پنج شنبه، 28 شهریور 1398
محل تبلیغ شما

02/24 1393
 
 
فصل اول : کلیات، مفاهیم و روشها

مقدمه

زن حقیقتی است که در طول تاریخ ، فراز و نشیب های فراوانی را تحمل کرده و زنده به گور شدن را به خود دیده است. آنگاه که اسلام در آسمان تاریک جاهلیت درخشید، به زن عزت بخشید، فرزند دختر را حسنه و برکت خواند و زنان را ریحانه معرفی کرد. زن غیر از حقیقت انسانی، چهره های مختلف دیگری را نیز در خود نهفته دارد که باید آن جلوه های مختلف کشف و آن صورت های گوناگون هویدا شود تا آنگونه که هست، شناسایی و معرفی گردد.
بی شک حضور اجتماعی زنان و فعالیت آنها در عرصه های مختلف به خودیِ خود نه تنها ممنوع نیست، بلکه مطلوب هم هست. مگر اینکه به وظایف خانوادگی زنان لطمه زده و جنبه های اصیل مادری و همسری آنها را به خطر اندازد.
قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدیسی، از یک زن بزرگ و قدیسه، یاد می کند. بی- تردید در تاریخ اسلام، زنان قدیسه و عالی قدر فراوانی وجود دارد . کمتر مردی است که به مرتبه ی حضرت خدیجه (س) برسد  و هیچ مردی جز پیغمبر(ص) و حضرت علی(ع) به مرتبه ی حضرت زهرا(س) نمی رسد. چه کسی می تواند منکر مقام عصمت و ولایت مطلقه حضرت زهرا(س) باشد؟ او که دختری چون زینب(س) در دامان پرورش داد که پیشوا و مقتدای زنان اسلام و شیعه شد. آری، او چون زینب(س) را تربیت کرد که با خطابه ی خود لـرزه بر حکومت یزیدبن معاویه انداخت و بدون ندبه و زاری در برابر قاتل خاندان خود ایستاد.

تعریف و تبیین موضوع
انسان در فراز و نشیب های زندگی با مسائل گوناگون مواجه است و در همه ی این موارد به دنبال « الگو» می گردد. زندگی ، برخورد و عکس العمل او را سرمشق خود قرار می هد و سعی می نماید در تمام زمینه ها چون الگو و الگوها حرکت کند.نه تنها انسانهای عادی،بلکه معصومین(علیهم السلام) نیز هرچند خود الگو بودند اما همیشه رفتار رسول خدا(ص)وحضرت علی(ع)و حضرت زهرا(س)را سرمشق خویش قرارمی دادند.
یکی از الگوهایی که حافظه ی تاریخ نام او را با همه ی زیبائی های بی کرانش بیاد دارد، حضرت زینب(س) است. ایمان، تقوی، شجاعت، صبر، فصاحت و بلاغت پرشکوه دختر علی (ع) و فاطمه(س) در گذر سالهای سراسر مظلومیت آل عبا(علیهم السلام)، پس از رحلت پیامبر(ص) برگ زرین تاریخ گشت و داستان پرشور و سراسر غمبار او از طفولیت آغاز و با کربلای حسین(ع) به نقطه ی اوج رسید.
هر انسانی در دوران زندگی خویش، با مشکلات و تلخی ها مواجه است اما براستی کیست که مانند زینب(س) از آغاز طفولیت تا پایان حیاتش در دامان مصائب زندگی کرده باشد؟ او یکی پس از دیگری از آماج مصائب و شدائد سیراب گشت تا جایی که او را «ام المصائب» یعنی مادر مصیبت ها نامیدند.
حضرت زینب(س) هرگز در برابر سختی ها و ناملایمات شکست نخورد و در برابر ضربات و تازیانه های مصائب تسلیم نشد. او تمامی دردها را با عقل و صبر و اعتماد به خداوند متعال بر طرف کرد.

ضرورت و اهمیت موضوع
زن مسلمان امروز، باید خطبه ها و خطابه های زهرا(س) و زینب(س) را که در شرایط سخت روحی ایراد کرده اند، بارها و بارها بخواند تا متوجه شود که الگوهای واقعی زن مسلمان، چگونه در کنار وظایف مادری و همسری، به بیان حقایق پرداختند و راز و رمز زندگی معنوی زن را آشکار ساختند.
زن مسلمان امروز، با داشتن الگوهای برجسته ای چون زهرا(س) و زینب(س) باید در مسائل سیاسی و اجتماعی بی تفاوت نبوده و وظایف خویش را با پاسداشت وظایف مادری و همسری انجام می دهد. همچنین ضرورت شناساندن رسالت مهم حضرت زینب(س) به جامعه بخصوص به نسل جوان، و علی الخصوص دختران جامعه، لازم دیدم تا نکاتی مهم در باره ی این بانوی بزرگوار به رشته ی تحریر درآورم. باشد که حق مطلب را به درستی ادا کرده باشم.

اهداف تحقیق
هدف اصلی : بررسی نقش زینب(س)، در احیای نهضت کربلا.
اهداف فرعی :
1-بررسی شخصیت حضرت زینب(س) از لحاظ مقام علمی- مراتب عبادت و بندگی و...
2-شناخت مصائب حضرت زینب(س)
3- شناخت زینب (س) بعنوان الگوی پرستاران
4- شناخت حضرت زینب (س) بعنوان پاسدار نهضت حسینی
5- شناخت رسالت مهم حضرت زینب(س)

سئوالات تحقیق
سئوال اصلی : نقش حضرت زینب(س) در احیای نهضت کربلا چگونه بوده است؟
سئوالات فرعی :
1- شخصیت حضرت زینب(س) از لحاظ مقام علمی- مراتب عبادت و بندگی و... چگونه بوده است؟
2- مصائب حضرت زینب(س) چه بوده است ؟
3- زینب (س) بعنوان الگوی پرستاران چه نقشی داشته است؟
4- چگونه حضرت زینب (س) پاسدار نهضت حسینی بود؟
5- رسالت مهم  حضرت زینب(س) بعد از شهادت امام حسین(ع) چه بوده است؟

بررسی متون و پیشینه ی موضوع
برای بررسی متون و پیشینه ی موضوع به سایت های اینترنتی از جمله سایت : یاهو، گوگل. رفته و مقالاتی در خصوص این بانوی بزرگوار یافتم . همچنین با مراجعه به کتابخانه ی مدرسه ی علمیه فاطمه الزهرای اطهر(س) و کتابخانه های سطح شهر، مجلاتی مانند : پاسدار اسلام و شاخص وکتابهایی نظیر : مادر مصبت ها، نوشته ی علیرضا رجالی تهرانی ، زینب (س)عقیله ی بنی هاشم، نوشته ی آیت الله کریمی جهرمی، سیمای زینب کبری(س) نوشته ی علی اکبر بابازاده ، زندگانی حضرت زینب(س) دختر امیرمؤمنان علی(ع) نوشته ی شهید دستغیب و زینب بانوی قهرمان کربلا، نوشته ی دکتر بنت الشاطی یافتم و توانستم بعنوان منبع از آنها استفاده نمایم.

دامنه ی تحقیق
این تحقیق از سه فصل تشکیل شده است که عبارتند از :
فصل اول : کلیات ، مفاهیم و روشها.
فصل دوم : آشنایی اجمالی با زوایای زندگی حضرت زینب(س).
فصل سوم : رسالت حضرت زینب(س) در جنگ (واقعه ی کربلا).
فصل چهارم : حضرت زینب (س) و نقش بی بدیل او پس از جنگ .

روش و ابزار تحقیق
روش این تحقیق بصورت توصیفی(کتابخانه ای ) است . بدین صورت که پس از استخراج مطالب مورد نیاز از کتب معتبر، فیش نویسی کرده و سپس به صورت این نگارش حاضر آماده گردیده که امیدوارم مطالب آن چراغی فراراه جوانان جامعه ی اسلامی ما باشد.

کلیدواژگان
عاشورا : يعني همان روز دهم كه امام حسين(ع) و يارانش به شبهات رسيدند.
عزت : در لغت به معناي شكست ناپذيري است .
صبر : به معناي خود را بازداشتن، خودداري كردن است در اصطلاح به معناي نگهداري نفس است.
عبادت : عبد در زبان عربي به معناي بنده كه در برابر مولا و سرور انساني كه تابع اراده و خواست صاحب اختيار چون در فرمانبرداري او سستي روا ندارد.
هجرت : در فرهنگ اسلامي به دوري گزيدن، كوچ كردن از وطن پشت سر گذاشتن يار و ديار براي نجات ايمان و خانه و مال خود.
جهاد : به معناي توان و نيرو به معناي رنج و دشواري ، هم خانواده مجاهد مي باشد.
اصلاح : اصلاح در فرهنگ ديني و شيعه به مفهوم بهسازي وضع موجود با آرمانها و ارزشهاي اسلامي و هنجارهاي اسلامي است.
شهادت : يعني ايثار و فداكاري و گواهي دادن بيان كردن آنچه به چشم ديده شده در نزد حاكم و قاضي . گواهي دادن به يگانگي خدا .

فصل دوم : آشنایی اجمالی با زوایای زندگی حضرت زینب (س)

ریشه ی خانوادگی حضرت زینب (س)

اصالت خانوادگی یکی از امتیازات هر شخص به حساب می آید. هر اندازه ریشه ی خانوادگی سالم و پاکیزه باشد،به همان نسبت زمینه  ی رشد و موفقیت فرزندان آن کانون فراهم خواهد شد. زینب (س) در خانواده ای به دنیا آمد که در جهان هستی نظیری ندارند و اعضای آن هرکدام همانندخورشید تابان،جهان انسانیت را منورساخته اند.
در پنجم یا ششم جمادی الاول به جهت بشارت نوزادی صدای منادیان شهر مدینه بلند شد. مولودی که در مدینه، از لحاظ بزرگواری خاندان و پاکی دودمان، با تکریم و عزتی مواجه گردید که عرب و قریش نظیر آن را بیاد نداشتند.
1- پدر و مادر : ازدواج دو نور اعظم الهی یعنی حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) ثمرات ارزشمندی را به بارآورد، فرزندانی که هرکدام اختری تابان در افق امامت و ولایت گردیدند. علی(ع) در عالم معنویات و کمالات سیر می کرد. او به جایی رسید که دیگران نرسیدند و آیندگان نیز به آن مقام نخواهند رسید. زندگانیش منحصر به فرد بود و امینِ وحی ، مربی او بود. امیرالمؤمنین (ع) شخصیتی است که نظیری جز رسول خدا(ص) در عالم خلقت ندارد. ابن ابی الحدید می گوید: « علی(ع) از دیدگاه ما همچون رسول خدا(ص) است.» بحق ترسیم شخصیت این بزرگ مرد خدا بسیار سخت است زیرا علی(ع) انسانی نامتناهی و کمال بی پایان است.
از نظر وراثتی و تربیتی، مادران بیش از پدران و سایر مربیان اجتماعی و محیطی در فرزندان مؤثرند، فاطمه ی زهرا(س) مادر حضرت زینب(س) است.  او نه تنها سرور زنان عالم است، بلکه وجودش اساس عالم خلقت را تشکیل می دهد، و آفرینش عالم از برکت وجودی آن بانوی دو عالم سرچشمه می  گیرد. حضرت فاطمه(س) در همه ی فضائل پیشرو بود، او در عبادت و سلوک، آن چنان بود که پاهای مبارکش متورم گشت، از شب تا عمود صبح به رکوع و سجود می پرداخت .
2- جدّ و جدّه ی مادری حضرت زینب (س) : رسول خدا جدّ مادری اوست که قـرآن وی را « رحمه للعالمین»(انبیاء/107) معرفی می کند. پیامبر(ص) از نظر کمال به جایی رسید که شایستگی خاتمیت پیدا کرد و از لحاظ علمی آن چنان پیش رفت که تجسم قرآن شد.
جدّه ی مادری آن حضرت خدیجه ی کبری است. زنی با فضیلت و بزرگوار، که مقامی ارجمند در پیشگاه خدا و رسول داشته است.
3- جدّ و جدّه ی پدری حضرت زینب (س) : ابوطالب جدّ پدری این مولود است. شرافت و ایمان و فضایل ابوطالب یکی دیگر از امتیازات خانوادگی زینب(س) است. ابوطالب علاوه بر حمایتها و ایثارگری های دیگر، در تبلیغ رسالت و آیین اسلام سه هزار بیت شعر سروده است. جدّه ی پدری حضرت زینب(س) فاطمه بنت اسد، از زنان با شرافت عالم اسلام است. او بعد از خدیجه نخستین زن مسلمان است که به پیامبر(ص) ایمان آورد. فاطمه بنت اسد از پیروان آیین حضرت ابراهیم بود و به رسالت رسول خدا(ص) و ولایت فرزندش علی(ع) قبل از بعثت نبوی ایمان داشت. فاطمه بنت اسد و شوهرش ابوطالب در خدمت اسلام و پیامبر(ص) بود تا جایی که رسول خدا(ص) در مورد ایشان می فرماید: «بعد از ابوطالب هیچکس به اندازه او(فاطمه بنت اسد) به من خدمت نکرد. او مادر من پس از مادرم بود.»
سپس اظهار می دارد : « فاطمه بنت اسد خود گرسنه می خوابید و بچه هایش را گرسنه نگه می داشت ولی مرا سیر می کرد، خود از لذایذ زندگی و لباس و پوشش مطلوب محروم می ماند اما مرا بهره مند می ساخت.»
حضرت زینب(س) در میان خانواده ای دیده به جهان گشود که همگی در « اصلاب شامخه و ارحام مطهّره» تکوّن یافته و در عالم تشریع نیز پایه گذاران فضایل اخلاقی و سجایای انسانی به حساب آمده اند وکمال دین و شریعت،اساس رسالت و ولایت و همه ی پیشرفتها از این خانه و خانواده برخاسته است.

نام گذاری حضرت زینب(س)
زمان تولد حضرت زینب(س) پیامبر(ص) در مدینه نبود. حضرت زهرا(س) به علی(ع) پیشنهاد کردند که در نبود پدر ایشان نام مولود را تعیین کنند، اما حضرت علی (ع) فرمودند: « من هرگز بر حبیبم رسول خدا(ص) پیشی نمی گیرم.» پس از بازگشت پیامبر(ص) و باخبر شدن از تولد نوزاد اهل بیت فرمود: « فرزندان فاطمه، فرزندان منند ولی نام آنان را خدا تعیین می کند.» در این هنگام جبرئیل فرود آمد، به پیامبر(ص) فرمود: « یا رسول الله! حق تو را سلام و تهنیت ابلاغ نموده و عرض کرد: نام این مولود را زینب بگذار چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم.» سپس پیامبر(ص) را از مصائب آینده ی زینب(س) خبر داد. رسول خدا(ص) پس از شنیدن مصائب زینب(س) گریه نمود. آنگاه پیامبر(ص) فرمودند: « هرکس بر زینب گریه کند، گویی بر برادرانش حسن وحسین گریه کرده است.»

القاب و کنیه های حضرت زینب(س)
القاب زینب کبری(س) عبارتند از :
الصدیقه الصغری
العقیله
عقیله بنی هاشم
عقیله الطالبین
العارفه
الموثقه
العالمه
الفاضله
الکامله
10-عابده آل علی
11- علیه مخدّره
12- عفیفه
13- عصمه الصغری
14- ولیه الله العظمی
15- ناموس الکبری
16- شریکه الحسین
17- عالمه ی غیر معلمه
کنیه ی آن حضرت عبارتند از :
ام الحسن
ام کلثوم
ام عبدالله
ام المصائب
ام الرزایا
ام النوائب و... هستند.

زینب(س) در مکتب بزرگان
زینب در مکتب پیامبر : وقتی پیامبر(ص) وفات یافت، زینب (س) شش ساله بود. اما در این مدت کوتاه ، زینب(س) همه ی معارف و حقایق الهی را نمی توانست بیاموزد با این وجود، پیامبر(ص) از هر فرصتی برای تعلیم و پرورش او بهره می جست و نکته هایی به او می آموخت. پیامبر(ص) علاوه بر آشنا کردن او با مباحث اعتقادی و خداشناسی و عبادت و تقوا، به او یاد می  داد که چگونه باید در برابر مصیبت ها و بلاها ایستادگی کند و اگر فرصتی دست می داد،او را ازحوادث ناگواری که برای او اتفاق می افتادآگاه می کرد.
زینب در مکتب مادر : حضرت زهرا (س) پس از رحت رسول خدا(ص) از دنیا رفت. بانوی بزرگ اسلام، هرچند نتوانست دختر شش ساله اش را به همه ی نکته ها و حقایق دینی آشنا سازد، اما درس هایی به او یاد داد که در آینده رهنمون او در بسیاری از وقایع و حوادث شد. به او آموخت در هیچ حالی نباید خدا را از یاد برد و اگر ضرورت اقتضا کرد برای حفظ دین از تندباد بدعت ها و تحریف ها باید امر به معروف و نهی از منکر را پیشه سازد و با زبانی فصیح و غرّا گمراهان را به اصل دین فراخواند و دشمنان حق و حقیقت را رسوا نماید و اگر بایست همه ی نامرادی ها و دشواری های روزگار را به دوش کشد. حضرت زهرا(س) به دخترش آموخت که باید به همسرش احترام بگذارد و فرزندانش را با خدا و آیین اسلام الفت دهد و اسباب آسایش خانواده را فراهم آورد.
زینب در مکتب علی(ع) و امام حسن(ع) : زینب در جوارامام علی(ع) و امام حسن(ع) بهره های معنوی فکری بسیار یافت و آن چه را از مادر و جدّش فرا گرفته بود، فراتر و گسترده تر از این دو بزرگوار  به ویژه علی(ع) آموخت.
همنشینی با کسانی که خود با خدا و اسلام پیوندی ناگسستی داشتند باعث شد که زینب(س) از تعلیمات و دانش فراوانی برخوردار شود. تشریح مسائل دینی و قرآنی فقط از عهده ی کسانی بر می آید که خود حامل وحی و قرآن هستند و این از امتیازاتی بود که زینب(س) از آن بهره مند بود.

تعلیم و شکل گیری شخصیت حضرت زینب(س)
تأثیر آموزش ها و تعالیم در شکل گیری شخصیت حضرت زینب(س) بسیار عالی بوده است. برای مشخص شدن این تأثیر، به چند مورد از فضائل و خصائل ایشان اشاره می کنیم :
1- علم و آگاهی :
اساس و زیربنای اسلام با علم و دانش در کنار توحید آغاز شده، و آموزش آن بر تمام زنان و مردان واجب شده است، فلسفه ی بعث انبیاء از جمله رسول گرامی اسلام بر مبنای تعلیم و تعلّم استوار گردیده است. و زینب(س)  در خانه ای رشد و تربیت یافت که اهل آن همگی از علم و دانش الهی بهره داشتند و به ذرّه ذرّه ی هستی آگاه بودند. مسلماً پرورش یافتن درچنین خانه ای – که همگی اولوالعلم و راسخان در علمند- ابواب دانش را به رویش گشوده و او را جرعه نوش چشمه ی علم خدایی کرده است. او از لحاظ علمی به درجه ای رسید که امام زین العابدین(ع) درباره اش می فرماید: « أنتَ بحمدالله عالمهٌ بلا مُعلّمه فَهِمَهٌ غیرَ مُفَهِّمَهُ» ؛« عمه جان! تو بحمدالله زن دانشمندی هستی که رنج معلم و مدرسه را نچشیده ای و فهمیده ای می باشی که به تو علم و درایت نیاموختند.»
زمانی که حضرت علی(ع) پس از 25 سال خانه نشینی زمام خلافت را بدست گرفت، مرکز حکومت را از مدینه به کوفه انتقال داد. آنگاه دستور داد حضرت زینب(س) و شوهرش با کمال احترام به کوفه منتقل گردند. بدین صورت حضرت زینب(س) در مدت پنج سال خلافت علی (ع)، حضرت زینب(س) برای زنان کوفه کلاس تعلیم و آموزش قرآن و مسائل دینی را ترتیب داد . و خود به آموزش آنان پرداخت .
2- صبر و پایداری :
حضرت زینب(س) در پرتو عنایت و توجّه آل عبا بر دشواری ها و سختی ها صبر کرد، رنج ها و مصیبت هایی  را تحمل نمود که اگر بر کوه های استوار و راسخ نازل می- شد، از هم فرو می پاشید.
صبر زینب(س) از نوع صبری نبود که هر فرد زبون و ناتوانی به آن تن می دهد. بلکه صبری خداپسندانه و هدفدار و اندیشیده بود. وی می دانست این نوع صبر با ایمان رابطه ی تنگاتنگ دارد و مؤمنی که صابر نباشد، پیوسته ایمان و تقوایش متزلزل خواهد بود و انسان تا صبور نباشد نمی تواند در بندگی خدا، ایستادگی کند و در برابر شیطان و هواهای نفسانی و گریز از گناه و استواری در برابر تنگی ها ثابت قدم باشد. او از پدرش علی(ع) این سخن را شنیده بود که : « انسان حقیقت ایمان را درک نمی کند مگر این که سه ویژگی در او باشد: آگاهی به دین ، صبر بر دشواری ها و تدبیری نیکو در امور زندگی»
3- ایثار :
خاندان صدیقه ی صغری(س) همگی بخاطر از خودگذشتگی و مقدم داشتن دیگران بر خود، زبانزد خاص و عام بودند، جدّ بزرگوار او رسول خدا(ص) تمام امکانات مالی خود و ثروت کلان حضرت خدیجه را صرف پیشرفت اسلام و مسلمین کرد.
پدرش علــی(ع) برای حفظ جان پیامبر(ص) بی هیچ تـــرس و هراسـی بر بستر پیامبر(ص) می خوابید و زندگی پیامبررا بر زندگی خود ترجیح می داد، او دختر پدری بود که در هنگام رکوع ،انگشتر خود را به سائل مستمند بخشید و مورد تمجید پروردگار قرار گرفت.(مائده/55)
مادرش فاطمه زهرا(س) بی هیچ چشمداشت و اضطرابی گردن بندش را در راه خدا هدیه می کرد و افطار سه روزه شان را به درماندگان و نیازمندان می بخشید. او دختر مادری است که در شب عروسی خود، لباس نو خود را به سائلی داد و لباس مندرس به تن کرد.
علامه مجلسی در بحارالانوار چنین می نویسد: « روزی عربی مستمند وارد مسجد شد، و از رسول خدا(ص) درخواست کمک کرد. پیامبربزرگ اسلام نخست از همسران خویش کمک خواست، ولی آنان چیزی نداشتند، ناچاراز مردم کمک خواست. در این میان حضرت علی(ع) مانند همیشه پیشقدم شد و پذیرایی را بر عهده گرفت. حضرت علی(ع) مرد مستمند را به خانه آورد و خطاب به فاطمه(س) فرمود: « ای دختر رسول خدا! آیا در خانه چیزی داریم که از مهمان خویش پذیرایی کنیم؟» حضرت زهرا(س) جواب داد: « فقط به اندازه خوراک دختر بچه مان(زینب) غذا داریم». زینب که در این دوران کودکی 4 ساله بود با شهامت از جا برخاست و عرض کرد: « مادر! نان مرا به میهمانمان بده، من صبر می کنم.»
آری، او در چنین خانه ای بزرگ شده بود که هر آن چه داشت در طَبَق اخلاص گذاشت و به پیشگاه الهی تقدیم نمود. از آسایش و رفاه چشم پوشید و فرزندانش را در راه خدا فدا کرد و همه ی سختی ها و اسیری ها و هتک حرمت ها را به جان خرید.
4- فصاحت و بلاغت و هوش و ذكاوت حضرت زینب(س) :
يكي ديگر از مزاياي عاليه ي حضرت زينب كبري(س)، فصاحت ، بلاغت و قدرت بيان آن بانوي بزرگوار است. اين مطلب را بسياري از سيره نويسان و مورّخين، بيان كرده و آن را از خصوصيات بارز آن بانو مي دانند.
زينب بنت علي (ع) معدن فصاحت و شيوايي بود. او در كانون منطق و بيان تربيت شده بود. او دختر والامقام علي (ع) بود كه «اميربيان» و فرمانده ي سخن و كلام بود. او دختر زهراي اطهر(س) است كه بدون سابقه ي قبلي وارد مسجد شد و در برابر جمعيت انبوهي از مهاجر و انصار و مردمي كه دنبال حكومت غاصب به راه افتاده بودند، چنان خطبه ي غرّايي ايراد فرمودند كه اركان مسجد را به لرزه درآورد. او نوه ي عزيز پيامبر(ص) امي است كه در اوج جاهليت و پرستش بتها، ندا سر داد:«لا اله الا الله»  و عاليترين سخنان حيات بخش را ارائه كرد كه براي ابد زنده و باقي است. كلمات و فرمايشات گهربار آن حضرت در خطبه هايي كه از آن حضرت روايت شده،خود قوي ترين دليل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوي بزرگوار مي باشد. كسي كه در چنين كانوني پرورش يافته باشد، طبيعي است كه از قوّت منطق و بيان برخوردار باشد.
با توجه به اينكه هر انساني از هوش و ذكاوت برخوردار است و تمايز بين انسان و حيوان همين هوش و ذكاوت است و همچنين كانوني كه حضرت زينب(س) در آن رشد كرده از هوش بالايي برخوردار بودند، طبيعي است كه آن بانوي بزرگوار از هوش و ذكاوت بالايي برخوردار باشد. صاحب كتاب اساور من ذهب درباره ي حافظه و ذكاوت آن بانو چنين مي نويسد : « در اهميت هوش و ذكاوت آن بانوي بزرگوار همين بس كه خطبه ي طولاني و بلندي را كه حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا(س) در دفاع از حق اميرالمؤمنين (ع) و غصب فدك در حضور اصحاب پيامبر(ص) ايراد فرمودند، حضرت زينب (س) روايت فرموده است.» جالب توجه اين كه حضرت زينب(س) با اينكه دختري خردسال(يعني هفت ساله و يا كمتر) بود، اين خطبه ي عجيب و غرّاء كه محتوي معارف اسلامي و فلسفه ي احكام و مطالب زيادي است را با يك مرتبه شنيدن حفظ كرده و خود يكي از راويان اين خطبه ي بليغه مي باشد.
5- حجاب و مستوره بودن حضرت زينب(س) :
حجاب و عفّت  براي زن همچون صدفي است براي گوهر كه آن را از گزند خطرها مصون مي دارد و در برابر بيگانگان و بد انديشان بيمه مي كند. حجاب زن باعث آرامش جامعه به ويژه براي جوانان است و آنان را از گرفتاري هاي اخلاقي و جنسي بازداشته و خانواده را از متلاشي شدن، گرايش به فسادو.... باز مي دارد.
قرآن مجيد در سوره ي نور، آيه ي 31 درباره ي حجاب بانوان تأكيد كرده است. زنان و دختران پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت به عنوان الگوهاي جامعه ي اسلامي ، موظفند مراقبت هاي بيشتري داشته باشند. زيرا آنان انسان هايي داراي اهميت دو شخصيت هستند،زيرا علاوه برخودشان به پيامبرخدا نيز نسبت داده مي شوند.در سوره ي احزاب آيه ي 30 مي خوانيم كه :« زنان پيامبر هرگاه گرفتار خلافي گردند، كيفر آنان دو برابر ديگران خواهد بود.»
در مورد حجاب و مستوره بودن آن حضرت يحيي مازني مي گويد: من مدت زيادي در همسايگي خانه ي اميرالمؤمنين(ع) سكونت داشتم در طول اين مدت نه قامت زينب را ديدم ونه صداي او را شنيدم. او هرگاه مي خواست جدّ بزرگوارش را زيارت كند، شبانه از خانه خارج مي شد. برادرش امام حسن(ع) از طرف راست و امام حسين(ع) از طرف چپ و اميرالمؤمنين(ع)پيشاپيش او حركت مي كردند.مولاي متقيان قبل ازرسيدن به روضه ي مبارك پيامبر(ص) چراغها را خاموش مي كرد. روزي امام حسن(ع) علت اين كار را پرسيد، حضرت علي(ع) در جواب فرمود: « نمي خواهم چشم بيننده اي به زينب خواهرت بيفتد.»
اگر چه زن موجودي اجتماعي است و مي تواند مانند مردان فعال باشد و با حفظ حجاب و تقواي لازم درتمام امور نقش خويش را ايفا كند، ولي حضرت زينب(س) در شرايط عادي نخواست خود را نشان دهد و از پرده ي عفاف خارج شود. حتي در شهادت مادر و پدر كسي زينب را نديد. اما در صحنه ي كربلا و تعقيب نهضت حسيني وظيفه اي ديگر پيش آمد. او اين درس را از مادرش زهرا(س) فرا گرفت كه حتي از مردنابينايي كه به خانه اش آمده بود، دوري گزيد. ولي در حمايت از علي(ع) و ستيز با غاصبين، تكليف ديگري را رقم زد.
خوب است كه دختران و زنان ما بخصوص نسل جديد ما از چنين الگوهايي پيروي كنند. سخنان و رفتار و كردار آنان را مورد توجه قرار داده و اجازه ندهند كه استعمار فرهنگي با تبليغات و تهاجم فرهنگي بر آنان تسلط يابد و عفت و عزت ما را به غارت ببرند. در حديثي از حضرت علي(ع) آمده است كه: « در آخرالزمان حجاب و پوشش را به تمسخر مي گيرند. زنان با بدني عريان و لباس هاي بدن نما از خانه خارج مي شوند و مردم و جوان ها را تحريك مي كنند. آنان به دستورات اسلامي پايبند نيستند و در فتنه و فساد داخل مي شوند . زناني شهوتران و خوشگذران هستند، اينان بدانند كه پيوسته در جهنم خواهند بود.» (وسايل الشيعه،ج14،ص19)
6- مراتب عبادت و بندگي :
مهمترين عامل رشد نفس و نيل به كمالات معنوي، اطاعت و بندگي خداوند و عبادت مخلصانه ي انسان است. عبادت برقرار كردن رابطه ي مستقيم از جهان مادّه به ماوراي طبيعت است و از اين رو اين برنامه را در هيچ حال و شرايطي نبايد ترك كرد بلكه در هر حال و در همه جا بايد در حال عبادت و بندگي خدا بود.
دختر والاي فاطمه، زينب(س) در عبادت خدا و بندگي ذات لايزال پروردگار گامي بس استوار داشت و براي آن حضرت در اين موضع نيز مانند ساير مواضع آن بزرگوار منزلت ويژه اي است .
همانطور كه همه مي دانيم ، پيام عاشورا و نهضت كربلا : برپايي امر به معروف و نهي ازمنكر و برپايي نماز بود. فاطمه دختر امام حسين(ع) در مورد حضرت زينب(س) در شب عاشورا چنين مي گويد: « عمّه ام زينب در شب عاشورا پيوسته در محراب خود ايستاده ، به سوي پروردگار خويش، استغاثه مي كرد و نه چشمان او به خواب رفته و نه ناله و گريه ي ساكن گرديد. » اين گفته ي حق از دختر امام حسين(ع) نشان مي دهد كه عبادت و نيايش در برابر ذات بي همتاي الهي چنان براي آن بانوي بزرگوار داراي اهميت بود كه به گفته ي حضرت سجاد(ع) ، ايشان در طول مسير از كوفه به شام حضرت زينب(س) واجبات و مستحبات را در حال ايستاده انجام مي دادند و در بعضي منازل به خاطر شدت ضعف در اثر گرسنگي نماز را نشسته مي خواندند. اين سخنان گهربار نشان مي دهد كه آن حضرت در طول مسافرت پررنج و دردناك و خسته كننده نه تنها نمازهاي واجب خود را انجام مي داده بلكه مستحبات و نوافل را فراموش نكرده و اين حاكي از تسلّب كلي و قدم ثابت و عادت ديرينه ي زينب بزرگ در عبادت و بندگي خداي لايزال است.

ازدواج و همسرداري حضرت زينب(س)
زماني كه حضرت زينب(س) دوران كودكي را پشت سر گذاشت و زمان ازدواج او رسيد، سيل خواستگاران به منزل علي(ع) روانه شد. زيرا ازدواج با دختري در ميان جوامع از نظر شرافت نسب و عظمت شخصي (حضرت زينب(س) ) افتخاري بود كه نصيب هركسي نمي شود.
چه افتخاري بالاتر از وصلت با دختري كه در آغوش پيامبر(ص)، حضرت زهرا(س) و اميرالمؤمنين(ع) پرورش يافته و خود معدن فضايل و مزاياي انساني است. بعضي اقدام به خواستگاري كردند ولي آن كسي كه هم ميزان حضرت زينب(س) و واجد شرايط همسري با آن بزرگوار را داشته باشد، فقط عبدالله بن جعفر،كه داراي شرافت عظيم خانوادگي، و از شاخص ترين افراد خاندان بني هاشم به شمار مي رفت، بود.
عبدالله پسر جعفربن ابوطالب بود كه به جعفر طيار مشهور بود و وقتي در جنگ موته دو دستش از بدن جدا شد، خداوند دو بال به او عطا فرموده كه در بهشت پرواز مي- كند. مادر عبدالله، بانوي گرانقدر اسماء بنت عميس است كه داراي سوابق درخشان در اسلام دارد. اين بانوي بزرگوار از جمله كساني است كه دو هجرت همراه اهل بيت پيامبر(ص)داشته و در جريان شهادت و دفن حضرت زهرا(س) در همه ي مراحل حضور داشته است. عبدالله مفاخر بي شمار ديگري نيز دارد زيرا اولين مولود از اسلام است كه در سرزمين حبشه به هنگام هجرت پدر و مادرش به آنجا، تولد يافته است. بنابراين در ميان همه ي علاقمندان به وصلت ازدواج با زينب كبري(س)عبدالله بهترين فرد لايق بود.
در رابطه با اين ازدواج مبارك حضرت علي(ع) ضمن عقد شرط فرمود كه هنگامي كه حسين(ع) اراده ي سفر كرد و زينب خواست در آن سفر برادر عزيز خود را همراهي كند، عبدالله ممانعت نكند. و عبدالله با قبول اين شرط قطعي، با حضرت زينب(س) ازدواج نمود. و ثمره ي اين ازدواج خجسته 5 فرزند ، 4 پسر و 1 دختر به نام هاي علي، عون، عباس، محمد و ام كلثوم است.(ابن اثير، اسدالغابه في معرفه الصحابه،ج5، ص 469) فرزنداني كه وارث صفات عاليه ي انساني مادر بزرگوار و پدر گرانقدر خود شدند و نامشان در صفحه ي تاريخ جاودانه ماند .و در نهضت عاشوراي امام حسين(ع)، نام فرزند يا فرزنداني از حضرت زينب(س) تلألؤ دارد و آن دو شهيد بزرگوار در صحنه ي كربلا، يكي محمد و ديگري عون است.
حضرت زينب(س) همچون مادرش زهرا(س) ستون و پايه ي اصلي خانواده اش بود. به شوهر و نظرات او احترام مي گذاشت و هيچ گاه به شوهر خويش بي احترامي نكرد. به حقوق و وظايف شوهرداري آگاه بود و به نحو احسن از خانواده ي خويش نگهداري مي كرد. هيچگاه ديده نشد و نقل نكردند كه حضرت زينب(س) بدون اجازه ي شوهر قدم به بيرون از خانه گذارده و چون مادرش هيچگاه خواسته اي بي جا از شوهر نكرد. در همه حال رفاه شوهر را در نظر داشت . در امر تربيت نيز فرزندان خود را به نحو احسن تربيت كرد به آنان قرآن ، احكام و تعاليم ديني آموخت و اين روش را از مادر خويش به ارث برده بود.
آن بانوي بزرگوار ، ستاره ي درخشاني بود كه در آسمان علم و تقوي و عمل طلوع كرد. او گوهر گرانبهايي بود كه تمام فضايل انساني را در خود جاي داد و چنان شايستگي از خود نشان داد كه محرم راز الهي شد و توانست ودايع امامت را به خود اختصاص دهد و بيان كننده ي حرام و حلال و مرجع علمي و ديني براي شيعيان جهان گردد.

مصائب حضرت زينب(س)
مصائب از كودكي بر حضرت زينب(س) وارد شدند و دل نازكش به آنها شكسته شده بود. ولي در ضمن اين مصائب ساخته و پرداخته شد. به تدريج با آنها مأنوس گشت، آنچنان كه بعدها ام المصائب گشت و پيشامدهايي را تحمل كرد كه اگر بر كـوه نازل مي- شدند، آن را از ميان بر مي داشتند.
هنگامي كه پيامبر(ص) رحلت فرمود، زينب (س) پنج ساله بود. او در سني بود كه فقدان جدّ بزرگوارش را درك مي كرد. او تشيع پيكر رسول خدا(ص) و ناله هاي مادر را ديده بود و براي فرار از اين صحنه هاي دهشت بار به آغوش پدر پناه مي برد. ولي او را هم، غمگين و داغدار مي بيند. او نيز اين اندوه و غم بزرگ را در سينه مي ريزد و براي مصائب ديگر خود را آماده مي كند.
ايامي از رحلت پيامبر(ص) گذشته بود كه صداي همهمه عده اي جفاپيشه از جلوي خانه ي علي (ع) برخاست و در لابلای موج خشم و فرياد جمعيت، آتش از درِ خانه ، شعله كشيد! او ديد كه وقتي مادرش از امام خود، دفاع و حمايت كرد، ضربه هاي غلاف شمشير و تازيانه هاي نامردي بر پيكر نازنين ياس پيامبر زدند. او ايستاده بود و مي لرزيد و مي گريست. بعد از مرگ مادر،زينب(س) در حالي كه چادرش بر زمين كشيده مي شد، جلو آمده فرياد زد: « اي پدر! اي رسول خدا! هم اكنون محروميت ديدار تو برايمان معلوم گرديد.» و به روايتي گفت : « اي رسول خدا! به راستي كه هم اكنون تو را از دست داديم، به طوري كه ديگر ديداري نخواهد بود.»
زينب (س) حدوداً سي و پنج سال داشت كه نوبت داغ پدر، فرا رسيد. شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم كه امام علي(ع) براي نماز بيرون رفت، زينب در خانه نشسته و از حوادثي كه در مسجد رخ مي داد خبر نداشت، ولي اندكي پس از آن بانگ اذان را از مأذنه شنيد، فرياد دلخراشي از ناحيه ي مسجد به گوش وي رسيد و ترسي مبهم دلش را فشرد، اما خودداري كرد. سپس به ناله اي كه از سوي دارالخلافه بلند بود و هر آن نزديكتر مي شد، دانست كه اين فريادها از كشته شدن پدر خبر مي دهند. در اين هنگام كه او نيروي خود را داشت از دست مي داد، جمع كرد و براي استقبال پدر آماده شد.
حضرت زينب(س)، بانويي چهل و پنج ساله بود كه ديد چگونه نامردان به امام حسن(ع) خيانت كردند. ردا و جا نماز او را بردند. همانها كه علي(ع) را تنها گذشته و ميدان را براي تاخت و تاز معاويه باز نموده اند تا آن حد كه معاويه توانست در خانه ي امام مجتبي(ع) و بر همسر او اثر بگذارد. خبر به بانو رسيد كه امام حسن(ع) را مسموم كرده اند. به كنار برادر مي شتابد و پاره هاي درونش را مي بيند كه از دهان بيرون مي- ريزد و ساعاتي بعد چشم از جهان فرو مي بندد .
آن سرگذشت پدر، و آن هم داستان مادر، و اينك شهادت و مسموميت برادر. ولي آن زن شيردل به حسين(ع) تنها يادگار و بقيه ي رسول كه زنده است دلخوش كرده است.
معاويه پس از چهل سال حكومت و استبداد از دنيا مي رود و خلافت را به صورت موروثي در آورده و به پسرش يزيد وا مي گذارد و امام حسين(ع) قيام را در برابر بيعت با يزيد انتخاب كرد و حادثه ي كربلا به وجود آمد. از دست دادن برادرها و برادرزاده ها از جمله مصائب ديگر زينب در كربلا بود.
بدين سان او زني است كه در طول مدت زندگيش جام هاي متعددي از مصائب را سركشيد و حتي آخرين جرعه را نيز باقي نگذاشت. تحمل شدائد جسمش را فرسوده و مويش را سپيد گردانيد و حتي قيافه اش را دگرگون كرد. به طوريكه پس از اسارت به مدينه برگشت و شوهرش عبدالله به استقبالش آمد، و با بينايي ضعيف خود به قامت و چهره ي زينب نگريست، او را نشناخت و از او پرسيد: آيا به واقع تو همان زينبي؟
آنچه كه مهم است موضع حضرت زينب (س) در برابر اين مصائب و آلام، موضع مقاومت بود. او دوره هاي سخت و دشوار مصيبت را يكي پس از ديگري گذراند و هر روز آماده ي پذيرش و ابتلاي ديگري مي شد. عظمت زينب در همين است كه او با آن همه مصائب و نامرادي ها خود را نباخت و در برابر دستگاه جبار مرعوب نشد. و برعكس با روحيه ي سراسر مقاوم خود دشمن را به وحشت انداخت.

وفات و محل دفن حضرت زينب(س)
حضرت زينب(س) پس از پنجاه و شش سال تحمل درد و محنت و مصائب گوناگون سرانجام در سال شصت و دو هجري به جهان باقي شتافت.
درباره ي تاريخ وفات آن بانوي بزرگوار نظرات گوناگوني هست، معروفترين آنها روز پانزدهم رجب سال 62 هجري است كه گويند : يك روز قبل از وفاتش، مادرش حضرت فاطمه (س) را در خواب ديد ، و چون از خواب بيدار گشت، بسيار گريست و دلش پر از اندوه و تأثر شد، و از حال رفت . ديگر اعضاي خانواده، خود را به او رساندند و ديدند روح ملكوتي آن بانو به ملكوت اعلي پيوسته است.
طبق دلايل و شواهد فراوان مورخان و محققان، مرقد پاك دختر اميرمؤمنان در زينبيه نزديكي دمشق است كه بارگاه بسيار مجلل و باشكوه دارد و هر سال ميليون ها زائر و عاشق را به خود مي پذيرد. و در ميان آنان دانشمندان و محققين و علماي بزرگ حتي مراجع تقليد براي زيارت به اين مكان مي شتابند، و در عمل اعلان مي كنند كه قبر زينب (س) در شام است.
اما اينكه چرا آن بانوي بزرگوار در مدينه ننشست و به سرزمين شام رفته است نظرات گوناگوني وجود دارد؛ بعضي معتقدند كه آن بانو در جريان تهاجم سپاه يزيد به مدينه در سال 62 هجري به اين ديار آمده است و برخي مي گويند: سال قحطي در مدينه باعث شد كه زينب (س) همراه شوهرش به شامات رفتند كه در آنجا مزارع و باغهاي فراوان داشتند.
گروهي ديگر عقيده دارند كه زينب پس از شهادت حسين(ع) و بازگشت به مدينه ساكت ننشست و با زبان گويا و خطبه هاي بليغ ، مردم را روشن ساخت و ظلم و ستمگريهاي يزيد و اطرافيان او را افشا كرد. و اين اخبار به گوش يزيد رسيد و او نيز حضرت زينب (س) و شوهرش را به سوي شام تبعيد كرد و پس از چندي در اثر بيماري در آنجا درگذشت.

سخن صاحب نظران در مورد حضرت زينب(س)
در مورد حضرت زينب(س) و شأن آن بانوي بزرگوار سخنان بزرگواران و اهل قلم بسيار است كه در اين جا به سخنان چند نفر از مورخان و محققان مي پردازيم :
علامه سيد عبدالحسين شرف الدين : بــزرگوار و كريم و اصيل و نجيب تر از زينب(س) ديده نشده است. وي آيتي از آيات الهي بود. زينب(س) در تيز فهمي، صفاي نفس، لطافت حس، قوت قلب، شجاعت و شهامت، ثبات و استواري بي نظير بود و در زيباترين و شگفت انگيزترين صورت شجاعت درخشيد.(عقيله الوحي،ص24)
علامه شيخ جعفر نقدي : رشد و پرورش زينب(س) و تربيت اين گوهر گرانبها در آغوش نبوت بود. زينب(س) داخل در بيت رسالت بوده و از شير وحي از مادرش زهراي بتول نوشيد، تغذيه اش از غذاي كرامت، به دست پسر عم رسول خدا(ص) علي مرتضي(ع) بود. زينب(س) پرورشي قدسي يافت و تربيتي روحاني. لباس هايي فاخر از جلال و عظمت بر تن كرد و رداهاي عفاف و حشمت پوشيد. اين خمسه ي طيبه بودند كه در تربيت و پرورش شخصيت زينب(س)، تا آخرين درجه كوشيدند و او را تهذيب كردند؛ همين اندازه در شأن و منزلت زينب(س) كافي است.( زينب كبري، ص 19)
دكتر عايشه بنت الشاطي : زينب در خانواده اي شريف؛ ايام طفوليت را به سرپرستي جدّ بزرگوار خود سپري مي كند و از محبت سرشار افراد خانواده برخوردار مي شود. هنگامي كه طفل شيرين زبان است . درس زندگي را از مادر مهربان خود فرا گيرد؛ همين كه دوران شير خوارگي را پايان مي دهد؛ گروهي از نخبه ترين معلمين درس زندگي را – كه جزيره العرب پرورده و به خود ديده است- در مقابل خود مي بيند. در ميان همسالان زينب(س) كسي را نمي بينيم كه محيطي چنين شريف و مقدس به خاطرپرورش او آماده شده باشد.(بطله كربلا،ترجمه : دكتر شهيدي، ص 24)

كرامات حضرت زينب(س)
خوارق عادات و كرامات حضرت زينب(س) هم در كتب ثبت و ضبط گرديده و مكرر شنيده شده است. كه در ذيل به يك مورد از آن اشاره مي كنم :
برخيز، اي فوزيه : حاج شيخ محمدتقي صادق، براي مرحوم آيت الله العظمي بروجردي نقل كرد: زني به نام « فوزيه زيدان» از خاندان مردمي صالح و پرهيزكار در يكي از روستاهاي « جبل عامل» به نام « جويه» مبتلا به درد پاي بي درماني شد، تا جايي كه به عنوان عمل جراحي به بيمارستانهاي بسياري رفت ولي نتيجه اي نگرفت و در رانها و ساق پاي او سستي به وجود آمد، به طوري كه قادر به حركت نبود، مگر اين كه نشسته و به كمك دو دست راه مي رفت و روي همين اصل بيست و پنج سال تمام خانه نشين شد. ايام عاشوري امام حسين(ع) فرا رسيد، ولي او ديگر از بيماري به ستوه آمده بود و عنان صبر از دست داده بود؛ لذا از برادران و خواهران خود خواست تا او را به حرم حضرت زينب(س) در شام برده تا دراثر توسل به ذيل عنايات دخترعلي(ع)شفا يافته و از گرفتاري مزبور رهاشود ولي برادرانش نپذيرفتند و گفتندكه ازلحاظ شرعي خوب نيست تورابا اين حال به شام ببريم،و اگربناست حضرت زينب(س)تو را شفا دهد،همين جاشفا مي دهد.
در يكي از روزهاي محرّم در همسايگي آنها مجلس عزايي برپا بود، فوزيه به حال نشسته و با كمك دو دست خود به خانه ي همسايه رفت و در ضمن شنيدن بيانات وعاظ، دعا و توسل و گريه زيادمي كرد. بعد از پايان عزاداري با همان حال به خانه برگشت.شب با حال گريه و توسل بعد از نماز مي خوابد و نزديك صبح بيدا مي شود كه نمــازصبح بخواند، مي بيند هنوز وقتش نرسيده و به انتظار طلوع فجر مي نشيند. در اين بين متوجــه دستــي مي شود كه بالاي مچ وي را گــرفته و يك كسي به او مي گويد: « برخيز اي فوزيه! » او با شنيدن اين سخن و كمك آن دست فوري بر مي خيزد و به دو قدمي خود مي ايستد و بسيار خوشحال مي شود. به راست و چپ نگاه مي كند، ولي كسي را نمي بيند. سپس رو به مادرش مي كند كه در همان اتاق خوابيده بود و فـرياد مي زند: « الله اكبر، لا اله الله ...»(كرامات الحسينيه،ج2،ص55)

فصل سوم : رسالت حضرت زينب(س) در جنگ(واقعه ي كربلا)

مقدمه

مشاركت و حضور زنان در صحنه هاي مختلف جامعه از مسائلي است كه امروزه مورد بحث بسياري قرار مي گيرد. شك نيست كه اصل حضور بانوان در صحنه ي اجتماع مسئله اي مورد توافق است اما در شرايط و محدوده ي آن اختلافاتي وجود دارد.
بي ترديد وظيفه ي اصلي زنان هر جامعه تربيت و پرورش نسل جديد آن جامعه و گرم نگهداشتن كانون خانواده است. از اين رو اشتغال به هر كاري كه زنان را از انجام اين وظيفه ي خطير باز دارد، آنان را از رسالت و شخصيت اصلي خود دور كرده، زيان هاي غيرقابل جبراني بر جامعه وارد و به آنها شخصيت كاذب و دروغين مي بخشد.
نكته ي ديگري كه در مشاركت زنان در صحنه هاي مختلف اجتماعي و سياسي بايد مورد توجه قرار گيرد، حفظ حدود شرعي و حريم عفت، حيا و پاكدامني است. تاريخ اسلام زنان مؤمن و فداكار بسياري را سراغ دارد، كه علاوه بر انجام مسئوليت و رسالت خود در خانواده و رعايت كامل شئون عفت وپاكدامني، با حضور فعال خود در صحنه هاي حساس سياسي و اجتماعي مسير تاريخ را تغيير داده اند و بدينوسيله نام خود را در زمره مردان و زنان تاريخ ساز به ثبت رسانده اند.
بدون شك حضرت زينب(س) يكي از زناني است كه به عنوان الگو و اسوه براي همه ي زنان و مردان آزاده، آزاديخواه و ظلم ستيز در همه ي زمان ها مطرح است.

امام حسين(ع) و اصلاح جامعه
با توجه به اوضاع نابسامان آن روزگار، امام حسين(ع) با برخورداري از دانش الهي براي اصلاح جامعه، برنامه ي بسيار دقيق و منظمي طراحي كرد كه نه تنها توانست جامعه آن روز را از خطر مرگ حتمي معنوي و فرهنگي نجات بخشد، بلكه براي هميشه به جوامع بشري قدرت  و نيرويي بخشيد تا بتوانند در مقابل ظلم و ستم و اعمال خلاف از خود حساسيت نشان دهند.
آن حضرت به گونه اي برنامه ريزي كرد كه ياد و خاطره ي او همواره در ميان انسان ها زنده و جاويد باشد و همين امر مانع بي تفاوتي، ظلم پذيري و تحريف دين در ميان مسلمانان مي شود و به همين دليل است كه قيام امام حسين(ع) تضمين كننده ي بقاي اسلام و بيداري مسلمانان است.
امام حسين(ع) براي تحقق بخشيدن به اين هدف، نهضت و قيام خود را در دو مرحله برنامه ريزي كرد:
مرحله ي نخست : مرحله ي خون ، قيام و شهادت .
مرحله ي دوم : پيام رساني ، بيدارگري، زنده نگهداشتن ياد و خاطره ي نهضت.
مسئوليت مرحله ي نخست نهضت، بر عهده ي مردان فداكار و از جان گذشته اي بود كه با تمام هستي خود در برابرظلم و بيداد و انحراف ايستادگي كردند و در اين راه به شهادت رسيدند.
اما مسئوليت مرحله ي دوم نهضت و قيام از عهده ي مردان خارج بود. چرا كه يزيد و يزيديان تصميم داشتند كه در روز عاشورا هيچ مردي را زنده نگذارند. به اين ترتيب، امام حسين (ع) مسئوليت مرحله ي دوم قيام خود را به عهده ي زنان و كودكان خود واگذار كرد و رهبري آن را به خواهرش زينب(س) سپرد.
هيچ كس منكر آن نيست كه زينب(س) دختر علي (ع) يكي از پهلوانان فاجعه ي كربلاست؛ زيرا او يگانه زني است كه همه ي گرفتاري ها را براي خود خريد و خم به ابرو نياورد.

آماده كردن حضرت زينب(س) براي انجام مسئوليت
حضرت زينب(س) از نظر روحي و قدرت تحمل در حد عالي و درجات بالا قرار داشت. او از جمله شخصيت هاي نمونه و منحصر به فرد است . ولي مسئوليت پيام رساني عاشورا به قدري خطير و بزرگ بود كه حتي شخصيتي مانند حضرت زينب(س) نيز براي انجام آن نيازمند آمادگي قبلي بود.
بر همين اساس،حضرت زينب(س) از همان دوران كودكي تحت تربيت پيشوايان معصوم(ع) به تدريج براي انجام چنين وظيفه ي خطيري آماده مي شد. آن بانوي بزرگوار از همان كودكي مي آموخت كه چگونه با سختي ها و دشواري ها مقابله كند و در برابر جباران و ستمگران سر فرود نياورد.
تاريخ حضرت زينب(س) را از ساير مصيبت زدگان به سبب وصيتي كه مادرش فاطمه(س) در بستر مرگ به او كرده، جدا مي كند. وصيت مادر اين بود كه زينب(س) از دو برادرش جدا نشود وپيوسته با آن ها باشد و از آن ها نگهداري كند و براي آن ها پس از مادر، مادر باشد. زينب اين وصيت را هيچ گاه فراموش نكرد.

همراهي با برادر
معاويه پس از چهل سال حكومت بر شام، و بعدها در سراسر جوامع اسلامي، سرانجام رخت به سراي ديگر كشيد و فرزندش يزيد را به مقام ولايتعهدي منصوب كرد كه به گفته ي تحليل گري معروف اين خود براي هَدَم اسلامي كافي بود. به اين ترتيب بيعت از معروفان امت اسلامي بخصوص امام حسين(ع) براي پايداري اين حكومت لازم بود. لذا يزيد،امام حسين(ع) را به مسجد والي مدينه دعوت كردند و از او براي يزيد بيعت خواستند كه امام نپذيرفت. لذا شبانه همراه خانواده و طبق برنامه ي از پيش تعيين شده به سوي كوفه روانه شد.
در اين سفر مخاطره آميز،زينب(س) همراه و همگام حسين(ع) شد و اين هنر او بود كه براي پيام رساني و تداوم نهضت كربلا زنان و كودكان را نيز با خود ببرد. در اين راه، زينب(س) هم قوّت قلب برادر بود و هم احياگر نهضت كربلا .
كاروان امام حسين(ع) كه شامل : زنان و كودكان و 72 تن از ياران باوفاي او بود،در 28 رجب سال 60 هجري از مدينه به سوي كوفه به راه افتاد.
کاروان امام حسین(ع)در دوم محرم سال 60 در بیابانی برهوت خیمه ها را برافراشتند. حضرت زینب(س) رو به برادر فرمود: « این بیابان را خوفناک می بینم، چرا که خوف وترس عظیمی از آن به من روی آورده است.» امام حسین(ع)فرمود: «هنگام رفتن به جنگ صفّین، از این جا گذر می کردم که پدرم گریست و فرمود: « در عالم خواب دیدم که این بیابان دریایی از خون است و حسین در آن غرق شده، و چه یار و یاور می طلبد، کسی او را یاری نمی کند.» .
امام حسین(ع) خیمه ی حضرت زینب(س) را در نزدیکی خیمه ی خود برافراشت. فزونی سپاه دشمن و نیروی اندک برادر بیش از همه قلب زینب(س) را غمگین می کرد. و وقتی باخبر شد که حبیب بن مظاهر به یاری حسین(ع) به کربلا آمد، از این فداکاری خوشحال شد و به او پیغام سلام داد.

بیتابی زینب(س) در شب عاشورا
شب عاشورا خاندان اهل بیت و یاران امام حسین(ع) همه غرق در عبادت و نیایش بودند. عده ای به شوق رسیدن به فیض شهادت با یکـدیگر مزاح و شوخی می کردند. عده ای هم با زنان و کودکان خود خداحافظی می کردند. اما هر چه به صبح نزدیک تر می شدند، نگرانی و تشویش حضرت زینب(س) وخانواده ای امام حسین(ع) بیشتر می- گردید.
در آن شب، امام حسین(ع) اشعاری را زمزمه می کرد و با زن و فرزند و اصحابش از بی
 

   عزاداری‌ خونبار مسیحیان که کسی آنرا تقبیح نمی‌کند!/ از مصلوب کردن تا زنجیرهای تیغ‌دار

 

   سیره علمی وعملی حضرت زینب سلام الله علیها چهارم

 

   زینب علیها السلام الگوی ماندگار

 

   حضرت زينب سلام الله علیها الگوي انديشه ورزي و مسئوليت

 

   و خداوند علی(علیه السلام) را آفرید




محل تبلیغ شما

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود