت آورده را به دُملي تشبيه مي كند كه در كف پاي فردي بيرون زده ، آن را داغ كنند و بشكافند و صاحب زخم از آسيب آن بميرد و تو روي آن زخم را برداري و از بيخ و بن بكني و اينچنين با ريختن خون اهل بيت ، به گذشتگان كافر خود تقرب بجويي و آنان از اين عمل تو خرسند باشند . در حاليكه چنين نيست و به زودي دچار عذاب الهي خواهي شد و آرزو مي كني اي كاش لال و گنگ بودم و كاش هرگز متولد نمي شدم تا چنين به دركات عقوبت نمي رسيدم . ( محلاتي ، ذبيح الله ، رياحين الشريعه ، ج 3 ، ص 176 )
زينـب (سلام الله عليها) خطبه را نيـز با آيات قـرآن به پايان مي رساند و از صفـات الـهي كمك و مدد مي گيـرد كه خـداي ما ‹ رحيـم ودود › ( هـود / 90 ) است و ‹ حـسـبـنـا الله و نعـم الـوكيـل › (آل عمران / 173 )
از خدا مي خواهيم كه ثواب شهيدان ما را كامل كند و بر پاداششان بيفزايد و ما را جانشينان شايسته آنان قرار دهد كه او با محبت و مهربان است و او براي ما كافي است و بهترين پشتيبان ماست . ( ابن طاوس ، لهوف ، ترجمه محمد حسين كبريان ( اشك و افسوس ) ص 144 )
اكنون كه چهارده قرن از آن حادثه شوم مي گذرد ، از آن تاريخ تا به حال ، كوفه ، چندين نسل را در پي يكديگر به خود ديده است . اما هر نسل كه جاي نسل پيشين را مي گيرد ، همه سال در چنان روزي ، گرد مزار حسين ( عليه السلام ) فراهم مي آيند چنانكه گويي از كرده نياكان خود شرم زده است بر مزار او اشك مي ريزند و با روح او پيوند دوستي و اطاعت مي بندند. ( شهيدي ، جعفر ، قيام حسين (ع) ، ص 178 )
اگر كسي به لطايف كلام و دقايق و كنايات و استعارات اين خطبه با ذوق سليم بنگرد همچون آفتاب بر او روشن خواهد شد كه علم و معرفت حضرت زينب(سلام الله عليها) اكتسابي نيست بلكه همچون علوم انبياء و اوصياء علمي لدنّي است و تنها كسي كه مقام عصمت را داراست و يا نزديك به آن مرتبه است قادر به اداي چنين خطبه اي آن هم في البداهه مي باشد كه بلاغت كلماتش هر يك هزاران نيزه و خنجر بر قلب دشمن زده است و اين كرامتي بزرگ از زينب(سلام الله عليها) است .
شجاعت ادبي و فصاحت و بلاغت وي همه را به حيرت انداخته و مجلسي را كه يزيد براي افتخار خود تنظيم كرده بود به رسوايي و فضاحت او منجر مي سازد .   
نویسنده: دکتر معصومه ذبیحی

پی نوشت ها:

1.    قرآن كريم
2.    خطبه هاي حضرت زينب (س)
3.    محلاتي ، ذبيح الله ، رياحين الشريعه ، ج 3 ، انتشارات دارالكتب الاسلاميه
4.    سيد بن طاووس ، لهوف ،ترجمه : محمد حسين كبريان ( اشك و افسوس ) ، موسسه فرهنگي دانشوران
5.    شجاعي ، مهدي ، آفتاب در حجاب ، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
6.    شهيدي ، جعفر ، قيام حسين (ع) ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي .
7.    اصفهاني ، عماد الدين حسين ، مجموعه زندگاني چهارده معصوم (ع) ، نشر مكتب قرآن .
 

   بررسي چگونگي دلالت آيه ده سوره روم بر كفر يزيد در بيانات حضرت زينب كبري "عليها السلام" در خطبه شام

 

   بررسی نحوه برخورد حضرت زينب (سلام الله عليها) با مصائب کربلا در خطبه هایشان

 

   عقلانيت وخردورزي حضرت زينب سلام الله عليها

 

   بازخورد رفتاری حضرت زینب سلام‌الله‌‌عليها در برابر با مشکلات

 

   نهج البلاغه، جولانگاه بلاغت




محل تبلیغ شما

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود