سه شنبه، 23 مرداد 1397
محل تبلیغ شما

03/10 1393
 
 


آبى سردتر از برف و شیرین‎تر از عسل

مردى پارسا به حج خانه خدا رفته، و سفر خویش را این چنین گزارش ‍ مى‎كند:

صحراى عربستان چون تنورى سوزنده، و هرم آفتاب، توفنده بود. از قافله عقب ماندم. راه را گم كردم و خود را تنها یافتم. تشنگى مرا از پاى در آورد و نقش بر زمین ساخت. ریگ‎هاى داغ، چون تابه‎اى مرا مى‎سوزاند.

تشنگیم آن چنان شدت یافت كه به آستانه مرگ رسیدم. ناگهان صدایى شنیدم . چشمم را باز كردم . جوانى زیبا از راه رسید، و با چهره‎اى مهربان، مرا آبى سردتر از برف و شیرین‎تر از عسل نوشاند و از مرگ حتمى نجاتم داد. آنگاه كه رمقى گرفتم پرسیدم كیستى؟ فرمود: من حجت و بقیه الله در زمینم . همان كسى كه زمین ظلم زده را، به عدل و داد زنده خواهد كرد.

من حجت و بقیه الله در زمینم، همان كسى كه زمین ظلم زده را، به عدل و داد زنده خواهد كرد

من فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابیطالب - كه درود خدا بر تمامى آنان باد - هستم .

و چون چشم بر هم نهادم و دیده باز كردم خود را در پیشاپیش كاروان دیدم و او از نظرم ناپدید شده بود.



 


چه کسی زمین را پر از داد خواهد كرد

احمد بن اسحق اشعرى مى‎گوید: خدمت امام عسگرى(علیه‎السلام) شرفیاب شدم. مى‎خواستم از جانشینش بپرسم پیش از آن كه سخن بگویم. امام فرمود: اى احمد! خداوند زمین را - از روزگارى كه آدم را آفرید تا روز رستاخیز - از حجت و راهنماى الهى، خالى نگذارده و نخواهد گذاشت .

پرسیدم: اى فرزند رسول خدا! امام پس از شما كیست؟

من، بقیه الله و انتقام گیرنده از ظالمان هستم

حضرت بى درنگ از جا برخاست و به داخل خانه رفت و پس از لحظه‎اى، در حالى كه كودك سه ساله‎اى را به دوش داشت، بیرون آمد. آنگاه فرمود: اى احمد! به خاطر آن كه پیش خدا و ما گرامى هستى، فرزندم را به تو نمایاندم . نام و كنیه او، نام و كنیه پیامبر است و اوست كه زمین را از عدل و داد پر خواهد كرد، پس از آن كه از ظلم و جور پر شده باشد.

در این هنگام احمد بن اسحق نشانه‎اى از امام خواست تا قلبش اطمینان بیشترى پیدا كند.

كودك سه ساله به عربى فصیح گفت: من، بقیه الله و انتقام گیرنده از ظالمان هستم ...

 

 


حكومت او تا روز قیامت است

از امام صادق(علیه‎السلام) پرسیدند: پیشواى دادگر كیست؟

امام فرمود: آن کس كه خدا اطاعت او را پس از پیامبر بر همگان واجب كرده است. پیشوایان دادگر، یكى پس از دیگرى مى‎آیند تا سرانجام نوبت به پیشواى دوازدهم خواهد رسید.

مردى از یاران آن حضرت پرسید: اى فرزند رسول خدا! روشن‎تر بیان فرما.

امام فرمود: این آیه از قرآن كریم، آنان را معرفى مى‎كند: از خدا و پیامبر و فرمانروایانتان - پیشوایان معصوم - اطاعت كنید. (1) كه آخرینشان از آسمان فرود آید و پشت سر او نماز گزارد. او دجال را مى‎كشد و به یارى خداوند، سر تا سر دنیا را مى‎گشاید، و حكومت او تا انجام جهان پایدار خواهد بود.

 

 


دروازه غرب به دست او گشوده مى‎شود

حضرت باقر(علیه‎السلام) فرمود: قائم ما نهضت خویش را از مكه مى‎آغازد، و پرچم و شمشیر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و دیگر نشانه‎هاى پیامبر و درخشش گفتار محمدى(صلی الله علیه و آله) با اوست .

پس از نماز شامگاه فریاد برمى‎آورد: اى مردم! شما كه در دیدگاه خدا، زیر فرمان و اراده او هستید، به هوش باشید. به خدا ایمان آرید كه پیامبران را با مشعل كتاب و قانون و برهان‎هاى روشن، فرستاده است خدا شما را فرمان مى‎دهد كه براى او شریك قرار ندهید و پاسدار دین و گفتار پیامبر باشید. زنده بدارید آنچه قرآن زنده كرده است. و نابود سازید آنچه قرآن از بین برده است. قلبتان به خاطر هدایت و نجات گمراهان بتپد. من شما را به سوى خدا و پیامبر مى‎خوانم، كه برنامه‎هاى قرآن را اجرا كنید. باطل را بكوبید و راه و روش پیامبر را به پا دارید. پس از این گفتار، یارانش كه 313 نفر مى‎باشند، مانند باران‎هاى پراكنده پاییز، به هم مى‎پیوندند. آنها مردانى هستند كه در شب به راز و نیاز با خدا زنده‎اند و در روز، شیران بیشه شجاعتند.

یارانش كه 313 نفر مى‎باشند، مانند باران‎هاى پراكنده پاییز، به هم مى‎پیوندند.

خداوند نخست حجاز را براى او مى‎گشاید و او زندانیان بنى هاشم را آزاد مى‎سازد، پرچم‎هاى سیاه كوفه به زیر مى‎آید، و به عنوان نشانه بیعت، به سوى امام قائم فرستاده مى‎شود. در این هنگام است كه امام سپاه را به شرق و غرب جهان مى‎فرستد تا بیداد و بیدادگران را ریشه كن سازند، و كشورها براى او گشوده مى‎گردد و به دست او استانبول (دروازه غرب) فتح مى‎شود.

 

 



دو فرزندی که با دعای امام زمان(عج)

به دنیا آمدند

پدر شیخ صدوق یكى از دانشمندان بزرگ اسلام در قرن سوم هجرى - دوران غیبت صغرى زندگی می‎کرد.

او كه سال‎ها از ازدواجش مى‎گذشت - هنوز پدر نشده بود. نامه‎ایى به حسین بن روح یكى از نایبان مخصوص امام زمان(عج) مى‎نویسد كه امام دعا كند، خدا به او پسرى ببخشد.

جواب نامه، چنین بود: على بن حسین! تو از این همسر، داراى فرزند نخواهى شد، ولى به زودى از زن دیگر، دو فرزند فقیه و دانشمند خواهى یافت.

على بن حسین، همسر دیگرى اختیار مى‎كند و خدا او را دو فرزند فقیه و دانشمند به نام‎هاى محمد و حسین مى‎دهد كه هر دو فقیهى ماهر و محدثى عالى‎مقام بودند.

آرامگاه شیخ صدوق در شهر رى و آرامگاه پدرش در قم است .

 

 


شاید امام در جمع شما باشد


برادران یوسف(علیه‎السلام) به او رشك بردند، و وى را به بهاى ناچیزى فروختند. پنداشتند كه آینده درخشان او را ناچیز كرده‎اند، و خودشان عزیز شده‎اند. سال‎ها گذشت و یوسف از دست گرگ حسد و چاه بداندیشى برادران رست و عزیز كشور بزرگ مصر گشت .

كنعان شهر برادران یوسف، خشكسالى شد و آنها براى خرید گندم وارد مصر شدند. نمى‎دانستند كه عزیز مصر برادرشان یوسف است. فكر نمى كردند از روى خاك‎هاى ته چاه، به فراز كرسى سلطنت رسیده باشد، ولى یوسف آنها را شناخت. روزى یوسف به آنها گفت: مى‎دانید، با یوسفتان چه كردید؟ آنها دریافتند، و گفتند آیا تو یوسفى؟!

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: چه مانعى دارد خدا درباره حجتش چنین كند و او را مانند یوسف، ناشناس نگه دارد. در بازار مسلمانان راه رود، و در محافلشان بنشیند، ولى مردم او را نشناسند تا آنگاه كه به فرمان خدا، خود را بشناساند.

 

 


ما را به هدیه او نیازى نیست

نشانه بازار مسلمانان، سر پوشیده‎هاى دور و دراز، طاق‎هاى گنبدى و دكان‎هاى ساده نبود. نشانه بازار مسلمانان، راستى، درستى، رحم و انصاف بود.

هر جا غیر از اینها بود، مى‎گفتند: اینجا بازار مسلمانان نیست .

داخل حجره‎ها و دكان‎ها، گفتگو از داد و ستد، تهیه و پخش كالاهاى مورد نیاز مردم و تامین آسایش آنها بود، كه بر اساس دستورهاى تجارتى اسلام دور مى‎زد. گاهى نیز در فكر و مشورت كمك و یارى بینوایان، و یا سرگرم كتاب خدا بودند. هر چه بود، از عمر گرانبهاى خود، حداكثر استفاده را مى‎بردند و از همه بالاتر به یاد عزیزشان امام زمان(عج) بودند.

در شهر قم مرد بزازى - از شیعیان و دوستداران امام قائم (عج) شریكى داشت كه او شیعه دوازده امامى نبود. از قضا پارچه گرانبها و جالبى به دست آنها افتاد.

مرد شیعه به شریكش گفت: این پارچه قابلیت مولایم را دارد.

شریكش گفت من مولایت را نمى‎شناسم، ولى آن را به هر كه مى‎خواهى بده. و او پارچه را براى امام زمان(عج) فرستاد.

آنگاه كه پارچه به دست امام(عج) رسید، آن را دو نیم كرد و نیمى از آن را پس فرستاد و فرمود: به مال مخالف و غیر شیعه نیازى نداریم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مردی چهل ساله ظهور می‎کند

نوح پیغمبر(علیه‎السلام) 950 سال، مردم را به خداپرستى و انسانیت خواند، ولى مردم نه تنها به او ایمان نیاوردند، بلكه به مسخره‎اش گرفتند و او را سخت آزردند. از آن همه جمعیت، تنها شماری به وى گرویدند، و دین او را پذیرا شدند. نوح(علیه‎السلام) پس از 50 سال صبر و شكیباى و پیگیرى در راه هدایت مردم، از آنان ناامید شد و سرانجام به نفرینشان برخاست خداوند دعاى او را پذیرفت و به وى دستور داد كشتى بزرگى بسازد. هنگامى كه نشانه‎اى از عذاب رسید كسانى كه ایمان آورده بودند به كشتى سوار شدند.

سیلاب باران از آسمان سرازیر شد، و چشمه‎هاى زمین به شدت جوشید. سیلى وحشتناك همه جا را فرا گرفت و بیابان‎ها و فراز و فرودها را پر كرد. آب، كشتى را به این سو و آن سو مى‎برد و چون گهواره مى‎گرداند، ولى سرنشینان هرگز آسیبى ندیدند و از خطر رستند.

كافران كه نوح و دیگر ایمانداران را به مسخره مى‎گرفتند. طعمه امواج خروشان شدند و از بین رفتند.

نوح(علیه‎السلام) پس از 50 سال صبر و شكیباى و پیگیرى در راه هدایت مردم، از آنان ناامید شد و سرانجام به نفرینشان برخاست

اینك پیامبر ما از نوح سخن مى‎گوید:

یارانم! فرزندان پاك من، چنان كشتى نوح‎اند، هر كس به كشتى نشست از نابودى برست. كسانى هم كه فرزندان پاك مرا پیشوا قرار دهند از گمراهى و هلاكت نجات پیدا خواهند كرد ... .

این هنگام مردى پرسید: یا رسول الله! پیشوایان بعد از شما چند نفرند؟

حضرت فرمود: دوازده نفر كه همگان از دودمان منند.

او كاخ ستمگران را در هم مى‎كوبد . 

تیرگى، روزگاران را فرا گرفته، و امام مجتبى به خانه نشسته است. آنان نامردمى كرده و امام را در نبرد با معاویه یارى ننموده بودند، به صلح وى خرده مى‎گرفتند.

امام مجتبى در پاسخشان فرمود: افسوسا! كه شما راز كار مرا نمى‎دانید. بهره آنچه انجام داده‎ام، فزونتر از همه چیزهایى است كه خورشید بر آن مى‎تابد... مگر نمى‎دانید من پیشواى شما هستم و اطاعت من بر شما لازم است؟ مگر پیامبر عزیز اسلامى(صلی الله علیه و آله) مرا یكى از دو سرور جوانان بهشت معرفى نفرمود؟

مردم: آرى

 

امام: مگر نمى‎دانید آنگاه كه خضر آن کشتى را سوراخ كرد و دیوار خرابه را ساخت و ... حضرت موسى چون از راز آنها بى خبر بود و حكمت و دلیل آن را نمى‎دانست به خشم آمد. (اینان همچون حكمت صلح و كناره‎گیرى مرا نمى‎دانند، خرده مى‎گیرند) مگر نمى‎دانید كه ما امامان گرفتار بیدادگران زمان خود هستیم، به جز امام قائم(علیه‎السلام) آن كه عیسی پشت سر او نماز مى‎گزارد. خداوند ولادت وى را پنهان، و او را از دیده‎ها دور خواهد داشت، تا در هنگامه خروج و نهضتش گرفتار بیعت ستمكارى نباشد، او نهمین فرزند برادرم حسین(علیه‎السلام) است .

خداوند عمر او را در روزگار غیبت دراز مى‎كند و آنگاه وى را به صورت جوانى چهل ساله ظاهر مى‎سازد، تا مردم بدانند خداوند بر همه چیز توانا است.

 

 


نابودى ستمكاران به دست قائم ما است

امام حسن عسکری(علیه‎السلام) فرمود: بنى امیه و بنى عباس ما را هدف شمشیرهاى خود قرار داده‎اند، به دو جهت:

1- مى‎دانستند سرپرستى مردم حق آنها نیست و از آن بهره‎اى ندارند و از این كه ما قیام كنیم و حقمان را از آنان بگیریم و حكومت حق را بر پا سازیم - در وحشت و اضطراب بودند.

2- از حدیث‎هاى روشن و مسلم دریافته‎اند كه نابودى حكومت ستمگران و زورگویان به دست قائم ما است و خود، نیكو مى‎داند كه ستمگر و زورگو هستند.

اینها در كشتن دودمان پیامبر، سخت كوشیده‎اند تا نگذارند قائم آل محمد به دنیا آید، ولى خداوند نخواست آنها جاى او را بدانند تا آنگاه كه دولت و حكومت او ظاهر شود، اگر چه ستمگران را خوش نیاید.

 

 


نشانه‎هاى پنجگانه ظهور

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: پنج چیز از نشانه‎هاى ظهور قائم ما است .

1- صیحه آسمان: فریادى از آسمان به گوش مى‎رسد كه امام زمان و شیعیان او بر حق‎اند.

2- خروج سفیانى: سفیان، مردى از دودمان ابوسفیان پدر معاویه است؛ و نام او عثمان بن عنبسه مى‎باشد و از شام خروج و هشت یا نه ماه حكومت مى‎كند.

3- خسف بیداء: لشکر سفیانى در سرزمین بیداء كه محلى میان مكه و مدینه است در دل زمین فرو مى‎رود.

4- خروج یمانى: یمانى مردى است كه مردم را به سوى امام زمان مى‎خواند و از یمن قیام مى‎كند.

5- كشته شدن نفس زكیه: نفس زكیه جوانى است از دودمان پیامبر كه نامش محمد بن حسن است و در مكه شهید مى‎شود.

توضیح:

نشانه‎هاى ظهور و قیام امام قائم(عج) دو گونه است . حتمى و غیر حتمى .

نشانه‎هاى غیر حتمى:

ممكن است در زمان‎هاى دیگر نیز پدید آید و تا قیام آن حضرت، فاصله‎اى زیادى داشته باشد، ولى نشانه‎هاى حتمى، نزدیك شدن قیام امام را خبر مى‎دهد كه دیگر فاصله‎اى نیست . نشانه‎هاى بالا، از علامت‎هاى حتمى است .

 

 

و آخرینشان قائم است

صورتى زیبا، موهاى شانه كرده، دندان‎هاى درخشان، لباس و بدنى تمیز و عطرآگین، و از همه با شكوه‎تر، درخشش سیمایى كه تمامیت انسان و كمال را مى‎نمایاند؛ چهره پیامبرى است كه در مسجد نشسته و براى مردم سخن مى‎گوید. آرى پیامبر عزیز اسلام است كه به مسلمانان درس زندگى مى‎دهد. شنوندگان نیز سراپا گوشند و به سخنان جذاب و پر مغز حضرت گوش فرا داده‎اند.

سلمان فارسى: پیرمرد روشن ضمیر ایرانى در جمع حاضران بود و سخنان رسول الله را براى ما چنین بازگو مى‎كند.

پیامبر فرمود: اى مردم! من به زودى‎ شما را وداع خواهم گفت. شما را اى مردم درباره فرزندانم(عترت) سفارش مى‎كنم تا بدانها نیكى كنید و بزرگشان دارید از بدعت(از پدید آوردن كژى‎هایى كه در دین نیست) دورى كنید، زیرا هر گونه بدعتى گمراهى است و گمراهان در آتشند. آن كه از دیدار خورشید محروم است باید از ماه بهره گیرد و آن كه ماه را نمى‎بیند، باید از نور فرقدان (دو ستاره نزدیك قطب شمال) روشنى گیرد و اگر آن دو هم نبوند، از دیگر ستارگان فروزان ...

پیامبر گرامی اسلام فرمودند: من بسان خورشیدم و على (علیه‎السلام) چونان ماه. در آن هنگام كه مرا از دست دادید، على را پیشوا قرار دهید

سلمان مى‎گوید: پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منبر به زیر آمد و به خانه رفت. من نیز آن حضرت را همراه بودم، پرسیدم یا رسول الله! پدر و مادرم فدایت. منظورت از خورشید و ماه و فرقدان چیست كه فرمودید هر كدام را از دست دادید، به دیگرى پناه برید؟ آن گرامى فرمود: من بسان خورشیدم و على (علیه‎السلام) چونان ماه. در آن هنگام كه مرا از دست دادید، على را پیشوا قرار دهید.

و اما فرقدان حسن و حسین هستند كه پس از على(علیه‎السلام) پیشواى شما خواهند بود. اما دیگر ستارگان روشن پیشوایان نُه‎گانه‎اى هستند كه از نسل حسین(علیه‎السلام) پدید مى‎آیند و آخرین آنها، مهدى(عج) است ...

سلمان نام امامان را پرسید و آن حضرت چنین فرمود: نخستین‎شان على بن ابیطالب، پس از او حسن و حسین دو نواده‎ام، و پس از آنان زین العابدین على بن الحسین و بعد، محمد بن على باقر و صادق جعفربن محمد و فرزندش كاظم و فرزند او على كه در خراسان جام شهادت را مى‎نوشد، سپس فرزندش محمد و دو راستگوى دیگر على و حسن و حجة قائم آخرینشان كه درود خدا بر تمامى آنان باد اینان دودمان من و از من هستند، دانش آنان، دانش من و فرمان آنان، فرمان من است آن كه آنان را بیازارد مرا آزرده و از شفاعت من بهره‎مند نخواهد شد.

 

برگرفته از کتاب جهانگشاى عادل، سید جمال الدین دین پرور

 

 

 

 

 

   رمضان ماه ریزش گناهان آمد

 

   ویژه نامه ولادت با سعادت حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف

 

   دلیل تولد امام زمان عجله الله فرجه الرشریف

 

   تشرف به محضر امام عصر عجله الله فرجه الرشریف

 

   فلسفه نام‎هاي امام زمان عجله الله فرجه الرشریف




محل تبلیغ شما

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود