وبسايت مهدوي ثقلين

 چهارشنبه، 5 آذر 1399

حدیث کساء با صدای علی فانی 



دانلود فایل تصویری


دانلود فایل صوتی باکیفیت 128

دانلود فایل صوتی باکیفیت 320




متن حدیث شریف کساء


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

عَنْ فاطِمَهَ الزَّهْراَّءِ عَلَيْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ: قالَ سَمِعْتُ فاطِمَهَ اَنَّها قالَتْ 

دَخَلَ عَلَيَّ اَبي رَسُولُ اللَّهِ في ، بَعْضِ الاَْيّامِ 

فَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا فاطِمَهُ فَقُلْتُ و عَلَيْكَ السَّلامُ 

قالَ اِنّي اَجِدُ في بَدَني ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعيذُكَ بِاللَّهِ يا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ 

فَقَالَ يا فاطِمَهُ ايتيني بِالْكِساَّءِ الْيَماني فَغَطّيني بِهِ فَاَتَيْتُهُ بِالْكِساَّءِ الْيَماني فَغَطَّيْتُهُ بِهِ وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَيْهِ وَاِذا وَجْهُهُ يَتَلاَْلَؤُ كَاَنَّهُ الْبَدْرُ في لَيْلَهِ تَمامِهِ وَكَمالِهِ 

فَما كانَتْ اِلاّ ساعَهً وَاِذا بِوَلَدِيَ الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ وَ قالَ

السَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَ عَلَيْكَ السَّلامُ يا قُرَّهَ عَيْني وَثَمَرَهَ فُؤادي فَقالَ يا اُمّاهُ اِنّي اَشَمُّ عِنْدَكِ راَّئِحَهً طَيِّبَهً كَاَنَّها راَّئِحَهُ جَدّي رَسُولِ اللَّهِ 

فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَ قالَ:

السَّلامُ عَلَيْكَ يا جَدّاهُ يا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لي اَنْ اَدْخُلَ مَعَكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ 

فَقالَ وَ عَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدي وَيا صاحِبَ حَوْضي قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْكِساَّءِ 

فَما كانَتْ اِلاّ ساعَهً وَاِذا بِوَلَدِيَ الْحُسَيْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَ قالَ

السَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَ عَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدي وَيا قُرَّهَ عَيْني وَثَمَرَهَ فُؤادي 

فَقالَ لي يا اُمّاهُ اِنّيَّ اَشَمُّ عِنْدَكِ راَّئِحَهً طَيِّبَهً كَاَنَّها راَّئِحَهُ جَدّي رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّكَ وَاَخاكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ 

فَدَنَي الْحُسَيْنُ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَ قالَ

السَّلامُ عَلَيْكَ يا جَدّاهُ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لي اَنْ اَكُونَ مَعَكُما تَحْتَ الْكِساَّءِ

فَقالَ وَ عَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدي وَيا شافِعَ اُمَّتي قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ الْكِساَّءِ 

فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِكَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ اَبي طالِبٍ وَ قالَ 

السَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَ عَلَيْكَ السَّلامُ يا اَبَا الْحَسَنِ وَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ 

فَقالَ يا فاطِمَهُ اِنّي اَشَمُّ عِنْدَكِ رائِحَهً طَيِّبَهً كَاَنَّها راَّئِحَهُ اَخي وَابْنِ عَمّي رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ وَلَدَيْكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ 

فَاَقْبَلَ عَلِيُّ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَ قالَ

السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لي اَنْ اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ 

قالَ لَهُ وَ عَلَيْكَ السَّلامُ يا اَخي يا وَصِيّي وَخَليفَتي وَصاحِبَ لِواَّئي قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ عَلِيُّ تَحْتَ الْكِساَّءِ 

ثُمَّ اَتَيْتُ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقُلْتُ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبَتاهُ يا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لي اَن اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ

قالَ وَعَلَيْكِ السَّلامُ يا بِنْتي وَيا بَضْعَتي قَدْ اَذِنْتُ لَكِ فَدَخَلْتُ تَحْتَ الْكِساَّءِ 

فَلَمَّا اكْتَمَلْنا جَميعاً تَحْتَ الْكِساَّءِ اَخَذَ اَبي رَسُولُ اللَّهِ بِطَرَفَيِ الْكِساَّءِ وَاَوْمَئَ بِيَدِهِ الْيُمْني اِلَي السَّماَّءِ وَ قالَ 

اَللّهُمَّ اِنَّ هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَيْتي وَخاَّصَّتي وَحاَّمَّتي لَحْمُهُمْ لَحْمي وَدَمُهُمْ دَمي يُؤْلِمُني ما يُؤْلِمُهُمْ وَيَحْزُنُني ما يَحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْ مِنّي وَاَنَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِكَ وَبَرَكاتِكَ وَرَحْمَتَكَ وَغُفْرانَكَ وَرِضْوانَكَ عَلَيَّ وَعَلَيْهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهيراً 

فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ يا مَلاَّئِكَتي وَيا سُكّ انَ سَم و اتي اِنّي ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِيَّهً وَ لا اَرْضاً مَدْحِيَّهً وَلا قَمَراً مُنيراً وَلا شَمْساً مُضِيَّئَهً وَلا فَلَكاً يَدُورُ وَلا بَحْراً يَجْري وَلا فُلْكاً يَسْري اِلاّ في مَحَبَّهِ هؤُلاَّءِ الْخَمْسَهِ الَّذينَ هُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ 

فَقالَ الاَْمينُ جِبْراَّئيلُ يا رَبِّ وَمَنْ تَحْتَ الْكِساَّءِ 

فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّهِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَهِ هُمْ فاطِمَهُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها 

فَقالَ جِبْراَّئيلُ يا رَبِّ اَتَاْذَنُ لي اَنْ اَهْبِطَ اِلَي الاَْرْضِ لاَِكُونَ مَعَهُمْ سادِساً 

فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَهَبَطَ الاَْمينُ جِبْراَّئيلُ وَ قالَ

السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ الْعَلِيُّ الاَْعْلي يُقْرِئُكَ السَّلامَ وَيَخُصُّكَ بِالتَّحِيَّهِ وَالاِْكْرامِ وَيَقُولُ لَكَ وَعِزَّتي وَجَلالي اِنّي ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِيَّهً وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّهً وَ لا قَمَراً مُنيراً وَلا شَمْساً مُضَّيئَهً وَلا فَلَكاً يَدُورُ وَلا بَحْراً يَجْري وَلا فُلْكاً يَسْري اِلاّ لاَِجْلِكُمْ وَمَحَبَّتِكُمْ وَقَدْ اَذِنَ لي اَنْ اَدْخُلَ مَعَكُمْ 

فَهَلْ تَاْذَنُ لي يا رَسُولَ اللَّهِ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَ عَلَيْكَ السَّلامُ يا اَمينَ وَحْيِ اللَّهِ اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ جِبْراَّئيلُ مَعَنا تَحْتَ الْكِساَّءِ 

فَقالَ لاَِبي اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحي اِلَيْكُمْ يَقُولُ اِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً 

فَقالَ عَلِيُّ لاَِبي يا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْني ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْكِساَّءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَ اللَّهِ 

فَقالَ النَّبِيُّ وَالَّذي بَعَثَني بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَاصْطَفاني بِالرِّسالَهِ نَجِيّاً ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا في مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَْرْضِ وَفيهِ جَمْعٌ مِنْ شَيعَتِنا وَمُحِبّينا اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَيْهِمُ الرَّحْمَهُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلاَّئِكَهُ وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلي اَنْ يَتَفَرَّقُوا 

فَقالَ عَلِيُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَفازَ شيعَتُنا وَرَبِّ الْكَعْبَهِ 

فَقالَ النَّبِيُّ ثانِياً يا عَلِيُّ وَالَّذي بَعَثَني بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَاصْطَفاني بِالرِّسالَهِ نَجِيّاً ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا في مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَْرْضِ وَفيهِ جَمْعٌ مِنْ شيعَتِنا وَمُحِبّينا وَفيهِمْ مَهْمُومٌ اِلاّ وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَكَشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَهٍ اِلاّ وَقَضَي اللّهُ حاجَتَهُ 

فَقالَ عَلِيُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا وَكَذلِكَ شيعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِي الدُّنْيا وَالاْخِرَهِ وَرَبِّ الْكَعْبَه.


جابر گوید شنیدم از فاطمه زهرا که فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا دربعضی از روزها و فرمود: سلام بر تو ای فاطمه در پاسخش گفتم: بر تو باد سلام فرمود: من در بدنم سستی و ضعفی درک می کنم ، گفتم: پناه می دهم تو را به خدا ای پدرجان از سستی و ضعف فرمود: ای فاطمه بیاور برایم کساء یمانی را و مرا بدان بپوشان من کساء یمانی را برایش آوردم و او را بدان پوشاندم و هم چنان بدو می نگریستم و در آن حال چهره اش می درخشید همانند ماه شب چهارده پس ساعتی نگذشت که دیدم فرزندم حسن وارد شد و گفت:

سلام بر تو ای مادر گفتم: 

بر تو باد سلام ای نور دیده ام و میوه دلم گفت: مادرجان من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم گویا بوی جدم رسول خدا است گفتم: آری همانا جد تو در زیر کساء است پس حسن به طرف کساء رفت و گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار ای رسول خدا آیا به من اذن می دهی که وارد شوم با تو در زیر کساء؟ فرمود: بر تو باد سلام ای فرزندم و ای صاحب حوض من اذنت دادم پس حسن با آن جناب بزیر کساء رفت ساعتی نگذشت که فرزندم حسین وارد شد و گفت: 

سلام بر تو ای مادر گفتم: بر تو باد سلام ای فرزند من و ای نور دیده ام و میوه دلم فرمود: مادر جان من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم گویا بوی جدم رسول خدا ص است گفتم آری همانا جد تو و برادرت در زیر کساء هستند حسین نزدیک کساء رفته گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار، سلام بر تو ای کسی که خدا او را برگزید آیا به من اذن می دهی که داخل شوم با شما در زیر کساء فرمود: و بر تو باد سلام ای فرزندم و ای شفاعت کننده امتم به تو اذن دادم پس او نیز با آن دو در زیر کساء وارد شد در این هنگام ابوالحسن علی بن ابیطالب وارد شد و فرمود سلام بر تو ای دختر رسول خدا گفتم: 

و بر تو باد سلام ای ابا الحسن و ای امیر مؤ منان فرمود: ای فاطمه من بوی خوشی نزد تو استشمام می کنم گویا بوی برادرم و پسر عمویم رسول خدا است؟ گفتم: آری این او است که با دو فرزندت در زیر کساء هستند پس علی نیز بطرف کساء رفت

و گفت:
سلام بر تو ای رسول خدا آیا اذن می دهی که من نیز با شما در زیر کساء باشم رسول خدا به او فرمود: و بر تو باد سلام ای برادر من و ای وصی و خلیفه و پرچمدار من به تو اذن دادم پس علی نیز وارد در زیر کساء شد، در این هنگام من نیز بطرف کساء رفتم و عرض کردم سلام بر تو ای پدرجان ای رسول خدا آیا به من هم اذن می دهی که با شما در زیر کساء باشم؟ فرمود:

و بر تو باد سلام ای دخترم و ای پاره تنم به تو هم اذن دادم ، پس من نیز به زیر کساء رفتم ، و چون همگی در زیر کساء جمع شدیم پدرم رسول خدا دو طرف کساء را گرفت و با دست راست به سوی آسمان اشاره کرد و فرمود: 

خدایا اینانند خاندان من و خواص ونزدیکانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است می آزارد مرا هرچه ایشان را بیازارد وبه اندوه می اندازد مراهرچه ایشان را به اندوه در آورد من در جنگم با هر که با ایشان بجنگد و در صلحم با هر که با ایشان درصلح است ودشمنم باهرکس که با ایشان دشمنی کند و دوستم با هر کس که ایشان را دوست دارد اینان از منند و من از ایشانم پس بفرست درودهای خود و برکتهایت و مهرت و آمرزشت و خوشنودیت را بر من و بر ایشان و دور کن از ایشان پلیدی را و پاکیزه شان کن بخوبی پس خدای عزوجل فرمود: 

ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمانهایم براستی که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در جریان را مگر به خاطر دوستی این پنج تن اینان که در زیر کسایند پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا کیانند در زیر کساء؟ خدای عزوجل فرمود: 

آنان خاندان نبوت و کان رسالتند: آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش جبرئیل عرض کرد: پروردگارا آیا به من هم اذن می دهی که به زمین فرود آیم تا ششمین آنها باشم خدا فرمود: آری به تو اذن دادم پس جبرئیل امین به زمین آمد و گفت: 

سلام بر تو ای رسول خدا، پروردگار علیّ اعلی سلامت می رساند و تو را به تحیت و اکرام مخصوص داشته و می فرماید: به عزت و جلالم سوگند که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در جریان را مگر برای خاطر شما و محبت و دوستی شما و به من نیز اذن داده است که با شما در زیر کساء باشم پس آیا تو هم ای رسول خدا اذنم می دهی؟ رسول خدا ص فرمود و بر تو باد سلام ای امین وحی خدا آری به تو هم اذن دادم پس جبرئیل با ما وارد در زیر کساء شد و به پدرم گفت: همانا خداوند به سوی شما وحی کرده و می فرماید: 

حقیقت این است که خدا می خواهد پلیدی و ناپاکی را از شما خاندان ببرد و پاکیزه کند شما را پاکیزگی کامل علی علیه السلام به پدرم گفت: ای رسول خدا به من بگو این جلوس و نشستن ما در زیر کساء چه فضیلتی و چه شرافتی نزد خدا دارد؟ پیغمبر ص فرمود: سوگند بدان خدائی که مرا به حق به پیامبری برانگیخت و به رسالت و نجات دادن خلق برگزید که ذکر نشود این خبر و سرگذشت ما در انجمن و محفلی از محافل مردم زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند جز آنکه نازل شود بر ایشان رحمت حق و فرا گیرند ایشان را فرشتگان و برای آنها آمرزش خواهند تا آنگاه که از دور هم پراکنده شوند، علی که این فضیلت را شنید فرمود: 

با این ترتیب به خدا سوگند ما رستگار شدیم و سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند، دوباره پیغمبر فرمود: ای علی سوگند بدان که مرا بحق به نبوت برانگیخت و به رسالت و نجات دادن خلق برگزید ذکر نشود این خبر و سرگذشت ما درانجمن ومحفلی از محافل مردم زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند و در میان آنها اندوهناکی باشد جز آنکه خدا اندوهش را برطرف کند و نه غمناکی جز آنکه خدا غمش را بگشاید و نه حاجتخواهی باشد جز آنکه خدا حاجتش را برآورد، علی گفت: بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم و هم چنین شیعیان ما کامیاب و سعادتمند شدند در دنیا و آخرت؛ قسم به پروردگار کعبه.


شرح ماجرای حدیث کساء

هیچ یک از احادیثی که پیرامون رویداد کساء رسیده است آن را به طور کامل بیان نکرده و هر یک به بخشی از آن اشاره دارند. آنچه که در ذیل می آید بهره گیری از تمام روایات برای تصویر کامل رویداد کسا است.

پیامبر اسلام(ص) در خانه همسرش، امّ سلمه قرار است پیام مهمی از سوی خداوند درباره چند تن از نزدیکان خود دریافت کند. لذا به همسرش تأکید می کند که به هیچ کس اجازه ورود ندهد. از سوی دیگر، در همین روز، فاطمه(س)، دختر پیامبر(ص) تصمیم می گیرد برای پدر غذای مناسبی به نام عصیده (کاچی)[1] تهیه کند. او این غذا را در دیگ کوچک سنگی فراهم می کند و آن را روی طبقی گذاشته، برای پدر می آورد.امّ سلمه می گوید: «من نتوانستم مانع ورود فاطمه شوم». پیامبر(ص) به دخترش فرمود: «برو و همسر و دو فرزندت را هم بیاور». فاطمه(س) بی درنگ به منزل بازگشت و همراه همسر و دو فرزندش ـ که در آن وقت، خردسال بودند ـ به خانه پدر وارد شد. ام سلمه با اشارهٔ رسول خدا(ص) برخاست و در کناری مشغول نماز شد.

رسول خدا(ص) با علی(ع) و فاطمه(س) و دو فرزندش حسن(ع) و حسین(ع)، کنار سفرهٔ فاطمه نشستند. پیامبر(ص) کسای خیبری(عبایی از بافته های مردم منطقه خیبر) را بر سر داماد و دختر و فرزندانش می کشد و با دست راست به آسمان اشاره می کند و می فرماید:«خدایا! اینان اهل بیت(ع) من هستند. پس هر گونه پلیدی را از آنها دور کن و کاملاً پاکشان گردان!»

آن گاه جبرئیل امین، نازل شد و آیه تطهیر را خواند: إِنَّمَا یرِیدُ اللَّـهُ لِیذْهِبَ عَنکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا ﴿٣٣﴾ (ترجمه:. ..خدا فقط می خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر ]بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.)[ احزاب–۳۳]

امّ سلمه جلو آمد و گوشه کسا را بلند کرد ولی پیامبر(ص) کسا را از دست او کشید و مانع ورود او به جمع اهل بیت(ع) خود شد.امّ سلمه عرض کرد: آیا من در شمار اهل بیت نیستم؟ پیامبر(ص) خدا فرمود: تو در راه خیر و نیکی هستی، تو از همسران پیامبر خدایی.[2]
سند حدیث کساء

این رویداد از نظر سند هیچ گونه خدشه ای را نمی پذیرد محدثان بزرگ آن را در کتب معتبر خود نقل کرده اند این حدیث اصطلاحاً مستفیض است و حتی با تحقیقی گسترده می توان ادعای تواتر در آن کرد. این رویداد در جامعه اسلامی به قدری معروف شد که روز وقوع آن روز کسا نامیده شد و خمسه طیبه ای که مشمول عنایت خاص الهی در آن روز شدند به اصحاب کسا ملقب گردیدند.[3]

طبری در کتاب دلائل الامامة می گوید: مسلمانان اتفاق نظر دارند که همزمان با نزول آیه تطهیر پیامبر(ص)؛ علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را فراخواند و با کساء آنان را پوشاند و چنین دعا کرد «اللهم هؤلاء أهلی فأذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا» خدایا اینان اهل بیت من هستند از آن ها پلیدی را دور کن و آن ها را پاک گردان.[4]


در کتب شیعه

این روایت در کتب تفسیری شیعه آمده است؛ از جمله تفسیر قمی،[5] تفسیر فرات کوفی،[6] و البرهان فی تفسیر القرآن[7]

در کتب حدیثی شیعه نیز متن این روایت آمده است؛ مانند اصول کافی،[8] و امالی شیخ طوسی[9]


در کتب اهل سنت

این روایت در کتب حدیثی اهل سنت نیز نقل شده است. حدیث کساء در «صحیح مسلم» این چنین آمده است: عایشه گوید: روزی رسول خدا بیرون آمد و عبائی نقشدار که از موی سیاه بافته شده بود، بر دوش داشت. ابتداحسن(ع) آمد، او را به زیر عبا جای داد؛ پس از او حسین(ع) آمد، او را هم به زیر عبا جای داد سپس فاطمه آمد و در زیر عبا قرار گرفت، بعد علی(ع) آمد و او را هم همراه دیگران زیر عبا؛ جای داد و فرمود: «إنّما یُریدُ اللّه لِیُذْهِبَ عَنْکُم الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطْهِیراً»[10]

ابن حجر در صواعق المحرقه می گوید: به سند صحیح رسیده که پیامبر(ص) کسائی را بر روی آن چهار نفر انداخت. آن گاه عرض کرد: بارخدایا! اینان اهل بیت من و خاصه من هستند، پلیدی را از آنان دور ساز و آنان را پاک گردان..[11] ابن اثیر در اسد الغابه[12] و احمد بن حنبل در مسند خود[13] این حدیث را آورده اند و ابن تیمیه در منهاج السنة می گوید: «حدیث کسا از احادیث صحیح السندی است که احمد، ترمذی از ام سلمه نقل کرده و نیز مسلم در صحیح خود از عایشه نقل نموده است.»[14]

این روایت در کتب تفسیری اهل سنت نیز آمده است. زمخشری درالکشاف، [15] فخر رازی در التفسیر الکبیر[16] و هر یک از قرطبی[17]، ابن کثیر[18] و سیوطی[19] در تفسیرهایشان حدیث کساء را نقل کرده اند. قُرطُبیّ[20] در تفسیر آیه تطهیر از امّ سلمه چنین نقل نموده اند: هنگامی که آیه تطهیر نازل شد، رسول خدا، علی(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) را فراخواند و بر آنان کسائی خیبری پوشاند.


استدلال ائمه به حدیث کساء

حضرت علی(ع) در بیان یکی از دلایل حقانیت خود به خلافت و جانشینی پیامبر(ص) از حدیث کساء یاد می کند و به خلیفه یادآوری می کند: «آیا آیه تطهیر برای من و خاندان و فرزندانم فرود آمده یا برای تو و خاندان و فرزندانت؟ گفت: بلکه تو و خاندانت. فرمود: تو را به خدا! آیا من و خاندان و فرزندانم در روز کساء مشمول فراخوانی پیامبر خدا (ص) بودیم که: «خداوندا! اینان خاندان منند که رهسپار به سوی تو هستند نه به سوی آتش» یا تو؟»[21]

همچنین حضرت علی(ع) در شورایی که خلیفه دوم برای تعیین خلیفه بعدی تشکیل داده بود به حدیث کساء برای برتری خود در امر حکومت و جانشینی پیامبر(ص) استشهاد کرد.[22]

زمانی که اصحاب پیامبر(ص) در مورد فضائل خود به همدیگر تفاخر می کردند حضرت علی(ع) در بیان برتری خود و اهل بیت(ع) خود از حدیث کساء یاد کرد.[23]

بعد از صلح امام حسن(ع) با معاویه، و بعد از سخنرانی معاویه، امام حسن(ع) سخنرانی کرد و بعد از ذکر آیه مباهله در شأن اهل بیت(ع) در بیان فضیلت خود و اهل بیت(ع) به حدیث کساء استدلال کرد.[24]


حدیث کسای منقول در مفاتیح الجنان

حدیث پایانی مفاتیح که به نام حدیث کساء مشهور شده است، در هیچ یک از کتب معتبر فریقین حتی در کتاب هایی همچون بحارالانوار که هدف آن ها جمع آوری احادیث منسوب به اهل بیت(ع) بوده است، وجود ندارد.

شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الآمال پس از اینکه حدیث کساء را از احادیث متواتر نقل می کند درباره حدیث شایع شده می نویسد: «اما حدیث معروف به حدیث کسا که در زمان ما شایع است به این کیفیت در کتب معتبره معروفه و اصول حدیث و مجامع متقنه محدثان دیده نشده و می توان گفت از خصایص کتاب منتخب (طریحی) است»[25]

همان طور که شیخ عباس قمی اشاره کرده نخستین کتاب که حدیث کسا را به این صورت نقل کرده است، کتاب منتخب طریحی است که آن هم حدیث را بدون سند ذکر کرده؛ و این، بدان معناست که از صدر اسلام تا حدود هزار سال بعد، از این حدیث، هیچ اثری در کتب حدیثی دیده نمی شود.

بسیاری از محدّثان بزرگ شیعه، همچون: کلینی، طوسی، مفید، طبرسی و ابن شهر آشوب در کتب خود، حدیث کسا را همان گونه ای که در صدر این نوشته آمده است ـ با اختلاف تعابیر ـ آورده اند و مخالف متن حدیث کسای شایع است.[26]

پی نوشت

[1] غذایی که با آرد و روغن، درست می‌شود.لسان العرب: ج۳، ص ۲۹۱

[2] ری شهری، اهل بیت(ع) در قرآن و حدیث، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۸.

[3] ری شهری، اهل بیت(ع) در قرآن و حدیث، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۸.

[4] طبری، دلائل الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۲۱.

[5] قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص ۱۹۳.

[6] فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ۱۴۱۰ق، ص۱۱۱، ص ۳۳۲-۳۳۷.

[7] بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۱۰۶

[8] کلینی،الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۸

[9] طوسی، الأمالی، ۱۴۱۴ق، ص۳۶۸، ص۵۶۵.

[10] مسلم، صحیح مسلم، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۱۹۰.

[11] ابن حجر، صواعق المحرقه، ۱۳۸۵ق، ص۱۴۳.

[12] ابن الأثیر، أسد الغابة، ۱۳۷۷ق، ج۴، ص۲۹.

[13] احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۴۱۵.

[14] ابن تیمیه، منهاج السنه، ۱۴۰۶ق، ج۵، ص۱۳.

[15] زمخشری، الکشاف، دارالکتاب العربی، ج۱، ص۳۶۸-۳۷۰.

[16] رک: فخر الرازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۸، ص ۲۴۷.

[17] قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۱۴، ص۱۸۳.

[18] ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۶، ص ۳۶۹.

[19] سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۲۱ق، ج۵، ص۳۷۶

[20] قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۱۴، ص۱۸۳.

[21] صدوق، الخصال، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۳۳۵.

[22] صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۵۶۱.

[23] صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ۱۳۹۶ق، ج۱، ص۲۷۸.

[24] طوسی، الأمالی، ۱۴۱۴ق، ص۵۵۹.

[25] عباس قمی، منتهی الآمال، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۸۲۰.

[26] ری شهری، اهل بیت(ع) در قرآن و حدیث، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۴۲.


اگر فواید حدیث کسا را بدانید قرائت روزانه اش را از دست نمی دهید+نظر آیت الله بهجت و سید علی قاضی
کارگر آنلاین:حضرت آیت‌الله بهجت‌ قدس‌سره مانند دیگر عالمان بزرگ شیعه توجه ویژه‌ای حدیث کساء داشت. شاید چشم‌گیرترین امری که در این‌باره از ایشان مشهود بود، قرائت دائمی حدیث کسا بود. ایشان شب‌ها این حدیث را قرائت می‌کرد و حتی در سالیانی دورتر، افراد خانواده را گرد هم می‌آورد و به همراه ایشان حدیث کسا می‌خواند. گاهی هم در لابه‌لای کلامش به فرازهای آن روایت اشاره می‌کرد و گاهی هم صراحتاً درباره حدیث کسا سخن می‌گفت. 

باور ایشان این بود که امام عصرعجلاللهتعالیفرجهالشریف به مجالس حدیث کسا توجه ویژهای دارند. گاهی هم در پاسخ به شبهاتی که درباره سند این روایت مطرح می‌شد، مطالب روشن‌گری بیان می‌فرمودند؛ به‌عنوان مثال حضرت آیت‌الله بهجت‌ قدس‌سره معتقد بودند کسانی که اهل تعقل و درایت باشند و با دقت در عجایب این حدیث بنگرند، صحت این روایت را می‌یابند و دیگر نیازی به سند آن ندارند. 

آیت‌الله بهجت‌ رحمه‌الله می‌فرمود: «چند معجزه در حدیث کساء است؛ به امام حسن‌ علیه‌السلام می‌فرماید: صاحب حوض هستی. آیا تا به حال گفته بود تو صاحب حوض من هستی؟! به امام حسین‌ علیه‌السلام می‌گوید: تو شافع امت من هستی». آیت الله بهجت سفارش می کرد برای شفای مریض حدیث کساء را مکررا بخوانید و هنگام خواندن در مجلس عود روشن کنید.



  • اشتراک در واتس اپ
  • اشتراک در جی میل
  • اشتراک در تلگرام
  • اشتراک در توییتر
  • اشتراک در فیسبوک

  •  

     زندگی نامه امام مهدی عجله الله فرجه الشریف برگرفته از کتاب منتهی الامال

     

     دعای ندبه / متن و صوت

     

     نماز جعفر طیار / اعمال شب نیمه شعبان

     

     توصیه های اخلاقی آیت الله سید علی قاضی طباطبایی

     

     دعای سمات / متن و صوت

    ارسال نظر

    نام:*
    ایمیل:*
    متن نظر:
    • مردم و لبخندها
      حیوانات و طبیعت
      غذا و نوشیدنی
      فعالیت‌ها
      سفر و مکان
      اشیاء
      نمادها
      پرچم‌ها
    کد را وارد کنید: *
    عکس خوانده نمی شود
     
    shaban