پنج شنبه، 28 شهریور 1398
محل تبلیغ شما

02/24 1393
 

چكيده :
در اين مقاله به بررسي يكي از آياتي كه حضرت زينب كبري"عليها السلام" در خطبه شان به آن اشاره دارند پرداخته شده است، به اين صورت كه اول جو حاكم در شام و مجلس يزيد بيان ، و بعد به كمك تفسير و مراجعه به كتب ، دلالت اين آيه بر كفر يزيد بيان شده است.

مقدمه:
پس از قيام سيد الشهدا "عليه السلام" قيامي لازم بود تا پيام خون شهداي كربلا را به گوش جهانيان برساند و حضرت زينب "عليها السلام" كه گويي سخن را از زبان امير المومنين "عليه السلام" فرا گرفته بود در مسند سخنوري و فاش سازي اسرار بر آمد و تاج و تخت يزيد و يزيديان را متزلزل ساخت . نمونه آن سخنوري ها، خطبه هايي است كه ايشان در كوفه و شام قرائت فرمودند.
در اين مقاله سعي بر آن است به بررسي آيه­اي كه حضرت زينب "عليها السلام"در صدر كلامشان در مقابل يزيد بيان فرمودند، پرداخته شود تا علت احتجاج حضرت به آن دريافت شود.
حضرت بعد از حمد و ثناي خداوند ،مي فرمايند: خداوند راست گفت كه : " ثُمَّ كانَ عَقِبَةَ الَّذِينَ أَسئُوا السوأَى أَن كذَّبُوا بِايَاتِ اللَّهِ وَ كانُوا بهَا يَستَهْزِءُونَ" ، " آخر سرانجام كار آنان كه بسيار به اعمال زشت و كردار بد پرداختند اين شد كه آيات خدا را تكذيب و تمسخر كردند"
معناي لغوي سوء عبارت است از هر آنچه كه انسان را از امور دنيوي و اخروي و از احوال نفسي و بدني و خارجي مثل از دست دادن مال و جاه غمگين مي كند كه در اين آيه به معناي هر آنچه كه زشت و ناپسند است بكار رفته و مقابل حسن و نيكي مي­باشد.

جو حاكم در شام و مجلس يزيد
زماني كه با دقت سخنان حضرت زينب "عليها السلام" را مي خوانيم متوجه مي شويم بسيار دقيق و سنجيده بوده است .
يزيد براي اينكه به مقصود خود برسد و چهره خود را موجه نشان دهد و از طرف ديگر خاندان پيامبر"صلي الله عليه و آله" را به عنوان خارجي معرفي كند قبل از حضور كاروان اسراي كربلا در شام، ذهنيت عامه مردم را به صورتي آماده كرده بود كه همه او را به عنوان خليفه مسلمين شناخته و خاندان پيامبر "صلي الله عليه و آله" را به عنوان جمعي خروج كننده بر خليفه مسلمين مي دانستند ؛ و به هيچ عنوان ايشان را اسماً و رسماً به مردم معرفي نكرده بود، به اين دليل كه اگر خاندان پيامبر"صلي الله عليه و آله" به طور صحيح معرفي مي شدند عده اي از مردم اين خاندان عصمت و طهارت را شناخته و يزيد به هدف خود نمي رسيد.
بعد از اين كه عموم مردم شام پنداشتند كه با جمعي خارج از دين مواجه هستند ، يزيد همگي را در دار­العماره به منظور اثبات خود به عنوان خليفه مسلمين و انكار اهل بيت پيامبر"صلي الله عليه و آله" جمع كرده بود ، براي متشنج كردن جو و تضعيف روحيه اسرا دستور داده بود تا سر امام حسين "عليه السلام"را در ميان طشتى بنهند و با چوبى كه در دست داشت ، به دندانهاى مبارك آن حضرت مى زد و اشعارى مى خواند به اين مضمون (كاش بزرگان من كه در بدر حاضر بودند و گزند تيرهاى قبيله ي خزرج را ديدند, امروز در اين مجلس حاضر بودند و شادمانى مى كردند و مى گفتند: يزيد! دست مريزاد! به آل على كيفر روز بدر را چشانديم و انتقام خود را از آنان گرفتيم) و به انكار پيامبر و وحي مي پرداخت .
در چنين شرايطي حضرت زينب"عليها السلام" تحت تاثير جو قرار نگرفتند و با تمام صلابت و شجاعت در پاسخ به اين اعمال ناشايست و اهانت آميز خطبه اي ايراد نمودند و آن را با تلاوت آيه10 سوره روم آغاز كردند.
بهتر است براي فهم و دريافت درست آيه اي كه توسط حضرت زينب"عليها السلام" تلاوت شد به تفسير آيه قبل نظر شود.
" أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوها أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ "
خداوند براي عبرت گيري به توجه زندگي اقوام گذشته و سر انجام اعمال آنان، انسانها را دعوت مي كند. اين سنت الهي است كه عذاب الهي، حاصل كردار ناپسند و تكذيب آيات روشن وحي است و خداوند به بندگانش ظلم نمي كند :" از آنجا كه در دنياى آن روز-زمان قوم عاد و ثمود- بيشترين قدرت در دست كسانى بود كه از نظر كشاورزى پيشرفته‏تر بودند و از نظر ساختن عمارتها ، ترقى چشمگيرى داشتند ، برترى اين اقوام را نسبت به مشركان مكه كه قدرتشان از اين نظر بسيار محدود بود روشن مى‏سازد، اما آنها با اينهمه توانائى هنگامى كه آيات الهى را انكار و پيامبران را تكذيب كردند، قدرت فرار از چنگال مجازات را نداشتند و اين مجازاتهاى دردناك محصول اعمال و فرآورده دست خود آنها بود. آنها بودند كه بر خويشتن ظلم كردند و خداوند هرگز ظلم و ستمى بر كسى روا نمى‏دارد."
سپس خداوند در آيه بعد - آيه 10 سوره روم- مي فرمايد:" ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ " (سپس عاقبت آنها كه اعمال زشت و ناپسند انجام دادند اين شد كه آيات الهي را تكذيب كردند ، و از آن بدتر به استهزاء و مسخره كردن آن برخاستند كه نتيجتاً به كفر آنها انجاميد.)
پيروزي از آن اولياء حق است
حضرت زينب"عليها السلام" براي پاسخگويي به ياوه گويي هاي يزيد به طور مستدل به آيه 10 سوره روم اشاره مي فرمايد كه " آخر سرانجام كار آنان كه بسيار به اعمال زشت و كردار بد پرداختند اين شد كه آيات خدا را تكذيب و تمسخر كردند ."
به اين معنا كه : اگر تو امروز با اين اشعار كفرآميز اسلام و ايمان را انكار مى‏كنى و به نياكان مشركت كه در جنگ بدر به دست مسلمانان كشته شدند مى‏گوئى اى كاش بوديد و انتقام‏گيرى مرا از خاندان بنى هاشم مى‏ديديد ، جاى تعجب نيست " اين نتيجه اعمال سوء تو است.
به خاطر گناهاني است كه انجام دادي و باعث شد كه نبوت و امامت را انكار كني . حضرت زينب با بيان اين آيه در ابتداي خطبه خويش، قصد آشكارسازي عدم اعتقاد وعناد يزيد با آيات قرآن از جمله آيه " ... أَطيعُوا اللّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي اْلأَمْرِ مِنْكُم..." و كينه توزي او نسبت به اولياءالهي را داشتند.
دليلي كه براي بيان اين مدعا مي­توان اظهار نمود، اين است كه كلمه آيات در " أَن كذَّبُوا بِايَتِ اللَّهِ"مي­تواند به دو صورت آيات تكويني و آيات تدويني تفسير گردد. آيات تدويني همان قرآن مجيد و آيات تكويني به استناد حديثي از حضرت علي"عليه السلام" كه فرمودند : "ما­لله آيه اكبر مني" "من نشانه بزرگ خداوند هستم" همان ذوات انجم ظاهره و دودمان طاهره محمد و آل محمد است ."
يك نگاه به صفحات تاريخ زندگى بسيارى از ياغيان و جانيان نشان مى‏دهد كه آنها در آغاز كار چنين نبودند حداقل نور ضعيفى از ايمان در قلب آنها مى‏تابيد ولى ارتكاب گناهان پى‏درپى سبب شد كه روز به روز از ايمان و تقوا فاصله بگيرند و سرانجام به آخرين مرحله كفر برسند.
خداوند كساني را كه از آيات الهي و پيامبرش روي گرداند كافر مي نامد كه فرموده :" قُلْ أَطيعُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ "
همه انسانها معصوم نبوده و ممكن است كه در طول زندگي مرتكب گناه گردند. گناه و آلودگى همچون بيمارى خوره به جان انسان افتاده و مي­تواند روح ايمان را از بين ببرد اما انباشته شدن گناهان مي­تواند آثار مخربتري داشته و باعث گردد كه انسان گناهكار دست به استهزاء و سخريه پيامبران و آيات الهى زند و به مرحله‏اى رسد كه ديگر هيچ وعظ و اندرز و انذارى مؤثر واقع نشده و جز تازيانه عذاب دردناك الهى راهى باقى نمى‏ماند "و لَهُمْ عَذابٌ عَظيِم "
راهي كه خداوند براي جبران لكه هاي گناه از اعمال، پيشروي انسان قرار داده، تا كار انسان بكفر و الحاد نكشد، توبه است. اگر انسان گناهكار به فكر توبه نيفتد، گناهانش متراكم شده و سبب از بين رفتن كامل ايمان و كافر شدنش گردد و بهترين مصداق براي اين مورد آيه "سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ " است.
مي­توان استنباط نمود كه حضرت زينب "عليها السلام"دليل كفر يزيد را انباشته شدن گناهان برروي هم مي­دانند. گناهاني كه ثمره عياشي ها و شهوتراني ها و هوسبازي هاي او بوده كه به جاي بندگي خداوند برده نفس اماره بالسوء خويشتن گرديده و در نهايت به شكل آن جنايت بزرگ نمود يافته است.

نتيجه گيري
بعد از بررسي آيه 10 سوره روم كه حضرت زينب كبري"عليها السلام" در خطبه شان ايراد فرمودند چنين به دست آمد كه يزيد با اعمال و رفتار ناشايست و همچنين تكذيب آيات الهي، باعث كفر خويش شد و اين آيه بهترين استدلال بر كفر يزيد بود.
پي نوشت

 

   بررسی نحوه برخورد حضرت زينب (سلام الله عليها) با مصائب کربلا در خطبه هایشان

 

   بررسی نکته های پنهان در زندگی حضرت زینب سلام الله علیها

 

   مصائب زينب سلام الله علیها از زبان پيامبر صل الله علیه و آل و سلم و علي علیه السلام

 

   تاثير معصومين عليهم السلام برشخصیت حضرت زینب علیهاالسلام

 

   بازخورد رفتاری حضرت زینب سلام‌الله‌‌عليها در برابر با مشکلات




محل تبلیغ شما

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود